
این عکس را مدتی پیش دخترم از تظاهراتی در لندن گرفته و برایم فرستاده بود. و از روزی که این عکس را دیدم ، یک فکر راحتم نمیگذارد : چگونه است که کسی که برای ملتی دیکتاتور محسوب میشود ، برای جمعی دیگر آزادی بخش است ؟ چه تفکری پشت پذیرفتن قاتلان و جنایتکاران تاریخ به عنوان رهبر آزادیبخش وجود دارد ؟ چه اندیشه ای میتواند قتل ها و جنایات را توجیه کند ؟ شما این زنان را چه مینامید ؟ فاندامنتالیست ؟ بنیادگرا ؟ تروریست ؟ راه دور نرویم ، زمانی را به یاد بیاوریم که عکسهای لنین و استالین و مائو را در کشور خودمان بلند میکردیم و کتابهایشان را دست به دست میدادیم. این دختران هرگز به خود زحمت نمیدهند که فکر کنند که خمینی با ما چه کرد . اگر هم کسی از ایشان بپرسد ، جوابشان احتمالا این خواهد بود که قتل ضد اسلام واجب است. آیا ما در آن زمان زحمت آن را به خود دادیم که فکر کنیم لنین و استالین با مخالفان خود چه کردند ؟ آیا در مورد جنایت هایی که در زمان مائو در چین صورت گرفت دانستیم ؟ آیا میخواستیم بدانیم ؟ آخرین کامنت هایی که در مورد این مقایسه از دوستان طرفدار بلوک سوسیالیسم گرفته بودم این بود که آن جنایات در زمان خود اجتناب ناپدیر بود و آن رهبران چاره ای جز این نداشتند. ایشان تقاضا دارند که به مسئله ی زمان توجه کنم و اینکه در دنیای قدیم چاره ای جز این نبود. اینکه در آن زمان شیوه ی کار همین بود. برای این دوستان هرگز سوالی پیش نمی اید که اندیشه ای که خود را مدرن میدانست چگونه با سلاح دنیای قدیم به قلع و قمع دگر اندیشان میپردازد. البته این دوستان در مورد جنایات رژیم خمینی عکس این عقیده را دارند.
راستی ، چگونه اندیشه ای است که قاتلی را ا آزادیبخش معرفی میکند و قتل مخالفان را توجیه میکند ؟ اندیشه ی آزادیخواهانه به چه معنی است وقتی که جنایت را میبیند ، میپذیرد و سکوت و حتی توچیه میکند ؟
خمینی سالها پس از مرگش هنوز برای عده ای سمبل آزادی است، همانگونه که لنین ، استالین ، مائو ، و...
شایدبهتر است که برای آزاد و آزاده بودن ، سمبل ها را زیر سوال ببریم . و مهمتر از همه خود را زیر سوال ببریم.
آیا حقیقتا به آزادی آنگونه که ادعایش را میکنیم ، باور داریم ؟
|