پیشنهاد FRA فردا چهارشنبه ، در پارلمان دستور روز قرار خواهد گرفت.
من نه ساده لوحم که فکر کنم سوئد چنین کاری ـ استراق سمع و تجاوز به حریم خصوصی شهروندی ـ را انجام نداده و نمیدهد ، و نه پارانوییدم که فکر کنم آب خوردن من و دیگر شهروندان در دفتر خاصی ثبت می شود. ابدا هم فکر نمیکنم که آدم مهمی هستم و در نزد پلیس امنیتی سوئد پرونده ی ویژه ای دارم.
من یک شهروند ساده ی سوئد هستم که زندگی ساده ای دارم. عقیده و نظر دارم .
و برای حفظ خودم ، برای حفظ حقوق شهروندی به این پیشنهاد اعتراض میکنم.
دمکراسی با قانونی کردن بی حقوقی شهروندان در تضاد قرار می گیرد.
شما را نمیدانم ، ولی من به دمکراسی اعتقاد دارم. به حق شهروندی باور دارم و نمیخواهم تا رسیدن جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ، ببخشید منظورم جامعه ی ایده آل کمونیستی بود ، کسی حق این را داشته باشد که به طور قانونی زندگی ام را کنترل کند.
من مایل نیستم در خانه ی شیشه ای زندگی کنم. به همین دلیل به این پیشنهاد اعتراض می کنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در سوئد چند تا از وبلاگ ها بسیار مشهور شده اند ودرآمد هنگفتی بابت تبلیغات در بلاگشان دارند ـ کاری که حسین درخشان خیلی سعی کرد با بلاگ خودش بکند ولی موفق نشد ـ این وبلاگها هیچ عقیده و نظری را تبلیغ نمی کنند. معمولا توسط زنان نوشته می شوند و معمولا زنان زیبایی هستند که هوش زیادی در احمق نمودن دارند.
این وبلاگها هیچ تاثیری در هیچ چیزی ندارند . جزئی از سیستم تبلیغات سوئد را در بر می گیرند.
از
میکه کارزانویچ پرسیدم که آیا تا کنون پیشنهادی بابت تبلیغات در وبلاگش دریافت کرده است یا نه .
گفت : انسانی که عقیده ای دارد و از آن دفاع میکند معمولا از محبوبیت برخوردار نیست.
قشنگ تر از این نمیشد گفت .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از دیشب تا به حال در مورد
این کار میکه فکر می کنم. اینکه در یک خانه ی شیشه ای زندگی کنی ، اینکه هر کسی حق داشته باشد بیاید و زندگی ات را تماشا کند.
از او پرسیدم که آیا مجبور به خودسانسوری شده است ؟ گفت که چنین نمی کند.
و دیدم که نمی کند. وقتی شب شد ، به راحتی و جلوی دوربین لباسهایش را در آورد ، به دستشویی رفت و دندانهایش را مسواک کرد و لخت و برهنه کمی در آپارتمان گشت و ساعت را برای بیدار شدن میزان کرد و ... و در تختش خوابید.
فکر میکردم که آیا این کار از من بر می آید یا نه ؟ و جوابم بسیار ساده است. نه !!!
من بارها بابت همین وبلاگ و نوشته هایم در آن به دوستان و آشنایان جواب پس داده ام. بارها بابت نوشتن آنچه که اعتقادم بود مجبور شدم عقب نشینی کنم ، دفاع کنم ، چیزی را پاک کنم ، چیزی را حذف کنم.
حالا دیگران که نمیشناسم و کامنت ها به کنار.
برهنگی جزئی از فرهنگی که ما با آن بزرگ شده ایم نیست. و من در اینجا منظورم فقط برهنگی فیزیکی نیست که آن اصلا در فرهنگ ما نمی گنجد ، بلکه منظورم برهنگی فکری است.
من جرات کاری را که میکه می کند ندارم.
او این کار را نه به خاطر پول ، نه به خاطر حمایت مالی ، فقط به خاطر عقیده اش انجام می دهد.
من چنین شهامتی را ندارم. فرهنگ ما چنین چیزی را نمی پذیرد. شاید اگر می پذیرفت شاید میتوانستم بیشتر از این خودم باشم.
بدون هیچ ترسی ،
ولی امروز شهامت چنین کاری را ندارم.
________________________________________
پس نوشت
انجمن روزنامه نگاران سوئد از تمام روزنامه نگاران و مردم معترض به قانون دعوت کرده است تا امروزـ چهارشنبه صبح ـ ساعت 7.30 در برای اعتراض در مقابل پارلمان سوئد جمع شوند.
مدیا علیه قدرت.
به قول هاله : عاشیگشم