June 18, 2008

 

ماجرای  قانون FRA یا قانون کنترل مکالمات و اینترنت به کجا رسید ؟

مخالفت با این قانون بیشتر از سوی نسل جوان ، وبلاگ نویسان سوئدی و روزنامه نگاران ابراز میشد. در حقیقت مسئله ی اعتراض بر علیه این پیشنهاد را وبلاگ نویسان سازمان دهی کردند.

این پیشنهاد از طرف دولت دست راستی مطرح شد ، و از طرف احزاب درون دولت هم پشتیبانی میشود . جوانانی که در این احزاب فعال هستند بخصوص در حزب مردم و حزب مرکز ، چندان روی خوشی نسبت به این پیشنهاد نداشتند.

امروز بیش از 1000 نفر در مقابل مجلس جمع شدند و به این پیشنها اعتراض کردند .

1984 اینجاست ، برادر بزرگ تو را می بیند ، استاسی در سوئد ، تعدادی از پلاکارد هایی بود که تظاهرات کننده گان در دست داشتند.

دو تن از اعضای پارلمان ، فردریک فدرلی و آنی یوهانسون ،هر دو از حزب مرکز ،  از مخالفان سرسخت این پیشنهاد  بودند که رای " نه " ی خود را به رای شاید در صورت بزک کردن پیشنهاد فروختند.

و فعلا قرار شده است پیشنهاد مورد بررسی و بزک قرار گیرد تا یه جوری که بشود به ملت چپاندش ، دوباره در پاییز تسلیم پارلمان شود.
اینکه قانونی در مورد تجاوز به حریم خصوصی انسانها بتواند به شکل قابل پسندی دوباره مورد بحث قرار گیرد غیر ممکن نیست. ولی اصل قضیه را تغییر نخواهد داد. در سوئد قانونی جهت حق تجاوز دولت به حریم خصوصی انسانها در حال شکل گیری است. اگر تا حالا میخواستند ما را به زور بتمرک بر جای بنشانند ، احتمالا با بشین و بفرما حرف خود را پیش خواهند برد. و برای ما شهروندان فرق چندانی نخواهد کرد.  کار ِ ما نشستن است. چه با بتمرک ، چه با بفرما.  

 ، بله ، تا آن موقع باز هم مسئله ی استراق سمع در شرایط لازم توسط دولت و پلیس اتفاق خواهد افتاد. هیچ چیز تغییر نخواهد کرد، اما تا امروز اگر کنترل روابط شهروندان در موارد خاص و در مورد انسانهای مظنون رخ میداد ، دولت سوئد به زودی حق دسترسی به زندگی خصوصی تمامی شهروندان سوئد ، بدون اینکه مظنون به چیزی باشند را خواهد داشت.

متن پیشنهاد قانون را بردند تا زیباتر بنویسند تا اعضای جوان احزاب راست را راضی کند . ولی اصل مطلب تغییری نخواهد کرد. 
روزی که این پشنهاد در سوئد به شکل قانون در آید ، انسان به عنوان فرد می میرد و به شکل رسمی و قانونی تنها مهره ای از چرخ دنده ی بزرگی خواهد بود که برای خرد کردن او ساخته شده است. 
آه ارول ، ارول ...

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاملا بی ربط ـ و باز شاید نه چندان بی ربط ـ به مطلب بالا :

نامه ای از دوست خوب ِ اینترنتی داشتم ، در این نامه مرا "خواهر" صدا میزند. و من این کلمه را بعد از مدتها در دهانم مزه مزه میکنم.

گل بگیرم قبر این خمینی گور به گور شده را که این کلمه ی قشنگ "خواهر" را هم به دهن ما کوفت کرد.
چپ که "رفیق" را زهر مار کرد و اسلام که "خواهر" و "برادر" را
یک انقلاب دیگر از همین نوع لازم داریم ، آنوقت لابد کلمه ی  "دوست" هم فاتحه اش خوانده است ، و دیگر  باید عزیزانمان را "یارو "صدا کنیم .
:(
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هانا عبدی حکم 5 ساله تعزیزی و تبعید گرفته است. اینطور که فهمیدم حکم تعزیزی یعنی که هم الان باید به زندان برود.
زنجیرها را تنگ تر می کنند ، هزینه ها را بالاتر می برند. تا صداها را خاموش کنند.
این یک راه است ، و راهی عملی هم هست.
به حکم هانا عبدی اعتراض کنیم. نگذاریم که صدای زنان خاموش شود.

[ 21:40 | مهشيـد | 0 دنبالک | 2 ديدگاه ]


Powered by MT3.35