October 21, 2008

ما زنها !

با دوستی صحبتی داشتم در مورد آنچه ما زنها به هم روا میداریم. راستی چرا اینطور است ؟

شغل من یک شغل زنانه است ، یعنی اکثریت قریب به اتفاق همکاران من زن هستند. چنین مشاغلی بسیار آزار دهنده است. آنچه از زنان در این جامعه دیده ام این است که وقتی تصمیماتی از بالا گرفته میشود ـ مثلا کم کردن پرسونل یا کم کردن وسایل ـ به جای اینکه رو به بالا بگیرند و اعتراض کنند ، اعتراضاتشان را بر سر هم خالی میکنند.
یک بار سر کار به همکاران گفتم : ما زنها بالایی ها را لیس میزنیم و به پایینی ها لگذ میزنیم.

این را در میان دوستی های زنان هم دیده ام.
در یک جمع زنانه ، همچی که مردی وارد شود همه برای جلب نظر او از هم پیشی میگیرند. حالا شاید آن مرد هیچ شباهتی هم به جرج کلونی نداشته باشد. مهم نیست. مهم این است که نظر مردانه ی او تایین کننده است.

در جمع دوستان زن ، دیده ام که  اگر زنی دیگری را رنجاند چندان سعی ای در جبران خطای خود نمیکند. ولی اگر همین زن موجب
رنجش مردی شود ، یا فکر کند که مردی از او رنجیده است ، خود را می کشد تا دل او را دوباره بدست آورد. 

چنین مسئله ای در مورد خودم به وجود آمد. من از خانمی که زمانی دوست نزدیکم بود، توهین و شماتت شنیدم و تمام دوستی
متزلزل شد و از هم پاشید ، تنها به این دلیل که وجه ی این خانم پیش مردی که چندان دوست او هم نبود خدشه دار نشود. سوال او این بود که من به فلانی چه بگویم ؟ اگر به جای مرد ، پای زنی در میان بود ، صد درصد مطمئن هستم که این خانم چندان توجهی به خدشه دار شدن وجه اش نشان نمیداد. یعنی اگر به این خانم خاص دقت کنیم ، برای او وجه اش در میان زنان ابدا مهم نیست. این مردان هستند که دنیای او را می سازند. تمام انتقادها ، شماتت ها ، طعنه ها و حتی برخوردهای خاله زنکی این خانم به زنان خلاصه میشد. این نیمه ی دنیا خارج از دنیای مردانه ی او بود و برای حفظ وجه اش در این دنیای مردانه اش ، قربانی کردن دوستی های زنانه  بهایی ارزان به شمار می آمد.
چند تن از این زنها را شما در دور و بر خود می شناسید ؟   
 
اگر زنی با مردی جوانتر از خود ـ بین 5 تا ده سال ـ وارد مجلسی شود ، همه او را مورد قضاوت قرار میدهند که چنین است و چنان است. و بیشتر از طرف زنان مورد شماتت قرار میگیرد. اما این اختلاف سنی بین مردان و دوست دختر یا همسرانشان از طرف زنان و یا مردان بسیار پذیرفته شده است.
عکس این را هم دیده ام. که خیلی از زنانی که خود را مدرن میدانند ـ و متاسفانه باید اعتراف کنم که این دسته زنان عمدتا در حدود سنی من و بالاتر هستند ـ اگر زنی دوست پسری جوانتر از خود بگیرد با تشویق صحبت میکنند و اگر مردی دوست دختری جوانتر بگیرد با شماتت .
من این برخوردها را  نه مترقی بلکه دو سوی یک سکه میدانم. راستی چرا رابطه های دیگران باید برای ما موردی برای فکر و اظهار نظر باشد ؟ آیا انتخاب دو انسان بزرگسال حقیقتا چیزی است که به نظرخواهی ما نیاز داشته باشد ؟
نمیگویم نظر داشتن مسئله است. من خودم هم معمولا نظر دارم. بخصوص در مورد دوستان نزدیکم. اما من سن و سال را مرجع نمیدانم. آنچه مرا نحت تاثیر قرار میدهد ، انتخاب هایی است که بر این اساس صورت میگیرد. وقتی زن یا مردی از آشنایانم ، مرد یا زنی نادان را فقط به دلیل جوانی یا دیگر مشخصات ظاهری او انتخاب میکند ،تا حدی  دوستی خود را با این آدم زیر سوال می برم.

اگر زنی را در پله های ترقی ببینیم میگوییم او راه تخت خواب را طی کرده ، یا از زیبایی اش استفاده کرده یا عرضه ی کاری را که میکند ندارد و تمام کارهایش را شوهرش انجام میدهد . یا اینکه شوهر و خانواده را فدای کاریر خود کرده .
این مسئله آنقدر پیش رفت که یکی میگفت آنچه مادام کوری به خاطرش شهرت پیدا کرد در اصل کار همسرش بود و او فقط نامش را گرفت. 

اگر ذر جمعی باشیم و حرفی بزنیم ، معمولا نگاهمان به تایید مردان است  . معمولا به سرهای آنها نگاه میکنیم که به علامت تایید تکان میخورند. چندان اهمیتی برایمان ندارد که این مردان چه جور آدمهایی باشند. آنچه مهم است این است که آنها هستند که دنیا را ساخته اند و هر قدر هم که مخالف این دنیا و ساخته های آنها باشیم ، تایید آنها برایمان اصل است.

در جمع خارج از کشور می بینم که مردانی که خود را فمینیست می نامند در میان زنان بیشتر از زنان فمینیست محبوب میشوند. حالا تقریبا همه هم  میدانند که آقای فمینیست در خانه چه اس هولی است و چگونه از فمینیسم به عنوان نردبانی برای بالاکشیدن خود و دریافت میکرفون های بیشتر استفاده کرده است اما باز با کمال میل این نردبان را نگاه میداریم تا لرزشی نیابد و  آقا یه وقت آن بالا شصت پایش در چشمش فرو نرود.

یکی از همکاران سوئدی من که معمولا به کلاس های فوق العاده میرود و کلاسهای خوبی هم میرود معمولا دو نظر مختلف در مورد کسانی که زیاد در کلاسها حرف میزنند دارد . اگر زن باشد میگوید : میخواست خودش را نشان بدهد و بگوید که مثلا میداند. و اگر مرد باشد میگوید : چه  اطلاعات جالبی داشت.
این خانم خودش را زنی مترقی و فمینیست میداند. 

همیشه همدیگر را زیر نظر داریم و با طعنه و تلخی با هم گفت و گو میکنیم. وقتی زنی را می بینیم کوتاهی و بلندی او ، چاقی و لاغری او ، مدل موهایش ، انتخاب لباسش، حرفها و سخنانش  ، همه چیزش را بالا و پایین میکنیم تا چیزی در او بیابیم که بتوانیم عیب او بنامیم و خود را در مقابلش بالاتر و از اینرو  امن حس کنیم. چرا ؟  

راستی آیا ستمی که ما زنها به هم روا داریم ، مردها هم به هم روا میکنند ؟ اینقدر که ما زنان برای پیشی گرفتن در مقابل مردان  و در جامعه ی مردانه همدیگر را له میکنیم ، مردان چنین میکنند ؟

میدانم که اینها همه از تربیت ما و عدم اعتماد به نفس ما و ... ناشی میشود.  ولی قرن 21 است دیگر ، پس کی میخواهیم آگاهانه عمل کنیم ، کی میخواهیم  تغییر کنیم ؟

پس نوشت : این کاریکاتور را یکی از دوستان برایم میل کرد. البته من واقعا نگاه مردها به یکدیگر را اینقدر ساده نمی بینم ولی به هر حال کاریکاتور جالبی است از آنچه ما زنها به هم روا داریم

GetAttachment.jpg
 

[ 12:47 | مهشيـد | 0 دنبالک | 18 ديدگاه ]


Powered by MT3.35