October 8, 2008

برخورد " مردانه " با حجاب !!! 
برخوردی که تنها از سوی مردان نیست .

مدتها پیش  چیزی نوشتم از مردی ژاپنی که در اوایل انقلاب در تهران  با همسر خود به رستوران  رفته بود و در آنجا از همسرش خواسته بودند که روسری به سر کند و به او یک روسری هم داده بودند. مرد ژاپنی هم ار آنها یک روسری اضافه تقاضا کرده بود و خودش سر کرده بود و در مقابل تعجب و سعی پیشخدمت های رستوران در توضیح اینکه فقط زنان باید حجاب داشته باشند و نه مردان ، گفته بود که اگر زنش مجبور است کاری را خلاف میل خود انجام دهد ، او وظیفه خود میداند که با همسرش همراهی کند. 
وقتی این داستان را شنیده بودم ، به فکر این افتادم که چرا مردان ایران هرگز در مقابل حجاب واکنشی نشان ندادند. واکنشی که نشان دهد آنها این تحمیل را به زنان روا نمیدارند.

خوب این چند روزه دیدیم که آقایان روشنفکر وبلاگشهر در مقابل حجاب واکنش نشان دادند ، البته واکنش همیشه مثبت نیست ، بخصوص وقتی از طرف مرد روشنفکر ایرانی باشد.

این روزها یکی از مسئله های بسیار مهم وبلاگشهر این است که گلشیفته فراهانی با حجاب قشنگتر است یا بی حجاب .
و آقایان البته گلشیفته را با حجاب میپسندند.

من وقت زیادی برای وبگردی نداشتم و دو وبلاگی که دیدم ، وبلاگ آقای شکرالهی و وبلاگ ایمائیان بود.
آقای شکرالهی که از نظر استتیک اظهار نظر کرده است، ولی آقای ایمائیان مسئله را از این فراتر برده و فرهنگ چندین هزار ساله و تبار داریوش اینا را هم وسط کشیده و نتیجه گرفته که زنان ایرانی که در خارج از کشور " برهنه " میشوند ، جدای از اینکه زشت میشوند ، یک جفت پا هم وسط شکم فرهنگ ایرانی میگذارند.

با خواندن نوشته های این آقایان روشنفکر به یاد آن مرد ژاپنی افتادم. او احتمالا هرگز هم ادعای روشنفکری و مدرنیته به اندازه آقایان ایرانی نداشت ، فقط فکر میکرد که همسرش با خودش برابر است و نباید کسی در مورد پوشش او چیزی را به او تحمیل کند.  

اینجا بود که به فکر افتادم که شاید مسئله سر ملیت است. یعنی وقتی مرد ژاپنی باشی ، تحقیر همسرت را تحمل نمیکنی . ولی وقتی مرد ایرانی باشی ، حتی وقتی زنی ایرانی اجازه دارد که حجاب از سر بردارد ، بهش میگی اونطوری خوشگل تری . یا بند میکنی به اینکه فرهنگ و آب و اجداد را با انتخاب پوشش خود زیر پا گذاشته. راستی چرا ؟

آقای ایمایان که سنگ تمامی هم گذاشته و به شیوه خدمه  که به جای آوردن کلاه ، سر می آورند ، گله از برهنگی گشیفته ی و میترا میکند. برای من این سوال پیش می آید که این آقا واقعا برهنه ندیده است که به یک پیراهن آستین حلقه ای برهنگی میگوید ؟ با خواندن نوشته ی آقای ایمایان یاد  آن صحنه می افتم که زنی با مانتو و شلوار و روسری در خیابانی میرفت و تعدادی بچه ی شرور با چوب دنبالش کردند و گفتند چرا لخت به خیابان آمده ، برای آن بچه ها پوشش فقط چادر بود.  
راستی مرز بین برهنگی و پوشیدگی چیست و چه کسی این مرزها را مشخص میکند ؟ 

 صحبت از فرهنگ است . راستی فرهنگ ما چیست ؟ آیا حجاب در فرهنگ ماست ؟
اگر 30 سال است که حجاب به ما تحمیل شده ، پنجاه سال پیش از آن حجاب از سرما برداشته شد.
چرا هیچ مرد ایرانی وقتی که زنان را به زور محجب کردند ، اعتراض نکرد که فرهنگ بر باد رفته است ؟ ولی وقتی که زنی حجاب از سر  برمیدارد فرهنگ این مردان که البته به همان یه چارک لجک ما زنان بستگی دارد مورد تعرض قرار میگیرد ؟ و آیا سی سال اجبار میتواند فرهنگ ساز باشد ؟ فرهنگ برای چه کسی ؟

اینکه گلشیفته فراهانی و هر زن هنرپیشه ی دیگری وارد عرصه عمومی شده اند و این مسئله به هر کسی حق میدهد که در مورد لباس زیر و روی ایشان نظر بدهد مسئله ی عجیبی نیست.
ولی از طرف دیگر هم آیا روزنامه نگاران در عرصه عمومی قرار ندارند ؟ مثلا آیا من حق دارم راجع به چاقی و لاغری و اینکه انتخاب آقای  فلان لباسش او را برازنده تر میکند  و فلان لباسش به تنش زار میزند هم نظر دهم ؟ یا نظر دادن فقط حق مردان و نسبت به زنان است ؟
مثلا هیج کسی چرا هیچوقت در مورد لباسهای آقای خسرو شکیبایی و اینکه مدل موی سرش او را زیباتر و یا زشت تر میکند ننوشت.
آیا این مسئله به این دلیل نیست که خسرو شکیبایی را مردی هنرمند می دانیم که هنرش مورد ارزیابی قرار میگیرد و گلشیفته فراهانی فقط زنی است که هیکل و تیپ و قیافه اش مطرح است ؟ ملک عمومی است که مورد ارزیابی و ارزشگذاری قرار میگیرد ؟

آقای شکرالهی از پوشاندن نازیبایی ها توسط حجاب می نویسد ، ولی آقای شکرالهی فراموش میکند که همین حجاب یکی از علل این نازیبایی هاست . با بسیاری از زنان که صحبت کردم ، میگویند که با پوشیدن چادر و مانتوهای گشاد توجه کمتری به بدن خود میکنند . و این را دلیل بر کوته فکری زنان و عدم توجه ایشان به سلامت خود ندانید ، مسلم است که اگر مردان ایران هم قرار بود در زمان بیرون بودن از خانه عبا بپوشند ، شکمهایشان بیشتر از این جلو آمده بود.

حجاب در ایران موجب ریزش و ناسالمی مو و شیوه ی برخورد حکومتی با بهداشت روانی و جسمی زنان و نبودن امکانات مناسب برای ورزش و تحرک زنان موجب بی تحرکی و چاقی های بیمارگونه است. اینکه بیاییم و با یک جمله پوشاندن نازیبایی ها چشم بر تمام این اجحاف ها ببندیم از دید یک روشنفکر را باید به چه معنی گذاشت ؟

از نوشته های آقای شکرالهی خوشم می آمده . و همیشه یکی از وبلاگهایی بود که میخواندم و هرگز هم کامنتی برایش نگذاشتم. بجز در همین نوشته اش.
برایم خیلی سوال است ، خیلی سوال بر سر اینکه براستی مردان ایران راجع به حجاب ما زنان چه نظری دارند و چرا اینقدر تولرانس ایشان بالاست که حتی در برداشتن آن هم به خود حق میدهند که شماتت گرانه برخورد کنند ؟

 خیلی ها ممکن است بگویند که آقای شکرالهی و آقای ایمایان یک حرفی زدند و قرار نیست اینقدر مورد تحلیل قرار بگیرند..این نظر را خود آقای شکرالهی هم دارند چرا که  مظلومانه به دفاعیه ی خانم نبوی نژاد  لینک داده اند .
ولی من با این مسئله به شیوه ی خود آقایان مخالف هستم  چرا که اگر ایشان فقط یک نظر دادند و مورد قضاوت قرار گرفتند ،زنان هنرپیشه ی ما حتی چنین هم نکردند و فقط به خاطر انتخاب پوشش خود مورد سرزنش قرار میگیرند. 

اجبار پوشش برای نیمی از یک جامعه ، یکی از بدترین انواع خشونت بر علیه افراد آن جامعه است. برخورد زیبایی شناسانه ی آقایان با مسئله حجاب به نظر من دقیقا قابل مقایسه است با این که مثلا مردی را در خیابان به زیر کتک بگیرند و یکی از راه برسد و بگوید آقا وقتی به صورتت سیلی میزد ، اگه سرت را یه به راست حرکت میدادی زیباتر بود. 
نوشته ی زیبایی شناسانه ی آقایان به نظر من همانقدر بی معنی و مهمل می آمد که اگر کامنتی مثل کامنت بالا را بشنوم. 
اما نه آقای شکرالهی و نه آقای ایمایان چنین چیزی را نمی بینند. ایشان خشونتی را در تحمیل پوشش به زنان حس نمیکنند. چرا که هر روز تمام زنان را اینگونه می بینند. چرا که به خشونتی که بر زنان روا میشود عادت کرده اند. و احتمالا اگر ضرب و شتم تمام مردان را به طور روزانه میدیدند چنین اظهار نظر هایی در مورد استتیک کتک خوردن هم میکردند. چنین نمیکنند چون یکی عادی شده است و دیگری نه.  
مشکل اینجاست که تنها مردان نیستند که با این خشونت روادارانه برخورد میکنند. زنان زیادی در کامنت ها با آقای شکرالهی همدردی میکنند، حس میکنند به ایشان ظلم شده و بد فهمیده شده.  حجاب مسئله ای است که برای بسیاری از ما از زن و مرد مسئله ای نیست.  

راستی این حجاب را آیا فقط جمهوری اسلامی به ما زنان تحمیل کرده است ؟ آیا رواداری یک تبعیض ، یک ظلم ، به معنای  صحه  گذاشتن بر آن  نیست ؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند تا از همکارها در اتاق استراحت با حرارت گپ میزدند ، من از راه رسیدم و برای نسکافه ام آب گذاشتم جوش بیاید ، بحث آنها سر فیلمی بود که چندی پیش در تلویزیون نشان داده بودند راجع به زن ها و مردهای فوق العاده چاق ( حدود 300 تا 400 کیلو ) یکی شان گفت : بزار الان از مهشید میپرسم . و صدا کرد : مهشید این مردهایی که به زنان خیلی چاق غذا میدهند و نمیگذارند لاغر شوند یه چیزی صدایشان میکنند ، یه اسم بخصوصی دارند ، تو میدانی به آنها چه میگویند ؟
گفتم : Idiot

ـــــــــــــــــــــ

مدتی نیستم ، فردا شب برای آخر هفته به لندن و نزد دخترم میروم ، سعی میکنم  گاه سر بزنم و اگر کامنتی گذاشتید پابلیش کنم 
 ــــــــــــــــــــــــ

پس نوشت : یک توضیحی را لازم میدانم بگویم. حجاب یک تکه پارچه نیست و یک تکه لباس نیست. حجاب پیام دارد . پیام حجاب فرودستی زن است. من ابدا کاری ندارم با مادربزرگی که به عادت لجکی به سر میکند. اما زنی که مدرن است ، هرگز نمیتواند بگوید که حجاب را آزادانه انتخاب کرده است و آزاده هم است.

به همین دلیل ، من خانم مریم رجوی را هرگز ، هرگز ، هرگز زنی آزاده نمیدانم.
به همین جهت من سازمانی مثل سازمان مجاهدین را که حجاب را در انیفورم زنان خود گنجانده ، هرگز ، هرگز ، هرگز سازمانی آزادیخواه نمیدانم.
اینکه انسانها در انتخاب پوشش خود باید آزاد باشند برای من یک اصل است. ولی مسلم است که تصوریکسانی  من از زنی که حجاب ، را به میل خود انتخاب کرده است با زنی که چنین نکرده است ، ندارم.
حجاب پیام فرودستی زن ، پیام کنترل بدن و روح زن را با خود دارد. کسی که این پیام را انتخاب کرده است به نظر من یک مشکل اساسی با مسئله آزادی دارد. و نگاهش به مسئله آزادی و آزادیخواهی نگاهی قرون وسطی ای است.
در ضمن من ابدا فکر نمیکنم به هر عقیده ی احمقانه ای باید احترام گذاشت. کسی را به خاطر عقیده اش نمیکشم و کتک نمیزنم. ولی اگر بخواهم به عقیده ای که نصف جمعیت زنان را نسبت به نصف دیگر فرومایه میداند  احترام بگذاریم ، باید درب آزدایخواهی را تخته کنیم.

پس نوشت : پویای عزیز در این مورد نوشته است  و مثل همیشه بسیار زیبا هم نوشته است
چهارچوب های مرد محور

[ 18:38 | مهشيـد | 0 دنبالک | 34 ديدگاه ]


Powered by MT3.35