اسلام واقعی چیست ؟
دوستان لطف دارند و هر از چند گاهی زنانه های مرا به بالاترین منتقل میکنند. از جمله نوشته ی قبلی بود به اسم مجازات اسلامی.
یکی از دوستان هم در بالاترین به هزار نوشته و آیات و روایات متصل شده که بگوید این حکومت اسلامی نیست و این مجازات ها اسلامی نیست.
من عضو بالاترین نیستم و نمیتوانم آنجا کامنت بگذارم. ولی ای کاش می شد بنویسم و بپرسم که اسلام واقعی چیست و مجازات اسلامی چیست.
ببینید ، من بر سر تئوری حرف نمی زنم. هیتلر هم در تئوری سوسیالیست بود و با امنیت اجتمای و حرفهای خوب شروع کرد.
پل پوت هم در تئوری سوسیالیست بود و مدافع حقوق کارگران.
استالین هم در تئوری میخواست دنیای بهتری درست کند.
ولی آنچه به مردم عرضه کردند فقر و کشتار و غارت و شکنجه و تحقیر و نقض حقوق بشر بود.
من کاری ندارم قرآن چه می گوید. حرفی که به عمل نشود به درد درب کوزه می خورد که حتی آب خنکی نیز از آن در نمی آید تا تشنه گی را التیام بخشد. من مبینم که با قرآن زن را در چاله می کنند و بر سرش سنگ می زنند. من میبینم که با قرآن چهار زن عقدی و چندین صیغه می ستانند ـ و این سفارش خود پیغمبر است ـ و اگر زن با مرد دیگری هم بستر بشود جایش در چاله است و خوراکش سنگ. من کاری ندارم مجازات اسلامی این دوستان مسلمان چیست ولی میدانم که در عربستان مثل ایران دست قطع میکنند با استناد به همین قوانین اسلامی.
قرآن شاید خیلی حرفهای خوب خوب زده باشد ـ ما که ندیدیم به خدا ـ ولی آنچه از پیاده کردن قرآن در آمده است ، افغانستان بوده و ایران و عربستان .
من با اینکه کسی مسلمان باشد مشکلی ندارم ، همانطور که با یهودی و مسیحی و زردشتی و هندو و بودائی و بهایی هم مشکلی ندارم. من با این که ادیان که در هزاران سال پیش به وجود آمده اند سرنوشت انسان مدرن امروزی را تعیین کند مسئله دارم.
پس دوست مسلمان من ، من مشکلی با اسلام تو ـ اگر اسلام عزیز نباشد ـ ندارم. تو دعایت را بخوان و روزه ات را بگیر و دیانتت را بکن ـ اگر عین سیاست نباشد ـ. مشکل من با اسلام سیاسی است. و خواست من جدایی دین از سیاست و حکومت است.
تو اگر موافق حقوق بشر هستی ، سعی نکن به من ثابت کنی اسلام خوب است و قوانین اسلامی عین حقوق بشر هستند. بیا و با هم برای جدایی دین از سیاست تلاش کنیم. باور کن در این معامله هم من سود می برم و هم تو و هم دیگر کسی به خودش اجازه نمیدهد چوب در آستین هموطنان بهایی و زردشتی و صوفی و درویش و مسیحی و یهودی مان کند.
ایران نه پشت قباله من بوده ، نه ارث پدر تو. ایران مال همه ی ماست. من آتئیست هستم ، تو مسلمانی ، آن دوستمان بهایی است و آن دیگری یهودی.
قوانینی که به درد تو می خورند ، به درد من و آن دوستان دیگر نمی خورند.
بیا با هم تلاش کنیم که قوانین را از دین ها جدا نگاه داریم. قوانینی متناسب با زمان و در جهت حقوق بشر. چرا که من و تو هر ایده و عقیده ای که داشته باشیم. قبل از هر چیز بشر هستیم.
من از اسلام خیری ندیده ام دوست عزیز ، اما تو حتما دیده ای که از آن تابعیت می کنی. بیا و ایده هایمان را برای خود نگاه داریم و ایران مان را متناسب برای همه گان بسازیم.
ما این حق را داریم که قوانین بشری در کشورمان حکم رانی کند. قوانینی بشری و نه مذهبی و دینی.
بیا با هم باشیم و بر علیه سلطه دین و ایده ئولوژی مبارزه کنیم و دست دین و ایده را از سرنوشت انسان ها کوتاه کنیم. دین مسئله ای خصوصی است و حق هر انسانی است که هر دینی داشته باشد ، و یا نداشته باشد.
هیچ دینی ، این حق را ندارد که متکلم وحده باشد ، و هیچ ایده ای ، این حق را ندارد که احکام را متناسب با سلیقه ی خود رقم بزند.
من و تو ، هر دو بشر هستیم ، و این حق ماست که در مقابل قانون از حقوق یک سان برخوردار باشیم.
این حقوق بشر است. و هیچ دین و ایده ای اگر حق حکومت داشته باشد ، این حق را به من و تو یکسان عطا نمیکند.
برای احقاق حقوق بشر در کشورمان ، به همراهی همدیگر نیاز داریم. با هم باشیم.