زندگی بعد از FRA شنا کردن بر خلاف جریان آب سخت است و به قدرت نیاز دارد. قدرت بدنی و قدرت روانی . وقتی که یک حزب به پیشنهادی رای مثبت میدهد و تنها یک نفر به خاطر اینکه معتقد است که این پیشنهاد درست نیست رای منفی می دهد ، باید بسیار قوی باشد.
 کامیلا لیندبری Camila Lindberg چنین کرد او نماینده ی حزب دست راستی مردم در مجلس سوئد است . و تنها فرد احزاب دست راستی ـ چهار حزب ـ که به قانون آف آر آ رای منفی داد. از آن پس با تهدید و آزار هم حزبی هایش روبروست ، به قول خودش با او مثل بچه ی 4 ساله رفتار می کنند و مایلند که به او درسی بدهند. در فردای روز رای گیری ، دسته های گلی که برای لیندبری به مجلس سوئد فرستاده شد آنقدر زیاد بود که نگهبانان مجلس از دریافت آنها خود داری کردند. در احزاب خودمان ، سازمانهای خودمان ، گروه های خودمان دیده ام که مخالف جریان شنا کردن چه بهایی دارد. از سوی دیگر ، دیده ام که افراد بزرگسال ، مثل بچه های کوچک می نشینند و همدیگر را(و معمولا یکی را که قبولش دارند ـ خدا می داند برای چه قبولش دارند ـ) تایید میکنند. در احزاب و سازمانها و گروه ها دیده ام که زن و شوهر ها ، هر قدر هم که شخصا مخالف همدیگر باشند و اختلاف خانوادگی داشته باشند ، ولی در اهداف سیاسی همراهند. ـ البته معمولا زن همراه شوهر است ـ. در جمع جمهوریخواهان دمکرات لاییک که بودم ، یک بار در یک نشست حضوری ، قرار شد سر یک سری مسائلی رای گیری شود. زن و شوهری در این گروه بودند که راست بودند ، و هر دو در یکی از سازمانهای فلک زده ایرانی اسم و رسمی داشتند. این زن و شوهر به همراه چند تن دیگر هم سازمانشان کنار یکدیگر در یک سوی میز درازی که در وسط بود نشسته بودند، من در مقابل ایشان نشسته بودم . وقتی که قرار شد رای گیری شروع شود ، مرد بلند شد و میز را دور زد و کنار من نشست. پرسیدم : چه شد جا عوض کردید ؟ و با خنده گفت که خواستم کمی هم پیش شما بنشینم. در زمان رای گیری دقت کردم وقتی طرحی مطرح میشد ، ابتدا او خودکار خود را کمی بلند میکرد ، و بعد دست افراد روبرو به عنوان مخالف یا موافق بالا میرفت. تمامشان . البته اسمش بود، و همیشه هم تاکید میشد که این ها شخصا ـ و نه سازمانی ـ در این جمع حضور دارند. ولی دسته بندی هایشان مشخص کننده ی این بود که در این افراد " شخص " سالهاست که مرده است . حزب ، سازمان ، گروه ـ حداقل از نوع ایرانی اش و در حال حاضر انگار سوئدی اش هم ـ یعنی همین . افراد در آنجا عقیده ای ندارند . حزبی با چیزی موافق است یا مخالف . دستور از بالا می آید و بدنه باید آن را ـ گوسفندانه ـ تایید کند. اینجاست که حرکتی مثل کار کامیلا لیندبری بسیار ارزش پیدا میکند . او یک عضو خوب حزبشان نیست. یک گوسفند سربراه نیست. ولی یک انسان است با شخصیت مستقل. چنین فردی در احزاب اگر در رهبری نباشد ، جای زیادی ندارد. ***** حزب مدرات های سوئد در یک نامه ی درونی از اعضا خواسته است که در بحث های مربوط به FRA شرکت نکنند و از نظر سازی و نظر پردازی در این مورد خود داری کنند. و گوسفندان این حزب دسته جمعی ، با صدای بلند و با وحدت کلمه گفتند : بع ، بع
عکسی از یکی از جلسات درونی حزب مدرات سوئد آقا رضا خلیلی دیلمی نفر راست از سمت راست در حال گفت و گو با یکی از هم حزبی ها در مورد مزنه ی بازار کشک. عکاس مایل است ناشناس بماند
|