نام فیلم : حیران کارگردان : شالیزه عارف پور فیلمنامه : نغمه ثمینی و شالیزه عارف پور بازی ها : باران کوثری ، مهرداد صدیقیان ، خسرو شکیبایی ، ... تهیه کننده : رخشان بنی اعتماد
حیران ، حکایت عشق ماهی و حیران است. دختر جوان جنگ زده که با خانواده اش به شمال ایران پناه آورده است و پسر جوان افغانی که به تحصیل در کشور همسایه رو آورده. حیران برای کمک هزینه ی تحصیلی اش به طور موقت در شمال عملگی میکند و ماهی و حیران در اتوبوسی که ماهی را از مدرسه به خانه و حیران را از کار به محل اقامتش می آورد متوجه هم می شوند. نگاهشان به هم گره می خورد و این گره باز شدنی نیست. قصه دلدادگی ماهی و حیران از نگاه پدربزرگ ـ خسرو شکیبایی ـ دور نمی ماند و به زودی همه ماجرا را می فهمند. پدر بزرگ با مهربانی اش سعی میکند دختر دردانه ی خانه را از این عشق برهذر بدارد اما دلش نیز در مقابل خواسته های ماهی آرام ندارد و با ماهی همراه می شود ، برای دیدن حیران ، برای دادن نان هایی که ماهی برای حیران پخته . پدر برای ماهی خواب های طلایی دیده است. دانشگاه و تحصیل و اینکه کسی بشود ،اینکه آینده ای داشته باشد. یک پسر افغانی که زیستنش هم غیر قانونی است در این خواب ها جایی ندارد. ولی اصرار ماهی ، و دیدن درد او ، پدر را به سکوت وادار می کند. سکوتی که مدتها شکسته نمی شود. برخورد خانواده ی ماهی ، برخورد پدر ماهی ، یک برخورد سنتی با دختر خانواده نیست. آنها در روستایی در شمال زندگی میکنند و پدر آرزوی تحصیل دانشگاهی برای تنها دخترش را دارد. شاید دلیل اصلی اش این باشد که خانواده ی ماهی یک خانواده ی روستایی نیست . آنها شهرنشین و جنگ زده هستند ، و خود به جایی پناه آورده اند که در پذیرفتنشان مشکل دارد. مادر ماهی چند بار در فیلم به ماهی تذکر میدهد که پدر با زحمت و تلاش توانسته است خود را در جامعه ی جدید تثبیت کند و سر خود را بالا نگاه دارد. شاید این ستمی که پدر به عنوان مهاجر از جنوب به شمال می بیند ، او را با درد هجرت آشنا تر کرده و هر چقدر هم که با وصلت دخترش با مردی افغانی موافق نباشد. سکوت را به از دست دادن دختر ترجیح می دهد. ماهی و حیران زندگی مشترک خود را در اتاقی اجاره ای در تهران شروع می کنند. حیران برای اثبات اینکه مرد است و اهل زندگی و میتواند زندگی اش را بسازد ،پولی را که بابت شهریه دانشگاه پس انداز کرده از دانشگاه پس می گیرد و پیش پرداخت سقفی بر بالای سرشان را میدهد و به این ترتیب از یک دانشجوی خارجی به یک انسان غیر قانونی تبدیل می شود. از دست دادن کارت دانشجویی برای حیران به معنی از دست دادن اقامت در ایران است. به معنی سر خم کردن و تن به هر کاری دادن. از ایستادن در کنار خیابان و انتظار برای عملگی تا کار های غیر قانونی در مرغدانی ها که موجب بیماری اش می شود. و دستگیری و بازگردانده شدن. شالیزه که نویسنده ی سناریو ی فیلم هم هست ، از نگاه ها و رنگ ها در هر صحنه تابلو هایی تماشایی می سازد. فیلمساز نیازی به توضیح اضافی نمی بیند و در تمام فیلم حتی یک صحنه را بیهوده و اضافی و قابل حذف نمی یابی. فیلم خسته ات نمی کند و مثل بسیاری از فیلمهای ایرانی ـ کمپانی مخملباف در این زمینه مهارتی کم نظیر دارد ـ از یک موضوع سی دقیقه ای یک فیلم یک ساعت و نیمه ساخته نشده که نفست را با توضیحات بیجا ببرد و حوصله ات را با صحنه های کش دار سر بیاورد. وسواس کارگردان در گفت و گو با مخاطبش ، پرهیز او از بازاری و یا " فستیوالی " درست کردن کار ، و احترام او به شعور بیننده اش برای من قابل توجه بود. شالیزه در بیان عشق و درد دو انسان جوان ،و دیدن ظلم اجتماعی و فرهنگی که به دلیل پیش داوری های و نادانی هایمان به انسانها روا می داریم کار قابل تحسینی انجام داده است.
حیران ، نمایش ظلمی است که دولت و ملتی که نام خود را ایرانی گذاشته اند در حق کسانی که به او پناه آورده اند روا می دارد. دولتی که خود را اسلامی می نامد و به عطوفت اسلامی اش می بالد و ملتی که فرهنگ هزاران ساله اش را به رخ دنیای متمدن می کشد و از دنیا مهربانی می طلبد ولی در مهربان بودن با همسایگانش کم می آورد. حیران نمایش ریشه گرفتن پیش داوری ها در قلب و مغز انسانها ، و نمایش حیرانی انسان مهاجر ، انسان دست دوم. حیران اولین فیلم بلند شالیزه عارف پور است و در همین قدم اول ، به تو نشان میدهد که با زنی هوشیار ، هوشمند و تیزبین مواجه هستی. شالیزه همان وسواسی را که در نوشتن و پرداخت فیلمنامه و فیلمش به کار برده در انتخاب همکارانش به خرج داده و نتیجه ی آن فیلمی خوب و قابل توجه است. فیلمی که نام شالیزه عارف پور را به عنوان هنرمندی خوب و مسئول در ذهنت حک می کند تا در انتظار موفقیت های دیگرش باشی. دیدن این فیلم را به تمام دوستانی که خواستار دیدن فیلمهای خوب در سینمای ایران هستند توصیه می کنم.
|