دیگها برای که می جوشند ! گاه افرادی را می بینم که آنچنان چماقدارانه بر سر جنبش مردم ایران می زنند که انگار مسئله شان شخصی است. انگار این سی ساله حقشان را نه جمهوری اسلامی ، بلکه همین جنبش خورده است و اگر نتوانستند حق خود را از جمهوری اسلامی بستانند ، همین الان دم نقد میتوانند خرخره ی همین جنبش را تا اطلاع ثانوی بجوند. حس میکنم دیگر مسئله برای ایشان از عدم همراهی با جنبش گذشته و به ستیز بدل شده. و آنچنان کینه توز برخورد میکنند که انگار دشمن اصلی از جمهوری اسلامی به جنبش سبز تغییر کرده است ، یا خیال میکنند با شکست جنبش سبز ، جمهوری اسلامی است که سرنگون میشود. انگار که حاضرند این جنبش شکست بخورد ولی به پیروزی ای که دلخواه آنها نیست نرسد. تا روزی بنشینند و بگویند : آهای احمق ها ، مگر به شما نگفته بودیم ؟ پس کی میخواهید از ما چیز یاد بگیرید و قبول کنید که ما از شما بیشتر می فهمیم ؟
انگار شکست این جنبش برای ایشان وسیله ای خواهد بود در توضیح شکست سی ساله شان. در توضیح اینکه اگر ما نتوانستیم ، نه به خاطر عدم کارآیی ماست بلکه به این دلیل است که هیچ کسی از عهده اش بر نمی آید. انگار که فکر میکنند اگر این جنبش پیروزی ای بدست آورد ، تمامی اشتباهاتی که در طول این سی سال مرتکب شده اند ، بر پرده ی بزرگی در تمام جهان متحرک خواهد شد و تمام جهان خواهند دانست که خطاکار ایشان بوده اند. پس بهتر است که شکست بخورد تا شکست سالیان ایشان نیز توجیه شود. شاید چون در خود ایشان هیچ تغییری حاصل نشده است ، به تغییر دیگران نیز باور ندارند . جنبش مردم ایران برای بعضی ها دیگی است که برای ایشان نمی جوشد ، و ترجیح میدهند سر سگ در آن بجوشد. اینکه چنین افرادی خود را رادیکال و چپ هم می نامند ، حقیقتا غم انگیز است. این آدمها مرا یاد دایره گچی قفقازی برشت می اندازند. و کسی که ادعای مادری میکرد ، ولی حاضر بود بچه اش تکه تکه شود ولی به " من " او لطمه نخورد. پاتتیک را به فارسی چه ترجمه میکنیم ؟ ـــــــــــــــــــــــــ بله خانم ، درست فکر کردید . منظورم شما و امثال شما هستید. به در هم نگفتم که دیوار گوش کند ، مستقیم برای خودتان نوشتم. حالا بنشینید لطفا و غلط های املایی موجود در نوشته را هم بگیرید.
|