October 17, 2009

 مدتها پیش لطیفه  را شنیده بودم . خانه ی مردی را دزد زده بود و آشنایان هر کدام او را سرزنش میکردند که چرا دیوارهایت کوتاه است و چرا در را سه قفله نکردی و چرا دزدگیر نداشتی و چرا ....
و وقتی سرزنش کنندگان حرفهایشان را تمام کردند مرد دزد زده زبان باز کرده میگوید : پس بفرمایید همه گناه ها از من است و دزد بیچاره هیچ تقصیری نداشته و فقط لطف کرده که اموال مرا برده ...

در گفتارهایی که بعد از اعدام بهنود شنیدم ، حمله هایی که به مادر احسان میشد بابت اینکه رل جلاد را داوطلبانه در این مابین بازی میکند و صندلی از زیر پای بهنود می کشد ، بابت اینکه بعد از اینکار اظهار خرسندی و آرامش میکند و بابت ... ، بله ، در تمام گفتار ها یاد آن لطیفه و آن مرد دزد زده افتادم و اینکه براستی از نظر ما در اعدام بهنود چه کسی مقصر بود ؟

بهنود پسر 17 ساله ای بود که بدون قصد قبلی مرتکب قتل شده بود. ( از این نظر حتی با دلارا هم فرق میکند ) یعنی اگر در کشوری با قوانین انسانی این اتفاق می افتاد ، بهنود از دو نظر مجرم محسوب نمیشد. یکی اینکه زیر سن قانونی بود. و دوم اینکه قتل غیر عمد بود. ضمن اینکه بهنود 4 سال هم مجازات شده بود...

مادر احسان را نمیشناسم ، چیزی از او نمیدانم. جر همان مصاحبه ای که از او شنیدم. که از جمهوری اسلامی و قوانین آن ابراز خرسندی میکند که او را به حق خودش ، یعنی قتل عمد یک جوان ، رسانده است.
صحبت های مادر احسان تنها تصویر یک زن کینه توز و انتقام جو را به من داده است. ( شاید تصویری که شما گرفته اید با من متفاوت باشد و به نظر شما احترام میگذارم ) او از خانواده این گله را دارد که خودشان پا پیش نگذاشتند و مسئله را به حقوق بشری ها سپرده اند ، به کسانی که به گفته ی او حتی دین دار و مسلمان هم نیستند. و از اینکه پسر بچه ای را که به اشتباه پسرش را کشته است با کشیدن صندلی از زیر پایش به طناب داری که خودش به گردنش انداخته بود سپرده ابراز آرامش میکند. در گفتار او نه انسانیت دیدم ، نه سمپاتی ، نه امپاتی ( نرجمه ی سمپاتی و امپاتی را به یاد نمی آورم) . در گفتار او آنچه دیدم تنها آنتی پاتی بود ، خشم و کینه ، شاید نه به بهنود بلکه به کسانی که او را و اینکه او چه میتواند بکند را نادیده گرفتند.
آری . تمام اینها را در گفتار مادر احسان دیدم.

ولی من در اعدام بهنود ، قوانین مرتجع جمهوری اسلامی را مقصر میدانم . 
در دنیای مدرن و مترقی ، در قوانین انسانی ، حتی اگر قاضی دادگاه یا اعضای هیئت ژوری کوچکترین وابستگی با قربانی داشته باشند از سیستم قضایی و تصمیم گیری در مورد سرنوشت مجرم حذف میشوند.

قوانینی که سرنوشت انسان مجرم را به دست کینه توزان و انتقام جویان میدهد ، قوانینی که خنجر را به دست انسان درد دیده میدهد و میگوید بزن تا دردت ساکت شود. این قوانین به درد جامعه ی بشری مدرن و امروزی نمیخورد.

مادر احسان هیچ رعوفت و مهربانی از خود نشان نداد.
ولی قوانینی که مادر احسان را قادر میکند تصمیم خود را در گرفتن جان مجرم به اجرا درآورد محکوم است.

و اینکه ما سمت انتقاد خود را از این قوانین به مادر احسان برگردانیم ، همان قدر کمیک است که سرزنش مرد دزد زده به جای پیدا کردن دزد. 

[ 12:55 | مهشيـد | 0 دنبالک | 8 ديدگاه ]


Powered by MT3.35