همه با هم برابرند ولی بعضی ها برابر ترند !! 
چند سناریو :
سناریوی اول : مردی در خیابان در حال گذر است. مرد دیگری را ، به قصد ، میکشد و از محل حادثه فرار میکند ، این فرار او سی سال طول میکشد و بعد از سی سال دستگیر میشود . توجه داشته باشید که جرم در کشوری رخ داده که قوانین قضایی آن طابع حقوق بشر هستند ، اعدام و شکنجه و شلاق در میان نیست و مجرم طبق قوانین مدنی دنیای متمدن به دلیل جرمی که انجام داده است مجازات میشود. به نظر شما با قاتل بعد از سی سال چه باید کرد ؟ او را ببخشیم و بگوییم که مسئله شامل مرور زمان شده است ؟
سناریوی دوم : مردی در یک مهمانی به پسر بچه ای 13 ساله تجاوز میکند و سی سال غیبش میشود و بعد از سی سال بازداشت میشود . شما چه مجازاتی را برای او در نظر میگیرید ؟ آیا جرمی که در سی سال پیش انجام داده است شامل مرور زمان شده ؟
سناریوی سوم : مردی در یک مهمانی به دختر حواهر / دختر بردار / دختر خودتان که 13 ساله است تجاوز می کند و از قانون و مجازات در میرود و سی سال این فرار ادامه دارد تا بعد از سی سال دستگیر شود. آیا باید جرم او را مشمول مرور زمان بدانیم و ببخشیم و فراموش کنیم ؟ در حالی که میدانیم که این مرد تمام هم و غم خود را به کار گرفته تا در این سالها آگاهانه از دست قانون در برود ، آیا به خود می گویید که این مرد دیگر آن مرد سی و یک سال پیش نیست ، باید او را ببخشم و فراموش کنم ؟
سناریوی چهارم : رومن پولانسکی به کودک 13 ساله ای که دختر بچه است تجاوز میکند و از قانون می گریزد . رومن پولانسکی به مدت 31 سال آگاهانه از کشورهایی که امکان پس دادن او به دولتی که حکم جلب او را صادر کرده است حذر میکند و بعد از سی و یک سال ، در جایی که فکرش را نمیکرد گیر می افتد. رئیس جمهور فرانسه میگوید که ماجرا را هشیارانه تعقیب میکند و وزیر فرهنگ فرانسه ابراز نگرانی میکند.
شما چه می گویید ؟ دخترک که خواهر و خواهر زاده ی شما نیست. و پولانسکی هم که هر کسی نیست. تب هنر دوستی شما به تب بشر دوستی غلبه میکند و حرف از خدمت پولانسکی به هنر می زنید ؟ پولانسکی در طول این سی سال آگاهانه از قانون گریخته و مسئولیت جرمی را که سی سال پیش انجام داده است ، آگاهانه به عهده نگرفته است. آیا شما خواهید گفت که این پولانسکی ، آن پولانسکی سی سال پیش نیست و تغییر کرده ؟ آیا خدمت او را به هنر با ارزش تر از جنایت او در حق بشر میدانید و حق آن کودک سی ساله را می بخشید ؟ آن دختر بچه ی 13 ساله امروز زنی 44 ساله است. او خود به خاطر نگرانی از اینکه نامش در تمام روزنامه ها مطرح نشود و آبروی خانواده ای که اکنون دارد به خطر نیافتد شکایتش را پس میگیرد . او گفته که مایل است به زندگی خود بدون تبلیغات و روزنامه ها باز گردد . یک کلام او مایل به آبرو ریزی بیشتر در این مورد نیست .
پس شاکی خصوصی وجود ندارد و شاکی عمومی ـ دولت ـ در رابطه با این مسئله وجود دارد. راستی برخورد شما با این مسئله چیست ؟ و آیا اگر مسئله ای که برای دخترک در سی سال پیش به وجود آمده است برای خودتان ـ چه مرد باشید یا زن ـ ، یا دختر خودتان ، یا خواهر خودتان ، یا خواهر زاده خودتان هم به وجود می آمد ، همین برخورد را می کردید ؟ خواست من مجازات پولانسکی است. من معتقدم که انسانی که جرمی را مرتکب میشود باید مسئولیت جرمش را به عهده بگیرد و مجازات شود. مجازات باید در حد قوانین حقوق بشر باشد. ولی انسان مجرم باید مجازات باشد. در این رابطه هیچ فرقی بین رومن پولانسکی و اصغر قاتل هم نمیگذارم. هر دو باید با توجه به جرمی که انجام داده اند و با انصاف کامل و بدون تحت تاثیر قرار گرفتن از بابت شهرت و یا هر مسئله دیگری به عنوان شهروندی برابر با شهروندان دیگر ـ و نه برتر از دیگران ـ محاکمه و مجازات شوند. این نظر ِ من است. پولانسکی باشد ، جرج کلونی باشد ، وودی آلن باشد ، گاندی باشد یا اصغر قاتل باشد. هیچ انسانی در نظر قانون نباید از انسان دیگری متمایز باشد. من اینطور فکر میکنم.
|