نویسندگی یک عرصه ی مردانه است . این را همه می گویند . اما کسی هم هست که بداند که عوارض ورود به این عرصه ی مردانه برای زنان چیست ؟ مردان نویسنده همیشه محبوب هستند. بخصوص در میان جنس مخالف. مهم نیست که شاعر یا نویسنده ی خوبی باشی ،حتما یکی دو نفر زن گیر میاری که حاضر باشند از تو نگهداری کنند . نویسندگان خوب و شاعران خوب که حسابشان جداست. چند شاعر و نویسنده ی خوب در ایران میشناسید که با شاگردانشان ازدواج کردند ؟ یا با دختری به سن دخترشان ، یا با دختری به سن نصف سن خودشان ؟ در مورد زنان مسئله فرق میکند . شهرنوش پارسی پور وقتی از نیاز خودش برای لمس شدن توسط مردی می نوشت ، که سالهاست چنین نیازی برطرف نشده است ، از زن و مرد به او چشم غره رفتند و او را بیمار جنسی خواندند. . مردان نویسنده البته دچار بیماری جنسی نمی شوند. آنها هرگز اگر یکی از بهترین نویسندگان ما باشند ، مجبور نخواهند بود از نیازشان برای لمس شدن توسط جنس مخالف ، حرفی بزنند . زنان نویسنده ی ما معمولا تنها گذاشته میشوند. چه از طرف مردان که هرگز نیازی به زنی این چنین در خود نمی بینند. چه از طرف زنان که معمولا حس حسادت و رقابت و بقیه احساسات سرکوب شده شان مانع نزدیک شدن و دوستی با زنان نویسنده میشود. دوستی میپرسید که چرا بیماری های روحی روانی در میان زنان نویسنده بیشتر است. من دقیقا نمیدانم آیا اینطور باشد یا نه . اما می بینم که زنان قلم به دست ، بیشتر از مردان قلم بدست تنها گذاشته می شوند . و مجبورند که ادامه ی زندگی را در تنهایی و بی یار سر کنند. تنهایی ، اگر انتخاب تو باشد ، سازنده می شود. و اگر به تو تجمیل شود ، منهدم کننده است. این بهایی است که بسیاری از زنان نویسنده بابت تجاوز به عرصه های مردانه می پردازند.
|