« ملاحت های ضیاء نبوی ! | Main | چه خبره تونس ! »

جنده !

 

قبل از هر چیز به  دوستانی که این نوشته را می خوانند هشدار بدهم که از زبانی غیر از ادبیات معمول من در این نوشته استفاده شده است . اگر مایل نیستید آن را نخوانید - و البته میدانم که همین جملات  موجب می شود که آنها هم که معمولا نمی خوانند ، بخوانند !-  :))

 

نکته ی دیگر اینکه من نام این آقا و آن خانم را به کسی نخواهم گفت . به هیچ وجه. ، حتی به شما دوست عزیز.

( صدای آه تماشاگران ! )

 

دیشب با مردی صحبت میکردم که مرا به یاد داستانی که چند سال پیش نوشته بودم به نام  دهن لق انداخت

 

.http://www.shabakeh.de/archives/individual/000547.html

 

ماجرا همان ماجرای همیشگی بود .

 

مردی که زنی را برای اولین بار می بیند قبل از آن تماس محدودی - احتمالا اینترنتی ، احتمالا در حد  عشوه های اینترنتی - با هم داشتند ! و با او همبستر می شود . و بعد این زن است که جنده است.

این مرد واقعا تلاش کرد که به من ثابت کند این زن وضعش خراب است. گفت که قرار بر چیز دیگری بوده ، و حتی وارد جزپیاتی غیر ضروری شد - که من ناچار شدم چند بار به او بگویم که نه نیازی به شنیدن این جزپیات دارم و نه کنجکاوی و خواستم تا این قسمت را از گفت و گو حذف کند.

بحث از ابتدا سر مساپل دیگری بود. و بیان این رابطه به صورت مثال بود برای اینکه به گفته ی خودش فرق جنده و غیر جنده - خداییش الان که فکرش را می کنم مثالی از فرق غیر جنده نزد - را برای من روشن کند .  

 و واقعیت این است که من آن خانم را دورادور می شناسم و دل خوشی هم ازش ندارم ولی چند بار به این مرد  گفتم که به نظر من آن زن  جنده نیست ولی به شکل تاسف آوری  شلخته و دسپریت است - یعنی اینکه از هیچ کسی نمیگذرد ،  و این خصوصیتی زنانه یا مردانه نیست. من زنان و مردان زیادی را می شناسم که بسیار شلخته و دسپریت دنبال رابطه - داپمی یا موقتی - میگردند و به خاطر آن به همه چیز تن میدهند و از کمتر کسی می گذرند -  و به او گفتم که به نظر من تو هم دقیقا همانطور هستی ! و دست کمی از همدیگر ندارید. البته فرق آن زن با او این است که آن زن  دهن لق نیست ! ( ماجرای نوشته ام را برایش تعریف کردم ، فکر نمیکنم اهل خواندنش باشد ).

 

و البته آن خانم به نظر من با آن مرد  یک فرق کلی هم داشت. او به طرز تاسف آوری دنبال یک رابطه میگردد ، در این راه حرمت خود را پایمال میکند. و از عزت نفسش نشانی باقی نمیگذارد. قصد ارزش گذاری ندارم ولی این شیوه برخورد و این نگاه - عمدتا زنانه  -  به رابطه را اصلا قبول ندارم . من فکر میکنم استفاده از سکس برای شروع یک رابطه ، کاری بسیار احمقانه است. بارها در صحبت با زنان گفته ام که اگر میخواهی با یک نفر همبستر شوی ، مسپله ی خودت است. ولی اگر فکر میکنی این مسله او را به تو پابند می کند یا عاشقت می شود یا تعهدی به وجود می آورد که به پایداری رابطه بیانجامد ، دو بار فکر کن !

 

 زنانی را می شناسم  که  به شیوه ای بسیار نا امید کننده دنبال رابطه هستند . اما مردانی که با چنین زنانی رابطه دارند , آنها چه ؟ غیر از این است که همان حرفی که این مرد در مورد او زد ، در انتها کم و بیش عملکرد آن مردان را هم شامل می شود ؟

در چنین موقعیتی زنان و مردان از نظر من از همدیگر فقط استفاده ی جنسی می کنند. فرقش این است که مردان این را می دانند ولی تعدادی از زنان ساده لوحانه بر این تصورند که این استفاده ممکن است به چیز دیگری منتهی شود. آنجاست که دلم برای چنین زنانی واقعا می سوزد.

قصد ندارم اینجا کسی را مقصر جلوه دهم یا از کسی قربانی بسازم. آن خانم یک زن بزرگسال است و آن مرد هم . و ما رفتار خود را انتخاب می کنیم !پس شنل قربانی را از شانه به زمین بیاندازیم و مسپولیت پیامد های  عمل خود ، چه زن و چه مرد را به عهده بگیریم ! 

 

 

در صحبت با مرد نفرت عجیبی را نسبت به آن  زن حس کردم که ابدا هم کتمان نمی کرد . وقتی از مرد می پرسیدم که چرا با وجود این حسی که به او  داشت با او همبستر شد پاسخ کوتاه بود : او میداد و من هم کردم !از او خواستم که حرمت آن زن که حداقل لحظاتی را با او سپری کرده نگاه دارد ! به او گفتم که اینچنین بی حرمتی به زن ، در حقیقت بی حرمتی به خودش است. پاسخم سکوت بود  !

شب تا دیروقت مشغول صحبت بودیم - اینترنتی - بودیم. من صبح ها زود بیدار می شوم و از آنجا که اکثر کارهایم را مثل کولی های شب افتاده - اصطلاح مادرم بود وقتی که این خصوصیت بد مرا که همیشه دقیقه ی نودی هستم توصیف میکرد - در آخر شب انجام میدهم - اعم از نوشتن یا خواندن یا ... - و الان چند شب با دیر خوابیدن و زود بیدار شدن بسیار خسته بودم ، اما با وجود خستگی زیاد از حد باز هم وقتی به بستر رفتم خوابم نبرد.

اول چیزی که برایم در این مرد جالب بود ، این بود که با وجود شناخت کمابیشی که احتمالا از من دارد ، جا نماز آب نکشید. خودش را دیگرگونه وانمود نکرد و ابدا پلیتیکال کورکت نبود. حتی وقتی که به ادبیات و لغاتی که استفاده میکرد ایراد گرفتم و دادم در آمد ، آنها را تغییر نداد. در واقع خودش بود. و تلاشی در این نداشت که چیزی غیر از این که هست نشان دهد. و این از بی استعدادی  یا سطح پایین ضریب هوشی  اش نبود.

در مورد هموسکسوالیته طوری صحبت میکرد که حتی در آخرین صحبت با پدرم هم چنین حرفهایی را نشنیدم .

اینکه عشق و جذبع جنسی تنها بین دو جنس مختلف وجود دارد !

اینکه دو انسان از یک جنس اصلا قادر نیستند به هم علاقه داشته باشند . و اینکه انسان طوری خلق شده که در هنگام رابطه جنسی بتواند نطفه ای خلق شود و این یعنی طبیعی و نرمال و هرچه غیر از این است غیر طبیعی و آنرمال و بیمار است.

بسیاری از مردانی که با آنها صحبت می کنم ، هوش کافی برای آن دارند که آنچه را که فکر میکنند در موارد غیر مناسب به زبان نیاورند.  به همین دلیل صحبت های مردان با همدیگر بسیار با حرفهای  ایشان با یک زن ، بخصوص اگر فمینیست هم باشد متفاوت می شود. بسیاری از مردانی که گاف میدهند و درونشان را بیرون می ریزند ، به دلیل خنگ بودنشان و نداشتن هوش و شعور لازم برای این کار است.این مرد چنین نیست . از هوش و شعور کافی برای پنهان کردن خود برخوردار است .اما چنین نمی کند. 

 آیا اهمیتی به پنهان کاری نمیدهد ؟ نمیدانم. ولی به هر حال در حرف زدن گاف نمیداد. خودش بود.

و نکته ی دیگری که  خواب را از من گرفت این فکر  بود که  چه  درصدی از مردانی که می شناسیم هستند که اینگونه فکر میکنند ولی بازگو نمی کنند ؟

در صحبتهایش گفت که مردها اگر فرصتی برای داشتن رابطه جنسی رخ دهد ، از آن استفاده می کنند. که این طبیعت مردانه است. در حالی که زنها باید با احساس رابطه بگیرند. وقتی به او گفتم که چرا  او به زنی که درست مثل او رفتار کند - یعنی اگر رابطه ی جنسی در دسترسش بود ، چنین کند - جنده می گوید در حالی که وقتی خودش یا مرد دیگری همین رفتار را دارد خودش یا آن مرد را جنده نمیداند ؟ جواب درستی نگرفتم. ولی میدانم که بسیاری از مردها اینگونه هستند. اینگونه رفتار را دارند. اینگونه فکر میکنند. اما در مقابل دیگران پلیتیکال کورکت رفتار می کنند و آن میگویند که شنونده مایل است بشنود.

من در این نوشته فقط مردان را تگ می کنم. مردانی که تگ شده اند  ربطی به کاراکترهای این نوشته ندارند. و این نوشته را فقط برای دوستان میگذارم. میدانم که اینجا هم یک محل نسبتا عمومی است. میدانم که در یک مکان عمومی کسی خودش را عیان نمیکند . از کسی هم نمیخواهم چنین کند. قصد من فقط این است که کمی روی این مسپله فکر کنیم...راستی بین ما چند نفر به زن ، به مرد ، و به رابطه ی دو انسان - حتی اگر این رابطه برای یک بار باشد -  اینطور نگاه می کنند ؟

اینکه یک زن و یک مرد بخواهند در یک رابطه ی جنسی از هم استفاده کنند ، موضوعی مربوط به آن دو نفر است. ولی چرا بعد از این استفاده مرد به زن به چشم جنده نگاه می کند و زن به مرد به چشم کسی که از او سوء استفاده کرده است ؟

آیا این نگاه متفاوت به این دلیل است که آن دو با خواسته ها و نیازهای یکسان وارد این رابطه نشدند ؟ انتظار آنها از این رابطه و آینده ی این رابطه و رفتار یکدیگر چه است که این چنین با واقعیات منطبق نمی شود و اینچنین نگاه غیر انسانی به هر دو می دهد ؟چرا عرف ما هم به این زن و مرد نگاهی متفاوت دارد و در راه تغییر این عرف چه باید کنیم ؟

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.zananeha.com/cgi-bin/MT/mt-tb.cgi/2815

Comments (6)

parinaz:

it's very sad that some of you think by using a word like "jendeh" makes you "roshan fekr".
bechareh mardomieke bayad az shoma rahnamod begirand.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
رهنمود ؟ از من ؟
بیچاره کسی که فکر میکنه مردم باید از کسی رهنمود بگیرن و میاد توی یک وبلاگ می نویسه بیچاره مردمی که باید از تو رهنمود بگیرند.
خانم ، یا آقا ، این وبلاگ زنانه هاست ، وبلاگ رهنمود دست راست ، سر پیچ ، بپیچ طرف چپ، سه تا چارراه رو رد کن. اگه پیدا نکردی ، باز بپرس !
م

درود مهشید جان
من نمی دانم چرا لفظ جنده فقط برای زن بکار برده میشود. همه جا تبعیض در استفاده از کلمات هم تبعیض؟ متاسفانه در ایران فقط این واژه را برای زنان استفاده می کنند. از نظر من مردی که هرزه گی کند هم جنده هست. و متاسفانه مردان خیلی راحت به زنان این واژه را می چسبانند.

zahra:

I meant this article not the one about Zia Nabavi. I am sorry for my mistake. Love your writings and views on life.
Zahra
_________________
thats ok !
M

niki:

مهشید جان مردهای ایرانی زیادی از این دست وجود دارند.حالا تازه این آقا با اون خانم یک کاری کرده.من بارها دیدم زنی با مردی شوخی کرده یا خندیده یا کمی صحبت کرده وقتی رفته مرده گفته عجب ج.ن.....بوده یا میخواست به من ......حالا زن شاید زنِ این مرده رو از این نظر به هیچ جاش هم حساب نکنه .بعد چیزی که من این اواخر بین جونها دیده بودم این بود که مثلا چندتا پسر یک دختر رو نشون میکردند که حالا زیبا بود و کمی قیافه میگرفت و بعد مسابقه میدادند که کی میتونه بندازدش زمین(منظور سکس بود)بعد یکهو یکیشون که حتی ممکن بود خودش دوست دختر داشته باشه و اصلا هم علاقه ای به این دختر نداشته باشه این کار رو میکرد بعد هم دختر رو با عنوان ج.ن....رها میکرد و میرفت و آبروی دختر رو تو دانشگاه میبرد.من بارها اینجور شرطبندیها رو که یک نوع قدرتمندنمایی احمقانه بین پسرهاست شنیدم و دیدم

pooya:

سلام
من این نوشته چند سال پیشتونو الان خوندم و چند تا کامنت دارم :
به طور کل خیلی از مرد ها این دیدگاه رو دارن که من اصلا باهاش موافق نیستم اما چیزی که خیلی وقته میخوام به شما بگم اینه که در توصیف این مرد نوشتید " از اهالی دیار اندیشه و قلم . و البته بر طبق معمول ساکنان این دیار ، با کلی ادعا" ببینید بار ها من دیدم که راجع به اهالی دیارتون که اهل قلم هستن و ادعای روشن فکری دارن صحبت کردید و اینکه چجوری در نهایت دیساپوینتد شدید از رفتارشون. قصد توهین ندارم اما واقعیت اینه که شما تو سوئد زندگی میکنید کشوری که اکثر مهاجرینش (حد اقل ایرانی هاش) نه از روی انتخاب که از سر ناچاری به اونجا پناه اوردن آدمایی نیستن که انتخاب کرده باشن یا به خاطر نبوغشون انتخاب شده باشن برای همین بهترین های ایران اون جا جم نشدن حالا چون از دار دنیا فقط حرف سیاسی زدن بلدن معنی این نمیشه که چیزی حالیشونه و چون دور و بریهااشون هم از همون قماشن شروع میکنن براشون به به و چه چه کردن. این که طرف تو رادیو استوکهولم صحبت میکنه دلیل نمیشه که واقعا چیزی بارش میشه اینا همه ته مونده های فعالین سیاسی دوره انقلاب هستن که خوب اگه چیزی حالیشون بود همون وقت انتخاب های بهتر میکردن. داستان شما هم مثل اون قصه معروف آهو در طویله خران شده که حالا از همه چی این افراد ناراحت و آزرده میشید. باز هم میگم منظورم همه نیستن اما خوب خیلی هاشون رو میدونم که این طورین.
باد جای دیگه کوت کردید از فروغ " کسی را که " مهربانی یک جسم زنده را" * به او بخشیده " ... نه کسی چیزی نبخشیده یک آقای ح*ری بایک خانوم ح*ری افتادن تو یک تخت و کسی چیزی به کسی بدهکار نیست و هر دو در اصل داستان ۵۰-۵۰ شریکن . و قطعا اگه این موضوع یکیشونو جنده میکنه دیگری رو هم همینطور .
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
در مورد کسی که مهربانی یک جسم زنده را ...
به نظر من رابطه ی جنسی یک رابطه ی دو طرفه است. حشری باشند یا نباشند ـ اگر حشری نباشند البته کمی خسته کننده می شود :)) ـ در هر دو حال دو انسان به هم لحضاتی از شادی و آرامش هدیه میکنند.
من اینطور می بینم
ممنون از نظراتتان.
م

Anonymous:

in etefagh hamin chand mahe pish ham baaryeh man oftad ,bad az on taraf in ghadr mailhayeee ajibi geerftam ,ba hezar chiz adamo khatab mikonan,motaasefane.ina hamash tajrobast.....

About

This page contains a single entry from the blog posted on January 13, 2011 9:42 PM.

The previous post in this blog was ملاحت های ضیاء نبوی !.

The next post in this blog is چه خبره تونس !.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35