شوخی ـ جدی در حاشیه ی کنفرانس میثاق پلیس سوئد یکی از گسترده ترین برنامه های حفاظتی خود را تدارک می بیند که به زودی صورت حساب آن را تقدیم مالیات دهندگان محترم خواهد کرد. آدم زورش میاید وقتی می بیند پول مالیات برای گفتگوی چند تا زبان نفهم هدر میشود. دیروز که از میدان سرگل رد میشدم ، مقداری پلیس سوار و پیاده در این سو و آن سوی میدان دیدم. من از بالای میدان رد میشدم و نظرم جلب شد که نگاهی به میدان بکنم. دیدم که بعلــــــــــــــــــــه . تمسال مبارک اعلاحضرت و علیاحضرت رجوی یون بر پرده های بزرگی از میله های میدان آویزان شده است. مریم جان در این عکس روسری سبز و کت سبز رنگی به تن داشت. دقیقا نمیدانم تنبانش چه رنگی بود چون عکس نیم تنه بود. و چهره ی معصوم و ملکوتی اش پاندول وار میان سید اولاد پیغمبر و مریم مقدس در حال نوسان بود. این نوسان حتی موجب تکان خوردن پرده ی بزرگ عکس او هم شده بود. مسعود جان هم همان کت و شلوار عاریه ای همیشگی را پوشیده بود که با چند تا کوک و بخیه از زار زدن به تنش جلوگیری کرده بودند. چهره ی مسعود چندان ملکوتی نبود و کمی شبیه صدام حسین شده بود. به گفته ی آگاهان اثرات کمال هم نشین است. حدود صد نفر بودند. ( این را یکی از آشنایان که در حال گذر دیدمش و حسابش خوب است گفت. به حساب من چهار تا و نصفی بیشتر نبودند ) این از یک تظاهرات مجاهدین که خوب پول خرج میکنند و از همه جا نیرو جمع میکنند خیلی عجیب بود. در دست هر کدام از این ملت یا پرچم ایران و پرچم مجاهدین بود ـ یه سری پرچم بنفش هم دیدم که تا حالا ندیده بودم . مجاهدین پرچم جدیدی دست و پا کرده اند ؟ ـ یا عکس مریم و مسعود. یکی دو نفر هم به زبان فارسی دری ـ نور به قبرشان ببارد انشالا که لا اقل زبان خودشان را خوب یاد گرفته اند ـ سخنرانی میکردند و خلاصه سرشان گرم بود. یکی از آگاهان که نخواست نامش فاش شود گفت که انگار قرار بود بعد از تظاهرات یه باربکیو پارتی هم داشته باشند و چند تن از اعضا و هواداران را کباب کنند . هر چه بود میدانی بود و هوا خوب بود و یه سری مردم هم از این سو و آن سوی میدان رد میشدند و خلاصه همه ی اینها نوستالژیک است دیگر . بالاخره دنیا را چه دیدی ، شاید دوباره مریم جان را گرفتند و چند شب را در هتل زندان فرانسه گذراند. عاقلانه هم نگاه کنیم ، پیشگیری قبل از معالجه است . اما این برنامه آنطور که آن آگاه که نخواسته بود نامش فاش شود گفت که به خاطر کمبود امکانات ـ بنزین گران شده است ، مگر جان یک مجاهد چقدر می ارزد که این همه بنزین حیف شود ؟ ـ لغو شد. یکی دیگر از آگاهان که او هم نخواست نامش فاش شود و اگر هم میخواست اهمیتی نداشت چون کسی تحویلش نمیگرفت ( این تیکه ها را از نبوی قرض کردم . خوب چیه ؟ قرض کردم دیگه ، با بهره اش پسش میدم . اصلا به شما چه ؟ :)) گفت که ستاد فرماندهی سازمان مجاهدین تصمیم گرفت که به جای هدر کردن پول بنزین بابت آتش زدن چند تا هوادار و عضو خرده پا ، با پولش لباس تازه ای برای مریم جان خریداری شود که به روسری جدیدش مچ بشه .
|