Bahman Ghobadi did it again کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد ، کاری از بهمن قبادی 
از اولین کاری که از بهمن دیدم ، زمان مستی اسبها ، مدتها می گذرد ،و دیشب کار جدیدش ، کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد ،را در فستیوال فیلم استکهلم دیدم به همان اندازه تکان دهنده بود. فیلم تو را با خود می برد. عاشق نادر لوطی منش و با معرفتش می شوی که خالی هم میبندد ولی قدر انسانها را خوب می داند. وقتی که می بیند که نگار پشت سرش حرف می زند ، ناامیدی نگار را می فهمد و از اینکه نگار به انگلیسی او ایراد گرفته شاکی میشود. نادر ِ قبادی را نمیشود که دوست نداشت. نگرانی های نگار در زیر پوستت میدود ، آرامش اشکان به تو امید می دهد ، و با آن دو پشت موتور نادر در کوچه های تنگ و کثیف تهران " حال می کنی ". نادر ، نادر نازنین که موتور خودش را برای رد کردن اشکان و نگار می فروشد ، و با دیدن ناموفق بودن نتیجه زحماتش و اینکه قولی را که داده نتوانسته به سرانجام برساند ، خود را " تلف " می کند. قبادی نمایشی از ناامنی های وحشتناک اجتماعی را در شات های کوتاه به تو میدهد. فقرِ مطلق ، فرار استعداد ها ، و حاج آقاهایی که هیچ از حرمت انسانی نمی دانند . وقتی که دو سیاه پوش ماشینی را که سوارش هستی متوقف می کنند و سگی را در که بغلت است از تو میدزدند و می مانی که اینها دزد بودند یا بسیجی . حق اعتراض کجاست ؟ حریم خصوصی ای که وجود ندارد به هر کسی حق تخطی و تجاوز می دهد.
وقتی که پسر همسایه ، برای سرگرمی ، هر از چند بار به پلیس زنگ میزند و گزارش می دهد که گروهی در همسایگی موزیک میزنند تا پلیس بریزد و بچه ها را بگیرد و پسر همسایه نقطه عطفی در روزمرگی خود داشته باشد.
تمرین موزیک ممنوع در گاوداری ، نوازندگانی که هر دم در خطر دستگیری قرار دارند و گاوهایی که دیگر شیر نمی دهند. تنها عشق است که پسرک گیتاریست را یازده ساعت در روز به پرورشگاه ها و انجمن های عراقی و افغانی می کشاند تا به بچه ها موسیقی یاد بدهد ، و بقیه روزش هم در ترافیک می گذارد. کنسرت های خانگی ، شیوه ای برای بقای هنر در سرزمینی که هنر جرم است.
،پارتی های خانگی ، دود و دم و افیون . حراج جان و حرمت آدمی و هیچ کس ، هیچ کس، ِ عزیز که خودش را رپ کن می نامد و رپ فارسی را برای خیابانهای ایران می نوازد و در خارج از کشور خود را گم شده می داند. کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد ، کار خارق العاده ای است از بهمن قبادی . کاری که در پرونده ی کاری او ستاره ی درخشان دیگری بر جای می گذارد. فسمت آخر فیلم ، از نظر من به سادگی میشد حذف شود. تمام فیلم آنقدر درد به روحت سرازیر می کند که به مرگ نیازی نیست تا درد این سرزمین زخمی را حس کنی. ولی این نظر من است. فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد قبادی را از زیر سنگ هم شده ـ با رعایت کپی رایت کسانی که برای این فیلم زحمت کشیده اند البته ـ گیر بیاورید و ببینید. کلیپ اختلاف از کارهای هیچ کس که قسمتی از موزیک فیلم بود
|