May 1, 2008
Sex and Robatkarim *
 
دنیای مجردی با دنیای متاهلی خیلی متفاوت است. 
در دنیای متاهلی ، همسر و فرزندان و خانواده رکن اصلی ارتباطات را تشکیل میدهند. و معمولا هم از دوستان متاهل زیاد میشنوم که وقتی رابطه ی دوستانی ایشان را ناامید میکند ، میگویند که به این روابط اصلا احتیاجی ندارند.
در دنیای مجردی ، بنای اصلی دوستان هستند. و اینکه دوستانی داشته باشی که بتوانی به ایشان اعتماد کنی ، کسانی که تنهایی و شادی هایت را با ایشان قسمت کنی ، مسئله ی مهمی هستند. اینکه بگویی که نیازی به رابطه نداری ، یک کالای لوکس است که در دنیای مجردی ، توان خریدش را نداری.
دنیای متاهل ها  عموما در روابط خانوادگی میگذرد. رفت و آمد های خانوادگی ، و اگر خانواده همگونی هم با خصوصیاتت داشته باشد ، روابط سهل تر و خوشایند تر میشود.
دنیای  مجردها متفاوت است. باید حلقه ی روابطت را داشته باشی . وجود جمعی که در آن راحت باشی ، مسئله ی مهمی است. و واقعیت این است که خیلی وقتها ، این جمع واقعا جمعی نیست که سعی میکنی به خودت بقبولانی ، نه راحتی ات را تامین میکند و نه به تو اجازه میدهد خودت باشی.
و ما هم جمع کوچکی داشتیم . همسر یکی از دوستان جمع ، به نیت سریال تلویزیونی سکس اند دِ سیتی ، اسم جمع ما را سکس اند رباط کریم گذاشته بود. اوایلش به همه برخورده بود که نخیر ، ما افراد مدرنی هستیم . سکس اند رباط کریم چیه آقا.
ولی بعد از مدتی معلوم شد که دوستمان شاید حتی کمی هم اشتباه کرده بود. رباط کریم برای این جمع قدری مدرن هم محسوب میشد.  وقتی که به خاطر خندیدن به مردی غریبه از طرف اعضای جمع بازخواست شدم ، وقتی که از قول یکی از خانمها شنیدم که او کاری نمیکند که پشت سرش حرف بزنند در حالی که من میکنم و اگر ملت ـ و منجمله خود او ـ  پشت سر من حرف میزدند به خاطر رفتار  خودم است. دیدم که رباط کریم نامی مدرن است که همسر دوستمان به خاطر مهربانی روی این جمع گذاشته است.
این جمع هر چه بود ، ابدا به پرسوناژ های سکس اند دِ سیتی شباهتی نداشت.
 
و روزی باید بایستی و قبول کنی که جمع تنها در تخیل تو جمعی کامل و راحت بود. این جمع کامل و راحت هرگز وجود نداشت ، و امروز دیگر آن جمع ناقص و پر از حرف و حدیث هم وجود ندارد.
باید بایستی و بپذیری ، و از آن بگذری.
این کاریست که باید بکنی.
وقت میگیرد جمعی مشابه را دوباره به وجود آوردن. شاید غیر ممکن باشد.
سن که از 40 گذشت ، پیدا کردن دوستهای جدید سخت میشود. ایجاد ارتباط های جدید تقریبا غیر ممکن میشود. آنهم در شهری که تقریبا همه ی هموطنانت را می شناسی.
اما ترس از تنهایی هرگز برای من دلیلی در باقی ماندن در ارتباط های غلط نبوده است.
باید بایستی و بپذیری که جمعی وجود ندارد. شاید هرگز وجود نداشته.

Believe it  and get over it .
 
 
*: 
پارودی ای در مقابل سریال پر طرفدار تلویزیونی sex and the city
در این سریال ، زندگی چهار زن  مجرد در نیویورک و روابط ایشان ، با همدیگر و با مردان زندگی شان برجسته شده بود. جدای از نکات منفی ای که این سریال داشت ، مثل اینکه تمام این زنان سفید پوست و مرفه بودند ، اما شیوه ای از زندگی مجردی زنانه را نیز برجسته کرد.
داشتن سکس بدون عشق برای زنان ، و اینکه مجرد بودن بدترین اتفاق زندگی انسان نیست و میتوان به جنبه های مثبت آن نیز اشاره داشت. زنانی که در این سریال نقش های اصلی را داشتند ، تیپ های خاصی را نمایندگی میکردند. تیپ سنتی و تیپ مدرن و ... و خلاصه کلی دبات در مورد زندگی زنانه و زندگی مجردی در جوامع اروپایی و آمریکایی به وجود آورد.
این سریال مدتی است به پایان رسیده است و از آنجایی که سریال آمریکایی بود و ازدواج و خانواده اصل مهمی را در آمریکا تشکیل میدهد. همه ی زنان این سریال در آخرین قسمت عاقبت به خیر شدند و ازدواج کردند ـ بجز یکی که او هم یک رابطه ی دائم پیدا کرد و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند. ـ هپی اندینگ.
[ 10:12 | مهشيـد | 0 دنبالک | 3 ديدگاه ]


Powered by MT3.35