December 28, 2009

زهرا خانم جنبش زنان

من راستش چندان  آدم تکنيکی نيستم. يعنی خداييش همين وبلاگ را همسايه ها ياری ميکنند تا من نگهداری کنم. واسه همين بود که وقتی حرف بالاترين شد ، اصلا اپلای نکردم که سری در سرهای آنجا داشته باشم. الانم هم مصرف بالاترين برای من همان حکم سايتی را دارد که ميشود همه چيز درش ديد و آخرين خبرها را دارد و مرتب به روز ميکند. به نظرم ترکيب جالبی هم هست. از اکسيون لباس مادونا درش خبر ميدن تا اتفاقات ايران. از شير مرغ تا جان آدميزاد.

وقتی يه نفر ميگه يه چيزی را در بالاترين ديده غمم ميگيرد. حالا چطور بايد پيدايش کنم. چند بار سرچ را استفاده کردم ولی موفق نبود.

اما دوستانی هستند  - که دقیقا هم نمی دانم آیا می شناسمشان یا نه چون اسامی آنجا مستعار است  - که لطف دارند و نوشته های من را در بالاترين لينک ميکنند که خيلی ازشان متشکرم. آدم کلی ذوق ميکنه می بينه کسی از طريق بالاترين با اين وبلاگ آشنا ميشه و از وقتی بالاترين پيدايش شده وبلاگ تعداد زيادی تازه وارد پيدا کرده.

اين طوری است که مثلا فهميدم نوشته ی اگر تقلب نميشد کلی سرش بحثه  ( اينجا اما زياد سرش بحث نشد . راستی چرا ؟ ) . ديروز يکی از دوستان برايم يک پيغام گذاشت که نوشته ی ديگها برای که می جوشند هم در بالاترين لينک شده و از من خواست به کامنت ها توجه کنم و اين کامنت را ديدم :

چرا دقيقا منظورش من بودم و همين نكته است كه خوندن متن ايشون را جذابتر ميكنه :))

بله خانم ، درست فکر کردید . منظورم شما و امثال شما هستید. به در هم نگفتم که دیوار گوش کند ، مستقیم برای خودتان نوشتم.
حالا بنشینید لطفا و غلط های املایی موجود در نوشته را هم بگیرید.

انگار كه بدجوري به هدف زدم و اراده راسخ تري براي ادامه راهم پيدا كردم.:)

در این جا البته اسم ایشان ویدا است. و من فقط  غیر از این دو اسم دیگر از ایشان می شناسم :))
ولی اگر خودش میگوید که منظورم به او بوده ، حتما درست گرفته . من ایشان را البته باهوش ندیده ام چون هوش انشتین لازم نیست برای دیدن اینکه جنبش ایران چه است و چگونه است و با هوشحداقل هم  میشود آن را درک کرد و کسانی  مثل او که از دیر زمان چماقشان را بر سر حرکت هایی مثل کمپین یک میلیون امضا - آنهم نه به صورت متمدنانه و کتبی بلکه به شیوه ی عمو مردکی خودش و شفاهی یا در میلینگ لیست های اینجا و آنجا -  می کوبیدند  از این کمترین هم بهره نبرده اند. اما همانطور که خودش نوشته ، برای فهمیدن اینکه این نوشته منظورش چه قماشی هستند ، هوش زیاد لازم نیست و با بحثی که سر غلط های املایی من در میلینگ لیست داشته ، فهم آن  حتی  از عهده ی او هم بر می آید.
اما کسی که با خواندن این نوشته هوار بکشد که زده تو هدف و اراده اش راسخ تر شده ... فکر میکنم حالش اصلا خوب نیست و همان اصطلاح رقت انگیز در موردش برازنده است. 
  تنها اسمی که مناسب این خانم میشود پیدا کرد ( بجز دو اسمی وه همه ازش می شناسند و اسمی که در این سایت برای خودش انتخاب کرده و اسامی دیگری که در میل هایی که مایل نیست کسی بداند کیست برای خودش انتخاب می کند ) ، همان است که من بارها و بارها در موردش شنیده ام که از دور و نزدیک - حتی کسانی که در سمینارها دیده ام ـ این خانم در سوئد تشریف ندارند ـ  که با خودش خیلی  صمیمی هستند-  صدایش می کنند و آن هم زهرا خانم جنبش زنان است . یا آپ دیت شده ی آن که بچه های ایران ازش استفاده می کنند :
فاطی کماندوی جنبش زنان !!

از دوستان خوبم خواهش میکنم این نوشته را روی بالاترین نفرستند. مخاطب  نوشته قبلی  اگر او و کسانی بودند که مثل او فکر میکنند - که متاسفانه کم هم نیستند ـ مخاطب این یکی فقط خود اوست . و او  از کامنت های ریز و درشتی که در مورد نوشته های من در اینجا و آنجا خیرات میکند نشان میدهد که بدون خواندن روزانه ی وبلاگ من روزگارش نمیگذرد و خودش به اینجا خواهد آمد و این نوشته را هم خواهد خواند (​ و البته صدایش را هم در نخواهد آورد :))) ممنون

[ 12:07 | مهشيـد راستی | 0 دنبالک | 2 ديدگاه ]


Powered by MT3.35