October 14, 2008

 

IMG_1015.JPG

این عکس را مدتی پیش دخترم از تظاهراتی در لندن گرفته و برایم فرستاده بود. و از روزی که این عکس را دیدم ، یک فکر راحتم نمیگذارد : 
چگونه است که کسی که برای ملتی دیکتاتور محسوب میشود ، برای جمعی دیگر آزادی بخش  است ؟
چه تفکری پشت پذیرفتن قاتلان و جنایتکاران تاریخ به عنوان رهبر  آزادیبخش وجود دارد ؟
چه اندیشه ای میتواند قتل ها و جنایات را توجیه کند ؟
شما این زنان را چه مینامید ؟ فاندامنتالیست ؟ بنیادگرا ؟ تروریست ؟  
راه دور نرویم ، زمانی را به یاد بیاوریم که عکسهای لنین و استالین و مائو را در کشور خودمان بلند میکردیم و کتابهایشان را دست به دست میدادیم. 
این دختران هرگز به خود زحمت نمیدهند که فکر کنند که خمینی با ما چه کرد . اگر هم کسی از ایشان بپرسد ، جوابشان احتمالا این خواهد بود که قتل ضد اسلام واجب است. 
آیا ما در آن زمان زحمت آن را به خود دادیم که فکر کنیم لنین و استالین با مخالفان خود چه کردند ؟ آیا در مورد جنایت هایی که در زمان مائو در چین صورت گرفت دانستیم ؟ آیا میخواستیم بدانیم ؟
آخرین کامنت هایی که در مورد این مقایسه از دوستان طرفدار بلوک سوسیالیسم گرفته بودم این بود که آن جنایات در زمان خود اجتناب ناپدیر بود و آن رهبران چاره ای جز این نداشتند. ایشان تقاضا دارند که به مسئله ی زمان توجه کنم و اینکه در دنیای قدیم چاره ای جز این نبود. اینکه در آن زمان شیوه ی کار همین بود. برای این دوستان هرگز سوالی پیش نمی اید که اندیشه ای که خود را مدرن میدانست چگونه با سلاح دنیای قدیم به قلع و قمع دگر اندیشان میپردازد.
البته این دوستان در مورد جنایات رژیم خمینی عکس این عقیده را دارند. 

راستی ، چگونه اندیشه ای است که قاتلی را ا آزادیبخش  معرفی میکند و قتل مخالفان را توجیه میکند ؟
اندیشه ی آزادیخواهانه به چه معنی است وقتی که جنایت را میبیند ، میپذیرد  و سکوت و حتی توچیه  میکند ؟

خمینی سالها پس از مرگش هنوز برای عده ای سمبل آزادی است، همانگونه که لنین ، استالین ، مائو ، و...

شایدبهتر است که  برای آزاد و آزاده بودن ، سمبل ها را  زیر سوال ببریم  .  و مهمتر از همه خود را زیر سوال ببریم.

آیا حقیقتا به آزادی آنگونه که ادعایش را میکنیم ، باور داریم ؟

[ 9:42 | مهشيـد | 0 دنبالک | 4 ديدگاه ]


Powered by MT3.35