کرد و فارس ، بگرد تا بگردیم ! آقای آرش سیگارچی ، در وبلاگ خود اعدام احسان را محکوم کرده است ، ولی نوشته که او بر علیه حکومت اسلحه به دست گرفته. در بازدید مجدد از وبلاگ آرش دیدم که عذر خواهی حسابی ای بابت پیشداوری هایش انجام داده است.
عابد توانچه بسیار بهتر از من جواب آرش را داده بود اما حرف من این است که راستی چرا کشتار و اعدام های سیاسی از کردستان شروع شده است ؟ اول احسان و اکنون نیز شیرکو ، و دوازده نفر دیگر که در نوبت ایستاده اند. چرا رژیم از کردستان شروع کرد ؟ جواب آن برایم با بحث های اینجا ، سایر وبلاگها و فیس بوک روشن شد. برای بسیاری از ما مرگ یک کرد چندان هم دردناک نیست. کرد با تجزیه طلب ، تروریست ، مسلح ، گره خورده و بسیاری از ما از قتل عام کردها درد کمتری می کشیم. تصویری که از کرد در نظر داریم ، مردی با لباس کردی و کلانشینکفی بر دوش است. تصویری که سازمانهای سیاسی کرد البته نه تنها به بهبود آن کمکی نکردند ، بلکه به آن دامن هم زدند. اما حرف من اینجا این نیست که تصویر دیگری به شما بدهم. همه ی ما موظف هستیم تصویری واقعی و غیر از آن که از طرف قدرتمداران یا طرفداران ایدئولوژی خاصی به ما تحمیل میشود برای خودمان کسب کنیم. این وظیفه ی تک تک ماست که سعی کنیم بی طرف و همه جانبه به مسائل نگاه کنیم. ( و مسلم است که این مسئله در همه موارد ممکن نیست یا بسیار سخت است ) حرف من چیز دیگری است. بحث سر مسئله ی اعدام است. بحث سر آغاز یک موج نسل کشی است. و سر این که هر کسی ، هر کاری که کرده باشد ، مجازات اعدام را سزاوار نیست.
من ابدا برای تجزیه ی ایران هورا نمیکشم. مسئله این نیست. ولی این که احسان چه کرده و چه نکرده ، چه تحصیلاتی داشته ،چه رویاهایی داشته ، یا شب چی خورده ، در رابطه با اعدامش بی ربط است. ما اعدام را رد میکنیم. اگر احسان یا شیرکو یا دیگر بچه هایی که حکم اعدام گرفته اند ،بر طبق قوانین کشوری حتی جرمی مرتکب شده باشند ( که من شخصا حضور در کمپ خارج از ایران و داشتن اسلحه را به خودی خود جرم نمیدانم ) باید در دادگاهی عادل و بی طرف و علنی ، و با در نظر گرفتن تمامی شرایط لازم در کنوانسیون حقوق بشر محاکمه شود و به مجازاتی منطبق بر قوانین حقوق بشر مجکوم شوند نه اینکه بگوییم ما مخالف اعدام هستیم ولی او هم اسلحه داشت. این کنار هم نشاندن دو مطلب بی ربط ، مشخصا به قصد توجیه این اعدام و اعدام های در پی به حساب می آید.و من فکر میکنم ما باید در مورد این مسئله پی گیرانه کار کنیم. دادگاهی که برای احسان یا شیرکو یا بقیه ی فعالان کرد تشکیل شد هیچ کدام از شرایط یک دادگاه عادل و انسانی را شامل نمیشود. پس ننشینیم وبگوییم که احسان فلان کرد یا شیرکو فلان. این دادگاه ها یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی را هم از تحصیل محروم و به 4 سال زندان محکوم میکند. چطور است که آنجا اعتراضمان گوش فلک را کر میکند و هیچ کاری هم نداریم که مثلا این دانشجو چطور فکر میکرد یا چه کاره بود ؟ اما در رابطه با احسان و شیرکو کلی اما و اگر از دهانمان در می آید ؟ چرا ؟ چون کورد بودند ؟
هیچ چیز این دادگاه ها به بشریت نرفته که حالا گردنمان را کج بگیریم و فریاد یا وطن سر دهیم. موج سرکوب شروع شده است . و برای مقابله ی همه جانبه با سرکوب نیاز به فرهنگ سازی داریم. نیاز به فرهنگی بی طرف که سرکوب را نشانه بگیرید نه سرکوب شدگان را . کرد و فارس و عرب و ترک و بلوچ ، هر اندیشه ای که داریم ، نباید با زندان و اعدام مجازات شویم. بیاییم و فرهنگ مبارزه با پیش داوری هایی که در رابطه با قومیت ها را داریم از همین امکانات ناچیزی که در اختیار داریم شروع کنیم. قبلا هم توانسته ایم این موج را به راه بیاندازیم ، امروز هم می توانیم. در رابطه با تجاوز به حقوق انسانی ملت ها ، در رابطه با اعتراض به مجازات اعدام ، اما و اگر را نپذیریم.
هیچ انسانی به دلیل تفکر یا عملکردش مستحق مجازات اعدام نیست .
پس نوشت : در ضمن شخصا گیلک هستم و هنوز تقاضای تجزیه گیلان را در برنامه ندارم.
|