« | Main | »

 
 
 
 
دیشب که کامپیوترم را روشن کردم ، پیامی آمد که برنامه ی  فلاش پلیرم قدیمی است و باید آن را  آپ دیت کنم . با خودم گفتم ای کاش مغز و اندیشه  ی ما نیز چنین کار میکرد ، مثلا هر از چند گاهی پیامی در مقابل چشمانت آشکار شود که آهای یارو ، اندیشه هایت در مورد حقوق کودکان از دوره خارج شده است و باید آن را آپ دیت کنی . یا اینکه فلانی ، آنچه در مورد حقوق زنان می اندیشیدی دیگر به دنیای امروز نمی خورد و بجمب و اطلاعات جدیدتری بدست بیاور. یا  اینکه :  خنگولک جان این عقایدت در مورد حقوق همجنسگرایان عتیقه است ، دنیا دارد پیش میرود ، بجنب که عقب نیافتی و عقایدت را آپ دیت کن . اگر نه مسئول گاف دادن هایت کیست ؟
یا : عزیز جان آن چیزی که تو به نام حقوق بشر میشناسی مربوط به دو هزار سال پیش است ، بشر نوین حقوق نوینی را طلب میکند ، برای آپ دیت کردن حقوق بشر در قرن 21 اینجا را کلیک کن .

چگونه با انسانها رفتار میکنیم ، نگاه ما به دنیا ، به بشریت ، به سیاست ، به دولت ها و ملت ها  ، به پیرامون خود ، به حیوان ، به گیاه ،  به دوستان ، به رابطه ، به دشمن ، به دوست چیست ؟ این نگاه را چند سال با خود حمل کرده ایم ؟ با اطلاعاتی که طول سالهای عمر دریافت کرده ایم چه میکنیم ؟ آنها را به بایگانی سپرده ایم و هر از چند گاهی به سراغشان میرویم و خاک از آن میزداییم و به همان شکل که هستند از آن استفاده میکنیم یا آنچه میدانیم را دائما مورد استفاده قرار میدهیم و بدین وسیله متوجه کم و کسرهایش میشویم و دائما آن را نو میکنیم ؟
این نوسازی و خودسازی به دانش  و خود آگاهی نیاز دارد ، این دانش و خودآگاهی را در کجا به دست می آوریم ؟ آیا مطابق با زمان ما هست ؟
 
من فلاش پلیرم را آپ دیت کردم. راستش را بگویم  آپ دیت کار نکرد . مجبور شدم برنامه ای اینستال کنم که فلاش پلیر قدیمی را پاک کند و  ورشن جدید فلاش پلیر را از نو اینستال کنم. تا بتوانم از این برنامه به خوبی استفاده کنم.
 
گاهی همین لازم است. وقتی که فکر میکنی که زن مایملک مرد است ، دیگر آپدیت نمیشود کرد ، عقاید قدیمی ات با آنچه جدید است کراش میکند. باید هر چه در اندیشه داری دیلیت کنی و دوباره اطلاعات را اینستال کنی.
وقتی که یک عمر یاد گرفته ای که همجنسگرا بیمار و کثیف و نجس است ، نمیتوانی اطلاعات جدید را بر این اطلاعات سوار کنی ، باید اطلاعات قدیمی را پاک کنی و اطلاعات جدید را جانشین کنی.
وقتی که خودت برای تربیت شدن کتک خورده ای و فکر میکنی تا چوب تر نباشد ، گاو و خر فرمان نمی برند ، نمیشود از حقوق کودک با تو صحبت کرد. باید آنچه آموخته ای دور بیاندازی و از نو بیاموزی.
 
کاش به همین سادگی بود ، که نیست.
کاش میشد آنچه قدیمی است دیلیت کنیم و هرچه نوست اینستال کنیم. که نمیشود
ساده نیست ، به این راحتی نمیشود .
این است که اکثریت ما چیزی شده ایم شبیه عکس بالا ، خر سواری که با موبایل حرف میزند.
 
 

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.zananeha.com/cgi-bin/MT/mt-tb.cgi/2152

Comments (10)

واقعا معرکه بود لذت بردم از این مثال ها و تشابیه به جا موفق باشید

barbro:

Tänk till att i Turkiet finns möjlighet att sätta relegiösar egerinen mot vägen och ogilltigförklara
upphöring av slöja förnudi huniversitet. Hur gör man i västvärlden med slöja ? vem är modarn och sekulär ? turkarna eller svenskana ? difinition av det är inte lätt
____________________
visst , och i samma land , turkiet , är kurdarna så förtrykta .om man inte ska tala om allt annat .
så vem är modern och vem är sekulär ?
Mahshid

در بلاگ نیوز لینک داده می شود.

انتخابات اخیر آمریکا و تغییر دیدگاهشون نسبت به سیاه پوستان نسبت به 40 سال پیش بسی باعث شادی بود.

و در عین حال تاسف برای خودمون که هنوز هم که هنوزه نمیتونیم خودمون و طرز فکر اشتباهمون رو عوض کنیم. اگر این قابلیت رو داشتیم میشد به داشتن روزهایی بهتر در آینده امیدوار بود.

Anonymous:

Ba Doroud; Aya ferestandeh farsi shoma kharab ast?
ـــــــــــــــــــــــــــ
منظورت چیه ؟
مهشید

Binaam:

یه چیز دیگه( حقیقتا حرف آخر)!
و اونم اینکه تریاک مفت امروز که شیره شو دو برابر بخرن اعتیاد و خفتی رو در پی داره که باید کل زندگی رو خرجش کرد اما جیره بگیر و مزدور موند و آخرشم آزاد و سالم و متعادل نشد.
وادادن خود به هر چیز نو میتونه با این اعتیاد لذتبخش موقتی و مفت شروع بشه و به جایی ختم بشه که عرب نی انداخت...
باید تشخص داشت اما دگم نبود،
یه جاهایی نباید تن داد، نباید به این دلیل که این مدرن و نو هست خودتو آلت دست کنی...باید اول فهمید بعد قدم برداشت...
هر روز یه مدل موبایل نو میاد به بازار..هر روز یه مدل تلویزین ویدئو و ...وقتی درگیر امکانات قطره ای اما مستمر و بی انتهای نظام سرمایه داری میشی جوری تنوع طلب میشی که دیگه نمیفهمی چی به دردت میخوره چی به دردت نمیخوره..اونوقت باید موادشو جور کنی...وقتی یه مدل وافور نو خریدی اونوقت باید موادشو هم جور کنی...

وقتی درگیر بازی ناخواسته و تحمیلی مدرنیسم آلت دست نظام کاپیتالیستی میشی اونوقت باید قواعدشو رعایت کنی و تا ته خط بری...تو باید از اون قسمتی از مدرنیته بهره ببری که به دردت میخوره نه همه ش
وگرنه از خود ت بیگانه میشی چون همه ش باید بدوی دنبال سرعتی که معلوم نیست تو رو میخواد به کجا ببره....
میگن مصرف گرایی توی ژاپن اونقدر ترویج میشه که رشد اقتصادشون بدون تعویض مدام مدلهای جدید لوازم الکترونیکی و ...ممکن نیست.. توی ظرف آشغال کنار خیابون تلویزیونهایی وجود داره که هنوز قابل مصرفه اما داشتنشون دیگه چنگی به دل نمیزنه....نوع زندگی و تحریک توقعات رنگارنگ آدمها هم دیگه از اونها مصرفگراهای حرفه ای ساخته که همه ش باید مدل عوض کنن...دیگه باید با سرعت هر چی میتونن اطلاعات رنگارنگ ببلعند...توی این اجتماع دیگه صبوری و حوصله مقدور نیست...دیگه کسی حوصله و صبوری لازم برای توجه کردن به باطن و حقیقت آدمها و وقایع و اشیائ طبیعت رو نداره....نه اینکه براش اینا مهم نباشن...دیگه روحا و جسما نمیکشه برای این چیزا وقت بذاره...محصول این کارخونه آدمای دمدمی مزاج بالهوسی هست که دیگه کمتر چیزی راضیشون میکنه...اونم نه در دراز مدت بلکه در کوتاه مدت...این آدم وقتی نتونه برای همراه شدن و هماهنگ شدن با سرعت آدمهای دور برش صبوری کنه و سرعتشو میزون کنه اونقدر بیقرار و ناراضی میشه که عاقبت یا خودشو حذف میکنه و حتی میکشه یا طرفو...تشخص داشتن بدون دگم بودنی یه هنره...مثل بازی نخوردن از سیستم حاکمی که مروج نو شدن نه به معنای عمیق شدن خصوصیات انسانیه بلکه ترویج مدرنیسم و مدرنیته برای بهتر چرخیدن چرخهای منافع سرمایه داری، که تو رو با اراده ی خودت کم کم به یه ابزار تبدیل میکنه( ظاهرا زوری در کار نیست) اما رهایی از اعتیادی که گام به گام بعد از تحریک هوسها و نیازهای کاذب با اراده ی خودت در وجودت مستقر شده، بسیار سخت تره...
اونقت دیگه تو، تو نیستی.. تو ابزار سیستمی، ابزاری که با دم به دم نو ببینه و هزینه کنه، و دیگه طاقت مادر بودن، پدر بودن، همسر بودنو برای زمانی دراز نداره، چون همه چیز زود براش کهنه میشه، حتی خصوصیتهای انسانی خوب..و انسان موندن...و انسان.

binaam:

آخه هر چیز نو که معلوم نیست چشم بسته به دردمون بخوره یا نخوره...این چه منطقیه خدا وکیلی؟
کی گفته هر چی قدیمیه به درد نخوره؟
مثلا شما به جای سیب( که قدیمیه) پاستیل یا اسانس سیب( که جدیده) میخورین؟
یا مثلا به جای فیرپلی( بازی باصطلاح جوانمرد(؟!)انه) واسه جانموندن از بیزنس رقابت با تبلیغات عوامفریبانه
خون مردمو توی شیشه میکنین؟
خب معلومه کار خوب خوبه، کار بد بد.
کودک آزاری بده.
زورگویی بده.
مردسالاری بده.
زن سالاری بده.
تجاوز بده.
مسخره کردن نام فاطمه و فرهنگ آدمایی که به دنیا اومدن و انتخاب جغرافیا و زیست بومشون دست خودشون نبوده بده.
مسخره کردن ادبیات و زبان ملل دیگه بده.
ادا درآوردن و بلغور کردن ادبیاتی که نمیفهمیم بده.
معلومه که انصاف خوبه.
احترام گذاشتن( نه پیروی) به آزادی توافق شد ی جامعه خوبه.
احترام گذاشتن به کسیکه که به جای خوابیدن و کورکورانه پیروی مد کردن، فکر میکنه و از تفکر و تعقل و مباحثه به جای ترور شحصیت و فحاشی استفاده میکنه خوبه.
خوب خوبه.
بد بده.
چه نو باشه، چه قدیمی.
صرف نو بودن و یا قدیمی بودن ارزش نیست. چرا میگی با هر چی نو هست خودمونو آپ تو دیت کنیم؟
شاید این چیز نو ویروس بود.
باید ببینی اصلا به دردت میخوره یا نه؟
برای سلامت و تعادلت خوبه یا نه.
آدمکشی بده.
اما چاقو بد نیست.
اشتباه نکن و هی برای خودت پپسی( نه کوکا یا سون آپ) باز نکن.
مگه نمیخوای روشنفکر باشی؟
پس روشن ببین و مغرضانه به دنیا نگاه نکن.
خودت ضرر میکنی.
یادت باشه.
چاقو چیز بدی نیست.
این آدمکشیه که بده.

با اینکه با اصل مطلبی که مطرح کرده ای مشکلی ندارم ولی مهشیذ جان به نظر من اصلا خر سواری و از موبایل استفاده کردن به خودی خود منافاتی نمیتوانند داشته باشند. ببین اگر مثلاً تو راه بری و با موبال صحبت کنی نشان از این دارد که تو هنوز در عصر حجر به سر میبری؟ نه

عزیز جان کجایی که در آلمان ببینی اتفاقاً عقب مونده های فکری آلمانی و غیر آلمانی همه ب ام و و مرسدس و پورشه سوار میشوند و دقیقاً برعکس مثال تو انسانهای با فرهنگ آلمانی و غیر آلمانی از انواع دوچرخه و وسایل غیر موتوری استفاده میکنند.

ببین به نظرم یکی از آب دیت ها را از قلم انداخته ای که اتفاقاً ایرانیها از هر ملیت دیگری به آن بیشتر احتیاج دارند و آن به روز کردن تفکرشان در استفاده از صنعت در رابطه با حفظ محیط زیست است. قسمت آخر ویدئوکلیپ عشق و سرعت " کیوسک" را یادت میآید که طرف به جای اینکه یک لحظه زحمت بکشد و آن پلاستیک را به سطل آشغال بیاندازد چه مقدار آب، آن هم آب تصفیه شده در یک کشوری که مشکل آب دارد را مصرف کرد تا آن تکه آشغال را به جوی آب هدایت کند که تازه شاید چند متر آنورتر هم موجب بسته شدن جوب شود و همه خیابان را آب بگیرد.

بله مهشید جان به برنامه های آپ دیت های مختلفی اجتیاج داریم، خیلی بیشتر از آنهایی که تو برشمردی.
_______________________
نه مونا جان
منظورم این نیست که کسی که خر سوار میشه و موبایل صحبت میکنه عقب مانده است و کسی که بنز سوار میشه مدرن است .
یک مثل بود ، یک نشانه از قاطی کردن مدرنیته و سنت
وگرنه خر سوار شاید از ب ام و سوار هم گاهی بهتر فکر کند
مهشید

Binaam:

دور از جان من به اکثریت شما کار ندارم، اما همیشه یه اقلیتی از خرها هم هستند که با عینک آفتابی سوار بنز میشن و خیال میکنن مدرن شدن!!!
از جمله همین خره.
باور کن آخر شب همچین که آش فروشه طی روز خر سواریش تموم شد و خره رو مرخص کرد و خره رفت توی طویله ش، خره واسه جبران مافات هم که شده فوری عینک آفتابیشو میزنه و واسه اینکه از مد روز عقب نیفته بی درنگ و بدون هیچ سلیقه و اراده ای فقط واسه همرنگ جماعت شدن، آخرین مد پالون چسبون سکسی- روشنفکریش رو میپوشه و عر عر کنان سوار الگانسش میشه و گازشو میگیره توی شهر که ببینین منو که چقدر آپ تودیتم! های عقب مونده هایی که برگشتین به عصر حجر و به جای شیشه و کراک و ماری جوانا و ال.اس.دی و وررفتن با همجنسایی که یه نوبت در میون هم فاعلند هم مفعول، و یا اگه طرف دو جنسی باشه و نخواد جنسیتشو تغییر بده بری به دادش برسی( حالا اون مشکل داره تو چی که شریکش میشی؟) دور کرسی نشستین و دسته جمعی شاهنامه میخونین؟ از جون زندگی دهقانی و سگی پارینه سنگی چی میخواین؟ چرا توی تنهایی یه کم خودتونو نمیکشین؟ چرا با دهن روزه غذای خودتونو به گرسنه ها میدین؟ چرا چراغ بیت المالو خاموش میکنین؟ چرا به اندازه ی من لخت نمیشین؟ چرا بیشتر از من لخت نمیشین؟ چرا کمتر از من لخت نمیشین؟ چرا وقتی دارین از گرما میپزین لخت مادرزاد بیرون نمیاین؟ چرا مست نمیکنین تا روتون باز شه بتونین با نگاتون تجاوز کنین؟ تا عقلتونو از کار بندازین؟ آخه کی میخواین آپ تو دیت بشین؟ چرا فحش نمیدین؟ چرا پشت سر مرده حرف نمیزنین؟ چرا چشم بسته مدرن و آپ تو دیت نمیشین تا کلا یادتون بره از کجا اومدین ودارین کجا میرین و حالا اگه نرین چی میشه اگه برین چی میشه و چه جوری باید برین؟ چرا بدون فکر خودتونو نمیپسپرین به دست مد روز| چرا آپ تو دیت نمیشین؟ ...آی مردم از خری!!!از این عینک روشنفکری...از این الگانس....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باز شروع شد ؟ این چیه اونوقت ؟ تحته نرد فلسفی ؟
مهشید

naghmeh:

:-) az sar zadan be blog e shoma khosh vaght shodam. ba ye hal e khoob page o mibandam. dast marizad

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on June 8, 2008 11:23 AM.

The previous post in this blog was .

The next post in this blog is .

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.35