تفاوت میان دو نسل... *یکی از هم نسلان من که سالهاست در خارج از کشور است با شنیدن خبر خارج شدن چند نفر از فعالان گفت : ای بابا ، واسه چی میان بیرون ؟ گفتم : شاید به همان دلیل که من و تو آمدیم بیرون ! نگاه عاقل اندر سفیه ای به من کرد ، انگار که خودش هم فهمیده بود بی ربط گفته ولی انتظار نداشت کسی جوابش را بدهد. گفت : آره خوب ، ولی آدم دلش می سوزه ، حیفه ! گفتم : شاید آن موقع که ما بیرون آمدیم هم کسانی همین فکر را در باره ی رفتن ما می کردند. شاید آن موقع هم بودند کسانی که فکر میکردند که ای کاش ما نمی رفتیم. می ماندیم. باز هم همان نگاهش ، و گفت : البته من که کار خودم را کرده بودم ، زندانم را رفته بودم و شکنجه شده بودم و ...
دیگر جوابی نداشتم . زیاد پیش نیامده به کسی بر بخورم که فکر میکند زندان رفتن و شکنجه شدن ، یعنی " کار" ، چه داشتم که بگویم ؟ * **یکی از آشنایان میگفت : این نسل چقدر سوسوله بابا ، هی نامه می نویسند و اعتراض میکنند به اینکه کتک خوردند و به اینکه در زندان شکنجه شان می کنند و به اینکه به موقع توالت نمیتوانند بروند و به اینکه امکانات رفاهی زندان کم است. بابا زندان بردنتان ، هتل که نیست! به یاد حرفهای مشابه یکی از خانمهای فعال زنان از آلمان افتادم که صدایش را بلند کرده بود خطاب به زنان فعال ایران و میگفت که هی میگن به ما باتوم می زنند ، مگه باتوم هایی که ما میخوردیم جنسشان چی بود ؟ مگر کمتر درد داشت ؟خوب میری تظاهرات باتوم میخوری دیگه...
صداها در زمینه ی صدای فکرم محو شد. صدای فکرم بلند شد و تمام صداها را پوشاند : نسلی که کتک خوردن را حق خود نمی داند، نسلی که به نبود امکانات رفاهی در زندان اعتراض میکند. نسلی که برای خودش حقوق انسانی قائل است ، حتی وقتی که اعتراض میکند. حتی وقتی که در زندان است. حقوق بشر در آن زمان مطرح نبود. نه برای ما و نه برای آنها که در مقابل ما بودند. میرفتیم خیابان ، و کتک خوردن رو شاخش بود. به شوخی به بچه ها میگفتیم : تنمان می خارد ، بریم قدری کتک بخوریم. به کتک اعتراض نمیکردیم. کتک حق ما بود. چرا که اعتراض میکردیم. برای خود حقی قائل نبودیم که کتک نخوردن شامل اش باشد. ما به کتک های وحشیانه و شکنجه های قرون وسطائی اعتراض میکردیم ولی کتک های معمولی خیابانی ، توالت نرفتن در زندان ، و سلول های انباشته که جای پا دراز کردن نباشد ، اینها جای اعتراض نداشت. نسل معترض امروز اعتراض میکند و به کتک خوردنش هم اعتراض میکند. به سلول های انباشته اعتراض میکند. به اینکه حق قضای حاجت ندارد اعتراض میکند. نسل امروز خود را بشر میداند و دارای حقوق. این نسل بسیار با ما متفاوت است. بسیار هوشیارتر ، بسیار بیدار تر ، بسیار آگاه تر .
نسلی که حقوق خود را می شناسد ، به حاشیه رانده نمی شود.
|