« دیکتاتور مرد ! | Main | داریوش و فرامرز اصلانی »

بهائیت

 بهاییت و آیین بها

 


دیشب آقای فریدون فرهمن استاد ایران شناس دانشگاه کپنهاگ  و نویسنده ی کتاب های بهاییت در ایران و 160 سال مبارزه با آئین بهایی ، در استکهلم سخنرانی داشت. در سخنرانی و ساعاتی بعد از سخنرانی با این مرد نازنین بودیم . انسانی است  مهربان ، منصف ،  اندیشمند و فرهیخته.

و در صحبت هایی که با ایشان داشتم به این نتیجه رسیدم که دین بهایی ، احتمالا به دلیل اینکه ریشه هایی در اسلام دارد ـ خود بها ابتدا مسلمان بوده ـ  و بسیاری از نکات منفی دین اسلام را دریافته ، و احتمالا به دلیل زمان جدایی اش که بیش از هزار سال بعد از اسلام آمده ، بسیار مترقی تر و مدرن تر از دین اسلام است. اما همچنان دینی مردانه است و ریشه در سنت ها و آداب فرهنگ مردسالار دارد.

این دین نسبت به دیگر دین هایی که می شناسم ، نکات جالبی دارد ، منجمله این که انسان بهایی به دنیا نمی آید بلکه بهایی می شود. در یک خانواده ی بهایی ، به گفته ی آقای فرهمن  کودک بعد از رسیدن به سن بلوغ دین را انتخاب می کند یا از آن فاصله می گیرد.  البته من در دوران راهنمایی دوستی داشتم که متوجه شدم بهایی است ، و او در سن زیر 18 سال خود را بهایی میدانست ، که این مسئله با آنچه دیشب شنیدم متفاوت است.
شاید این اصل مطلوب است ، ولی مسلم است که یک خانواده ی بهایی ـ با توجه به فشاری که این انسانها به خاطر دین و آئینشان متحمل شده اند که ار این دین یک فرقه ی مذهبی ساخته است ـ کودکان خود را با آیین خود پرورش می دهند . یعنی مثل هر دین دیگری است ، ولی بجه ها میتوانند در سن 18 سالگی دین را بپذیرند یا آن را رد کنند.

طوری که من متوجه شدم ، آزادی های فردی انسان منجمله آزادی  در انتخاب در این دین به حداقل رسیده است. در صحبت های آقای فرهمن  متوجه شدم که مشارکت سیاسی افراد در آیین بهاییت باید با مشورت با بزرگان دین صورت بگیرد.

همجنسگرا ستیزی در دین وجود دارد و همجنسگرایی عملی غیر اخلاقی شناخته می شود . وقتی در این مورد از ایشان پرسیدم گفتند که اینها مسائل جدیدی است و دین هنوز در این موارد تصمیمی نگرفته .
این نکته جالب بود که دین خود را به روز می کند .

این دین بسیار مدرن تر از دین اسلام است.  همین مسئله ی به روز شدن دین و این که هیچ چیزی حکم قاطع نباشد بسیار مهم است. اما این که مثلا صحبت در مورد همجنسگرایی را اولویت ندیده اند و آن را عملی غیر اخلاقی می دانند ، ریشه در همان فرهنگ مردسالار مسلط بر دین دارد.

ولی برای من دین بهایی به هر حال یک دین است . دینی با مناسبات و مقررات و فرهنگ مردمدار . دینی برای ایجاد محدودیت ها در زندگی انسانهایی که آن را می پذیرند.

محدودیت ها و باید ها و نباید هایش احتمالا بسیار کمتر از دین اسلام یا سایر دین های ابراهیمی ، یا حتی زرتشتی است. اما به هر حال دین است ، با باید ها و نباید ها ، با محدودیت ها یش . دینی است که دست و پای انسان آزاد را  می بندد و برای او  محدودیت هایی به وجود می آورد که با طبیعت آزاد انسان همخوانی ندارد.

در مقابل خواندن کتاب 160 سال مبارزه با آیین بهایی را در برنامه کار خود قرار داده ام ، و اگر میتوانید شما نیز چنین کنید. آنگاه می دانید که بسیاری از دانسته هایتان در مورد آیین بهایی را از همین بهایی ستیزان به دست آورده اید.


من بی دینی را انتخاب کرده ام ، برای داشتن یک زندگی خوب نیازی به وح و پیام هایی از بالا ندارم و مرزهایم را خودم می گذارم.


 

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.zananeha.com/cgi-bin/MT/mt-tb.cgi/2951

Comments (8)

nasrin:

از گوگل translate برای فارسی نوشتن استفاده میکنم و گاهی خیلی سخت هست ....والی درست میگوید سعی میکنم حتما فارسی بنویسم....در باره کسانی که فحش مینویسند شما رو درک میکنم و فکر میکنم یا مشکل حسادت و خصومت دآرند و یا سادیسم در هر صورت باید خودمون رو قوی کنیم که با وجود بی ارزشون انرز ی ما رو کم نکنند....

وجود اسپم‌های وبلاگی یک اپیدمی است. یقه‌ی همه‌مان را به نحوی گرفته‌اند. من خودم یکی دارم که نزدیک به هفت سال است به شکل خسته‌گی‌ناپذیری می‌آید نمک می‌ریزد. گاهی فحش می‌دهد. گاهی تهدید می‌کند. گاهی به‌اصطلاح افشاگری می‌کند. تا دو-سه‌سال اول نمی‌دانستم که کیست. ذهنم را گاهی به‌هم می‌ریخت. به خیلی‌ها شک می‌کردم. بعد خیلی اتفاقی شناختم‌اش. حتا دو سه وبلاگ افشاگرانه هم درست کرده بود، یکی‌اش با اسم خود من! نامش را به خودش گفتم. نمی‌دانم، شاید در وبلاگ هم نوشتم. تا یکی دو سالی شرش کم بود و گاهی پیدایش می‌شد که بگوید من آن‌که تو گفتی نیستم! سرت را درد نیاورم، سریال این جناب هم‌چنان ادامه دارد. دست سریال "روزهای زندگی" را هم از پشت بسته از بس پشتکار دارد. اگر جای ناسزانویسی در کامنت‌گذار می‌رفت بافتنی می‌بافت، الان میلیونر شده بود‍. خلاصه که آدم نیازمندی‌ست؛ نیازمند ترحم.
تعداد این‌ها روزگاری زیاد بود، ولی این‌روزها کم شده. زیاد هم بشود فرق خاصی نمی‌کند. من به چشم موجودات رقت‌انگیزی می‌بینم‌شان که از این‌که داد دیگران را درمی‌آورند کیف می‌کنند. خب همین داد را هم باید ازشان دریغ کرد که بمانند در خماری!

nasrin:

من با وجودی که در ۹۰% موارد با شما مخالف هستم همیشه بلاگ شما رو میخونم چون خیلی موجب میشید مطالب جدید یاد بگیرم. بخاطر همین با اینکه لحن جواب دادن شما رو دوست ندارم سعی میکنم کامنت برای ا پست های شما بگذارم چون از نظر خودم این ۱ تشکر به کسیست که موجب شده چیزی یاد بگیریم شاید اشتباه فکر میکنم ....میخاهم این را به عنوان تشکر به شما بگویم که مطلب را از همان اول با نگاهی منفی می‌خوانید و لحنتان عصبانی و گزنده است. خشم در گفتگوهم مانند موارد دیگر راه به حقیقت نمیبرد....توصیه میکنم ظرفیت خودتان را برای نظراتی که مثل ا شما نیست و حتا مخالف شماست بالا ببرید. ...حیف هاست از شما که این نقطه zaaf را داشته باشد...کارایتان (efficiency) را پایین میاورد. .. .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روی این حرفتان فکر میکنم
احتمالا درست میگویید
ولی راستش خسته ام ، و نمیدانید که نسبت کامنتهایی که منتشر می شوند به نسبت کامنت هایی که فحش و دری وری می نوسند و منتشر نمی شوند بسیار کمتر است.
و راستش بی شعوری آن کامنت گذاران آزارم میدهد ..

توجیه نیست و میدانم که نباید روی شما که مثل آدم معمولی می نویسید و میخوانید
تلافی در بیاورم و قصدم هم این نیست .
ولی خسته ام ... از خریت خیلی ها که واقعا نه انگار که هیبت انسانی هم دارند.
روزانه فحش شنیدن ، تنها به این دلیل که داری وبلاگ می نویسی و یک عده قاطر به خودشان این حق را میدهند که چاه مغزشان را در کامنت گذار تو تخلیه کنند ، و کامنت هایشان یک سره به سطل آشغال بفرستی ، خسته ام می کند.
میدانم که میدانند این کامنت ها منتشر نمی شود و دلشان خوش است که خودم مجبورم اینها را بخوانم و نمیفهمم کدام ابلهی میتواند با این تفکر به ارگازم برسد.
گاهی وقتها تا مدتها خبری ازشان نیست و گاهی یک دفعه سر و کله ی چند نفرشان با هم پیدا می شود ، انگار که راندوو دارند .
ولی حق با شماست.
روی حرفتان فکر میکنم ، و سعی می کنم این ضعف خودم را تصحیح کنم .
میشه بگید شما چرا یکی درمیون فارسی و لاتین می نویسید ؟ شما که میتوانید فارسی بنویسیدد چرا فارسی کامنت نمیگذارید همه ش ؟
م

این نظر شخصی من نیست که "رگ تاک" بهترین کتاب است، این نظر دکتر شفا و خیلی‌های دیگر است. من نوشتم "شاید"، چون برایم این کتاب جالب بود. خواستم به شما هم معرفی کرده باشم. در ثانی، رگ تاک در تایید بهاییت و راجع به تاریخچه‌ی این دین و سیرش تا دوران مشروطه است و کتابی در واقع تاریخی است نه مذهبی. من وقت خواندن کتاب‌های مذهبی را ندارم، حال نوشته‌ی هر آدم "نازنین، مهربان، منصف، اندیشمند و فرهیخته"ای که باشد. قبلاً به حد کافی خوانده‌ام. در دکان مذهب متاعی برای من نیست. سابقه‌اش روشن است، حال در هر جلد و از زبان هر کسی.

شما هم چه لذتی می‌بری از جر و بحث؟ حیرت‌انگیز است! نکته‌ای را پیراهن عثمان می‌کنی و بعد هم پرخاش... عجب استعدادی!
اثبات این‌که دیگری [فرضاً] اشتباه می‌کند و منکوب‌کردن او با منطق‌بافی عامیانه فایده‌اش چیست؟ مطلب را از همان اول با نگاهی منفی می‌خوانی و طبیعتاً به نتیجه‌ای منفی می‌رسی. یعنی محتوای حرف انگار اصلاً مد نظر نیست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من هم کتاب آقای نازنین و منصف و ... را نخوانده ام
اما میدانم که کتاب در تایید بهاییت نیست و در تبلیغ بهاییت هم نیست .
کتاب در مورد بهایی ستیزی در طول 160 سال است.
کتاب مذهبی نیست ، تاریخی است.
و در ضمن مدت زیادی نیست که توسط انتشارات باران به چاپ رسیده .
یعنی آقای شفا و خیلی دیگران احتمالا هنوز نخوانده اند ، ولی کتاب نقد های بسیار مثبتی دریافت کرده است.
من تبلیغش نمیکنم. رگ تاگ را می شناسم. چندین سال است که از چاپش می گذرد ، کتاب آقای وهمن به نظرم بسیار آپ دیت تر است .
در ضمن در مورد بی انصافی های روشنفکران ، مثلا آقای آدمیت ، نسبت به بهایی ها هم نوشته اند . ضمن این که این تهمت هایی را که میگفتند بهایی ها وابسته به رژیم یا ساواکی بوده اند هم جواب داده اند.
خلاصه مفصل است کتاب. و ارزش خوندن دارد.
در ضمن برای من بحث جالب است
مگر این که معتقد باشید شما جر می کنید و من بحث که اسم این ماجرا را جر و بحث م گذارید . وگرنه دلیل دیگری ندارد که اسمش این باشد.
من یک نویسنده و یک کتاب معرفی کرده ام ، شما می آیید می گویید بهترین فلان کتاب است . بعد هم میگویید من کتاب مذهبی نمیخوانم در صورتی که این کتاب اصلا مذهبی نیست.
بعد میگویید من جر و بحث می کنم ؟
منطق بافی عامیانه یعنی چی ؟ بعد این من هستم که مطلب را از اول با دید منفی می خوانم ؟
خوب هستید ؟
م

M:

man hich moshkeli ba hamjensgarae nadaram va baram besyar gheire ghabele pazireshe vaghti kasi bege az adamaye homo badesh miad vali in harfe u barame jalebe nemitoonam ghabool konam مگر هر انسانی که ببینید به سکسوال اکت او در رختخواب فکر میکنید ؟ kolan hamjensgaraee ye masale act sexual hastesh! nemitooni begi taraf homo hast va be in masale fek nakoni!!! na inke vaghean fek koni vali in tadaee mishe
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاید به عادت بر میگردد.
من مدتهاست با همجنسگرایان تماس دارم و ابدا اینطور راجع به ایشان فکر نمیکنم.
شاید شما هم باید عادت کنید.
م

بهترین اثری که سیر تحول بهایی‌گری را نشان می‌دهد، "رگ تاک" نوشته‌ی دلارام مشهوری شاید باشد که احتمالا همان هما ناطق است.
بهاییت در کم‌تر موردی برتر یا مترقی‌تر از اسلام است. برای شناخت یک دین یا مذهب، در کنار خواندن کتاب‌ها و گوش‌دادن به تبلیغات‌شان، بهتر است به سبک زندگی باورمندان به آن دین نیز دقت کنیم.

دشمنی بهاییت با مشارکت سیاسی افراد، یکی از ایرادهای اصلی آن است. افراد در این آیین در واقع حق جهت‌گیری سیاسی بدون اذن "رهبر" را ندارند. فلسفه‌بافی‌های تاریخی سراسر کذب در باره‌ی شخصیت بهاء و اعمالش، بسته‌بودن فضای خانواده و مخالفت شدید با روابط دختر و پسر، دشمنی با ایده‌ی مستقل و حق تصمیم‌گیری فردی، مخالفت با ازدواج با دیگر ادیان، ضدیت اکید (حتا بدتر از اسلام) با مشروب... فقط چند مورد از فناتیزم در دین اختلاطی بهایی است.
اسلام و بهاییت یا مسیحیت و یهودیت‌ و زرتشتی‌گری و باقی دین‌ها و آیین‌ها در ریشه همه برای راه نشان‌دادن و کنترل انسان‌ها به‌وجود آمده‌اند. همگی نیز انسان را موجودی مهجور و ناقص‌العقل فرض می‌کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
البته آقای زهری ان بهترین که فرمودین سلیقه ی شخصی است
من کتابی را که گفتید نخوانده ام ، راستش هیچ کتابی در مورد بهاییت نخوانده ام. به همین دلیل نمیتوانم بگویم کدام بهترین است.
نمیدانم شما هم بجز این کتاب که نوشتید چند کتاب در مورد بهاییت خوانده باشید ولی حدس می زنم این کتابهای آقای وهمن را نخوانده اید.
بنابراین استفاده از بهترین ، حتی وقتی که شاید در ادامه اش ذکر می شود . کمی مسئله را غیر واقعی می کند.
با بقیه ی صحبت های شما موافق هستم.
کلا ریشه ی دین در مهجور فرض کردن انسان و نیاز او به داشتن شبانی راهنما می آید.
م

رزا:

من انصافا نشنیده بودم مخالفت با همجنسگرایی نتیجه فرهنگ مردسالار هست. چون خودم از مردسالاری و همجنسگرایی (اولی بطور کلی ودومی فقط در حیطه شخصی) بدم میاد ولی اصلا مخالف حقوق همجنسگرا ها نیستم .
البته این بخشی بود که برا من جالب بود و قبول دارم که ربطی به کلیت مطلب شما نداشت!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست عزیز
میدانی که راسیست ها با همجنسگراها مخالفند و آنها را مشمئز کننده و غیر قابل تحمل می دانند و یکی ازگروههایی که به اجتماعات همجنسگراها حمله می کنند راسیست ها هستند ؟
و میدانی که راسیست ها از بدیهی ترین طرفداران سیستم مردسالار هستند ؟
از همجنسگرایی بدم می آید که نوشتید یعنی چی ؟
مگر کسی گفته که شما خوشتان بیاید یا بدتان بیاید.
من همجنسگرا نیستم ولی چطور می توانم بگویم از همجنسگرایی بدم می آید؟ آیا از خود عمل جنسی همجنسگراها بدتان می آید ؟ مگر آن را دیده اید یا قرار است ببینید ؟ یا فقط به آن فکر میکنید و در این صورت چرا به همجنسگرا در این رابطه فکر میکنید و چرا یک انسان را در مقابل خود تصور نمیکنید ؟ مگر هر انسانی که ببینید به سکسوال اکت او در رختخواب فکر میکنید ؟
مخالفت با همجنسگرایی و آن را مسئله ای غیر اخلاقی معرفی کردند فرهنگ مردسالاری است چرا که مرد سالاری رل های زن و مرد را در رابطه تعریف شده و کلیشه ای می داند و این نقش های جدید با اطلاعات او انطباق ندارند.
و اتفاقا یکی از مواردی که مردسالاری با آن مشکل دارد این است که از رابطه ی سکسی همجنسگرایان فرزندی تولید نخواهد شد. پس این مسئله را غلط معرفی می کند .
م

nasrin:

اگر آئین بهایی ساخته ۱ فرد( بها ) باشه و هنوز هم باید نباید و بکن نکن داشته باشه که ۱۰۰ مرتبه از دین بدتره!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مگه آیین اسلام ساخته ی یک فرد نیست خانم ؟
از آسمان که نیامده
م

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on October 22, 2011 9:09 AM.

The previous post in this blog was دیکتاتور مرد !.

The next post in this blog is داریوش و فرامرز اصلانی .

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35