اما باور کنید که دلم میخواست بازنده بودم ولی اعتماد مردم به این ارزانی حراج نمیشد.
و واقعیت این است که آن بسیجی نادان که سر و جانش را فدای آقایش می کند به آرمانهای جنبش سبز ، به خون شهیدان ، خیانت نکرده و نقشی در استحکام دیوار های زندان نداشته .
نه حتی آن بقال سر کوچه که در رای گیری شرکت کرد تا مبادا نبود مهری در دفترچه اش نانش را ببرد.
یا آن زن خانه نشینی که فکر میکند شرکت در این انتخابات از وضایف شرعی اوست و اگر چنین نکند مسلمان خوبی نیست .
نه ،اینها به کسی خیانت نکردند.
آنکه خیانت کرد خاتمی است ، و دفعه ی اولش هم نبود. خاتمی به اعتماد مردم خیانت کرد . برای چندمین بار .
خودتان هم میدانید که اگر خاتمی جای موسوی بود تا فردای روز انتخابات هم همراه مردم نبود ، چه برسد تا اینجا.
تلاش های شما تاسف آور و ترحم انگیز است ، ولی باور کنید ، با یک نظام طرف هستید پس برای همه یک مصلت بیاندیشید ،
سوا نکنید لطفا ، در هم ببرید .
پس نوشت یک :
ماله کشی دوستداران خاتمی برای توجیه حقارت او حال به هم زن ، رقت انگیز و ترحم آور است.
این کار بیش از پیش نشان میدهد که دوستان ما با شبان رمه ای مخالفت نیستند. به آزادی عقیده نه تنها نیازی ندارند بلکه اعتقادی هم ندارند .
خاتمی یک انسان حقیر است که برای چندمین بار به مردم پشت کرد. همین .
با دیدن تلاش بچه ها در توجیه گندی که خاتمی زد ، تئوری بافی هایشان ، که حتی در حد صحبت از " از خود گذشتگی خاتمی " می آورند ،بی تعارف حال بدی به من دست میدهد.
فکر میکنم که خاتمی با همین باور دیروز پای صندوق رای رفت که حتما عده ای هستند که گند کاری اش را به طریقی " مردم پسند " و حتی " آکادمیک پسندانه توجیه بکنند . پس ما بریم رایمان را بدیم شاید فردا استخوانی هم به سمت ما پرت کردند و مشغول سق زدن آن شدیم....
برای همه ی دوستانی که سخاوتمندانه در نقش عمله های ماله کش گند کاری های ولی های فقیه شان نقش بازی می کنند کمی آزادی اندیشه و اندیشه ی آزاد آرزو می کنم ،
تاسف آورید ... جدا می گویم !
با دیدن شما و تلاشهایتان به فکر گفتار دوستی می افتم که در زمانی که این حرفش را زد به شدت و با داد و فریاد با او مخالفت کردم . او میگفت این ها چیزی فرای جمهوری اسلامی نمیخواهند. همان را میخواهند با مهره هایی دیگر . بهتر از این نمیدانند ...
تاسف آورید ، یه فکری به حال خودتان بکنید ... راستی چه می خواهید ؟ یعنی خواستتان از آزادی در حد عبای خاتمی نزول کرده ؟
تاسف آورید ...
البته من اگر بودم ، تیتر را اینگونه می گذاشتم :
باید از خاتمی پاندازی آموخت !
پس نوشت 3:
مسئله برای ایشان این است که هر کاری خاتمی بکند خوب است و نه این که کار خوب چیز مشخصی باشد و خاتمی آن کار را نکرده باشد.
در حقیقت این دوستان دارند ثابت میکنند که این میانه نوکر آقا هستند و نه نوکر بادمجان ...
محمد خاتمی : تا آزادی زندانیان سیاسی و تضمین انتخابات آزاد ، در انتخابات شرکت نمی کنیم .
طرفداران : آفرین شیخ ، آفرین به شرفت
Comments (8)
من خاتمی نیستم ... رئیس جمهور نبودم ... اطلاعاتم هم در حد رئیس جمهور سابق نیست ... ملاحظات اونو هم ندارم ... شاید اگر منم جای اون بودم رای میدادم ...
اما از رای دادنش دردم گرفت ... بیشتر بخاطر اینکه اونوری ها ریشخندم کردند که دیدی ... خاتمی هم رای داد .. دیگه چی میگی؟
دردم اومد ... لجم گرفت .. خیلی هم حرص خوردم ...
اما واقعا ملاحظاتشو نمیدونم .... اگر حفظ جان میر حسین هم این کارو کرده باشه ... قابل قبوله ... شایدم ملاحظات دیگه ای داشته که قابل قبوله ... نمیدونم ... نمیتونم قضاوت کنم ...
اما اگه روزی خاتمی رو دیدم حتما بهش خواهم گفت دردم گرفت که رای دادی ...
Posted by javad | March 9, 2012 2:13 PM
Posted on March 9, 2012 14:13
please read this
http://www.rahesabz.net/story/50062
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عامل آن خوف بوده ؟
آره والا ، اصلا طفلک خوابش نمیبره از نگرانی این که کشتی نظامش پنچر نشه یه وقت
:)))
م
Posted by Anonymous | March 4, 2012 3:03 AM
Posted on March 4, 2012 03:03
من از طرفداران خاتمی نوشته ای که مضمونش این باشد که به کسی چه مربوط هست که خاتمی رای داده یا مثال این ندیدم..... حالا چرا صبر نمیکنیم ببینیم دلیل ایشان چه بوده؟ ...بعدش هم مگر مردم دنبال این هستند که اگه خاتمی رای بده اونام برند و رای بدهند ؟ اگر کسی نظر خاتمی تعین میکنه که چه باید بکنه که ظاهرا خاتمی قبلش گفته رای ندید ...اینهایی هم که من دیدم خاتمی و عملکردش رو حمایت میکنند از انچه که من از نوشته هایشان خوندم میگویند که خیلی موارد قبلا از تصمیم های خاتمی متحیروحتا ناامید شده اند و بعد گذشت زمان نظرشان عوض شده و فهمیدهاند تصمیم خاتمی درست بوده........خودم وقتی اولین باردر زمان ریاست جمهوری خودش که مردم اعتراض کردند وعملکرد خاتمی رو دیدم نتیجه گرفتم که فقط سوپاپ اطمینان نظام هست ولی حالا که سالها گذشته و وضیت را میبینم از ته قلب درک میکنم که تمام تلاشش واقع بینانه بود و تلاش میکرد با کمترین آسیب اصلاحات رو پیش ببره ... شخصا خاتمی رو آدمی دیدم که دائم تلاش میکند که آسیب هارو کم کند...البته این نظر شخصی من هست و اصراری هم روش ندارم چون اصلان عملکرد خاتمی خیلی برام تعیین کننده نیست.. هرچند بنظرم قابل تامل هست ....الان هم منتظر توضیحش هستم ...هرچند تصمیم گیری من رو عملکرد خاتمی تعیین نمیکنه ولی نکات ایشان اکثرا با واقیت بیشتر سازگار بوده و به نظر من دلسوزانه بوده ...بعدش هم تجربه به من نشون داده که اگر کسی اشتباه کرد فقط یاد بگیرم و بشناسم ...با تندی و محکوم کردن هیچ حاصلی جز دورتر شدن ازحقیقت و نجات از این وضیت نداره ووضیت و احوال رو بدتر هم میکنه ...نمیدونم چرا یاد بختیار افتادم! ....یادمه وقتی بختیار نخست وزیری شاه رو قبول کرد ..همه محکومش کردند به خیانت و امثال این ..اما امروز میفهمم که اگرقدرت تدریجی از شاه به مردم منتقل میشود کجا بودیم ولی بدبختانه الان این جاییم!! ولی اون زمان همه گفتند خاین و ...محکومش کردند ..کاش یاد میگرفتیم تامل کردن رو ....کاش یاد میگرفتیم که اینقدر زود محکوم نکنیم ....کاش یاد میگرفتیم که فقط عملکرد هایی که به نظرمون درست هست رو تایید و تشویق کنیم و به کسانی که لااقل خیانت کار بودن و جداشدناشون از مردم برامون روشن نیست اینقدر حمله نکنیم ....
Posted by nasrin | March 3, 2012 11:29 PM
Posted on March 3, 2012 23:29
سلام مهشید جان،
من محسا هستم . چند وقت پیش (فکر کنم پارسال بود). شما مطلبی در مورد زنان تان فروش و نگاهی که به اون در جامعه میشه نوشته بودید، من هم نظر دادم به این صورت که این کار اونقدرها هم با بقیه کارها فرق نداره. مگه تو بقیه کارها از کارگران سوّ استفاده نمیشه، و هر کسی هر هنری داره را معمولا عرضه میکنه تا در ازای اون چیزی دریافت کنه و....
و شما هم در جواب من نوشتید که این مقایسه درست نیست. و پرسیدی آیا خود تو حاضری اگر برای هنر یا کاری که تو داری مشتری نبود این کارو انجام بدی؟
امروز تصمیم گرفتم به این سوالت جواب بدم، اره! و دارم همین کارو میکنم. من تازه دورهٔ دکتری را تموم کردم، تو فرصتی که داشتم نتونستم کاری پیدا کنم تا بر اساس اون اقامت دائم بتونم بگیرم، و حالا دارم با یک فردی که اقامت اینجارو داره ازدواج میکنم تا از این طریق کارم درست بشه. به همین دلیل از همسرم جدا شدم، (چون برای من داشتن اقامت اینجا بیش از بقیه خواسته هام ارزش داره، به دلایل مختلف).
این آقا برای ۱ سال با من زندگی خواهد کرد، به عنوان همسر. و همون اول این شرط را گذشته که توقع ارتباط جنسی هم داره. و من هم پذیرفتم، چون زمان محدودی دارم و نمیتونم وقتم را از دست بدم، سالها تلاش کردم تا اینجا خودم را رسندم، حالا نمیخوام این فرصت را از دست بدم.
به همین راحتی!!!!!!!!!! شاید فکر کنی، حالا خودم را لوس کردم تا یک جوابی داده باشم، و حالا این کار اصلا شبیه به کار اون گروهی که شما در موردش نوشتید نداره. ولی من فکر میکنم هر ۲ تش مثل هم هست، حد عقل تا ۸۰% به هم شبیه هستند. کیفیت همون هست حالا ممکنه کمیت فرق داشته باشه.
من احساس خجالت نمیکنم، احساس حقارت هم نمیکنم، یعنی اصلا هیچ حسی ندارم به جز استرس
منو ببخش که پایین یه متن دیگه این نظر بیربط را نوشتم چون نتونستم آدرس امیلت را پیدا کنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
راستش من نمیدونم میخواستی این را منتشر کنم یا نه
آدرسی هم نگذاشتی تا ازت بپرسم
منتشرش کردم ، اگر مایل نیستی ، میتوانم برش دارم.
م
Posted by Mahsa | March 3, 2012 10:31 PM
Posted on March 3, 2012 22:31
in mardak on mogheh ke reis jomhor bood va oon eftezah to daneshgah Tehran be bar omad, hich hemayati nakard. che bereseh be alan !!!!
yadam hast on rozay entekhabat khatami, hame ja sohbat az khobi ishon bod, to autobus chand ta dokhtr javoon ba chand ta pesar ham dashtand dar moredesh harf mizadand. yehoo ye khanom mosen goft: Sag zard baradr Shoghal ast!!!
Posted by Anonymous | March 3, 2012 10:10 PM
Posted on March 3, 2012 22:10
نظر من به نظر عمه خاتمی نزدیک تر است ( مقام معظم رهبری ( خ-ر سابق))
Posted by Anonymous | March 3, 2012 9:53 PM
Posted on March 3, 2012 21:53
https://balatarin.com/permlink/2012/3/2/2948332#c-5322980
Posted by س م ح | March 3, 2012 5:12 PM
Posted on March 3, 2012 17:12
زیاد خودتان را برای رای دادن و ندادن این و آن ناراحت نکنید. وقتی آنهایی که منفعتشان در رای ندادنست رای میدهند، از آنی که منفعت دارد جه انتظاری دارید؟ البته باز هم صبر میکنیم تا متهم به پیش داوری نشویم. یادتان هست پس از وقایع سال 88 ابتدا موسوی و کروبی متهم به بی عملی شدند تا بعد خبر آمد که نمیتوانند از در خانه درآیند؟ (خودمانیم انگار در این قحطالرجال دوست دارم خودم را فریب بدهم!!!) اینقدر فشار عصبی و معاش و ... زیاد است که در اینجا همه توصیه میکنند نه به اخبار گوش بده و نه پیگیر سیاست باش تا بلکه شانس داشته باشی جزو آن 15٪ خوشبخت شوی که در این ماتمکده دچار عوارض روانی نیستند! که یعنی کره خر آمدن و الاغ رفتن! خیلی وقتها از فرط فشار نومیدی است که دوست داریم به رجالهها هم آویزان شویم. برای تغییر مسیر صحبت توصیه میکنم این مقاله زیبا را بخوانید که از وقتی خواندمش یاد شما افتادم که لذت خواهید برد:http://www.iran-emrooz.net/index.php?%2Ffschool%2Fmore%2F34299%2F
Posted by ک. اخوان | March 3, 2012 4:09 PM
Posted on March 3, 2012 16:09