از تظاهراتی در حمایت از جنبش مردمی ایران بر میگردم . تظاهراتی که برای اولین بار در این دوره ، با موفقیت و بدون دعوا ،بدون تلاش یک عده برای دزدیدن تظاهرات و به اسم خود کردنش ، بدون تلاش برای کسب نام ، بدون کولی گری ، بدون کتک کاری ، و بدون پف یوزی برگزار شد.
این حرکت از طرف گروهی به نام ابتکار مردمی ، بیشتر از هر چیز روی به شخصیت ها ی سیاسی و فرهنگی و روزنامه نگاران سوئدی گردانده است و در جهت کسب حمایت جامعه روشنفکری سوئد از جنبش مردمی ایران است که به حق موفق هم بوده است.
گردانندگان آن ، مایلند با نام حرکتشان ، یعنی ابتکار مردمی ، حرکت خود را پیش ببرند. و هیچ اسمی از فردی در این میان نیست.
از همین جا میتوانید خودتان حدس بزنید که افراد پف یوز که برای ثبت اسم خود تلاش میکنند و از حرکت های مردم و زحمت های دیگران برای بالا کشاندن خود استفاده میکنند در این حرکت نقشی ـ کوچکترین نقشی ـ نداشته اند.
جمعیتی بیش از هزار نفر در میدان شهروندی Medborgarplatsen در استکهلم جمع آمدند.
موسیقی بود ، رپ و موزیک زنده ، ترانه ی ندای شاهین نجفی ، ترانه ی بیا از آبجیز ، خواننده هایی مثل رپ خوان استکهلم هومان و کاوه ، گروه گلبانگ و گروه واله .
موزیسین ها ، همه با عشق به مردم می نواختند. نه چشم داشتی از مال داشتند و نه نام.
البته خیال نکنید مثل بعضی از حزب های خیلی مدرن که در مرگ رهبرشان خون گریه میکنند ولی در مرگ ملت می زنند و میرقصند ، ما هم " مدرن " شده بودیم ، نه.
ما آدم بودیم ، موسیقی قسمتی از برنامه ای بود در بزرگداشت خاطره ی عزیزانمان ، کسی قصد خود نمایی نداشت.
صف سخنرانان بلند بود. هر کدام سه تا چهار دقیقه ، همه هم کوتاه و مختصر و مفید. هیچ کسی هم فردا نمیرود در هیچ رادیویی بگوید که کلی سال است که سیاسی است و میداند چگونه مردم را تهییج کند ـ من خودم این را نشنیدم ، ولی یکی از دوستان از قول یک پف یوز که یک تظاهرات به پا کرد تا چندین سال بگوید که من اینجا تظاهرات کردم به من گفت ـ. مسئله اصلا تهییج کردن مردم و یا اشک گرفتن از مردم نبود. مسئله همراهی و همگامی با جنبش مردم ما بود.
برنامه بسیار آبرومند ، بسیار دقیق و بسیار منظم برگزار شد.
شاهی ها هم بودند و با پرچم هایشان سعی کرده بودند پخش شوند دور جمعیت که احتمالا عکس میگیرند و میفرستند برای سایتشان و نشان همه میدهند که بیایید و ببینید که ما چقدر زیادیم. به درک !!! هم خودشان میدانند عددی نیستند و هم ما میدانیم.
حزب کولی گری و چپی های آن جناحی هم امروز تظاهرات دیگری در میدان سرگل داشتند ، ولی اعلام کردند که آن را تعطیل میکنند و در این برنامه شرکت میکنند. نه اینکه خیال کنید یک باره آجری به سرشان خورده و مخشان جابه جا شده باشد و دمکرات شده باشند ها ، از این خبرها نیست ، مسئله این است که این چند روزه زیر زبانشان مزه کرده که حدود 300 / 400 نفر را در قحط الرجال توانستند جمع کنند ، و امروز میدانستند در وجود چنین برنامه ی برنامه ریزی شده ای ، ایشان می مانند و حوضشان و خودشان را سنگینتر دیدند که جمعش کنند وگرنه واقعا معلوم میشد که همان 4 تا و نصفی بیشتر نیستند.
خلاصه خواستم تشکر کنم ، از دوستان خوبم در ابتکار مردمی تشکر کنم. از اینکه مثل همیشه تنها خواستند که حرکتی مردمی را سازمان دهند بی اینکه دنیا را از اسم های خود پر کنند. از اینکه مهربان هستند و قلبشان برای مردم ما می تپد .
خسته نباشید بچه های خوب استکهلم. خسته نباشید و پرکار بمانید. میدان را اگر خالی بگذاریم ، نباید از سلطه ی پف یوز ها گله کنیم !!!
واقعیت این است که استکهلم ، چنین ابتکار و حرکتی را کم داشت.
ممنون. حقیقتا ممنون که این اجازه را به ما دادید که یک تظاهرات داشتیم ، در جهت حمایت از مردم ایران ،که از بابتش خجالت نکشیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
ناگفته نماند که پنج شنبه ی پیش هم دوستان دانشجوی ایرانی ما در استکهلم به همراهی جوانان نسل دوم کار خوبی ارائه دادند. ولی با تلاش پف یوزان برای کوبیدن مهر خود بر روی تظاهرات روبرو شد. از سوی دیگر عده ای دیوث دیگر برای اینکه شعارها را در دست خود بگیرند حتی چند نفر را هم کتک زدند. و خلاصه با فلاکت زیادی برنامه برگزار شده بود. آخرش هم که رادیوهای استکهلم وقت خود را به پخش پف یوزی های تظاهرات دزدها اختضاض دادند. و خلاصه آنقدر اعصاب خورد برایمان باقی گذاشتند که بچه ها از خیر تظاهرات با این وسعت گذشتند . نوشته هایش را به طور نصفه نیمه نوشته ام و در نوشته های چاپ نشده ام موجود است. هنوز تصمیم نگرفته ام به این مسئله بپردازم یا نه. نمیدانم وبلاگ را باید حتی برای مدتی به پف یوزی شخص یا اشخاص خاصی اختصاص دهم یا نه. هنوز تصمیم نگرفته ام....