امروز در استکهلم و فردا و پس فردا در یوتبوری و مالمو ، کنسرتی به همت آقای ایرج جنتی عطایی در پشتیبانی از دانشجویان و زندانیان سیاسی ایران برگزار خواهد شد.
دقیقا مطمئن نیستم ، ولی فکر میکنم که این کار در مجامع ایرانی حد خودش منحصر به فرد است، گفتم که اطمینان ندارم چرا که از آنچه در کشورهای دیگر میگذرد باخبر نیستم .
تا آنجا که میدانم ، مجاهدین زمانی به جذب خوانندگان روی آورده بودند. ولی آنهم نه برای دفاع از مبارزات مردم ایران بلکه برای دفاع از خودشان .
و اینکه گروهی به قصد دفاع از مبارزات مردم ایران چنین برنامه را سازمان دهند ، تا انجا که من میدانم سابقه نداشته است.
این کار جدید است و مدرن است و کاری است مناسب با زمان .
اما حقیقتا امیدوارم که این کار هم مثل اکثریت کارهای ایرانی ، از خودمان و برای خودمان نباشد. امیدوارم که این برنامه روی به بیرون داشته باشد. امیدوارم که قصد دیالوگ با غیر ایرانی ها وجود داشته باشد.
در لیست خوانندگان و شعرایی که در برنامه شرکت میکنند نگاه کردم و شاید من اشتباه متوجه شدم ولی حتی یک اسم غیر ایرانی هم ندیدم . خوانندگانی مثل ابی و شیرین و یارا و شعرایی مثل آقای یاور استوار و آقای شهریار دادور. هیج گروه یا فرد غیر ایرانی در میان نامهای مطرح شده نبود. در حالی که بسیاری از خوانندگان و شعرای پیشرو سوئدی هستند که از چنین حرکتی استقبال میکنند. اما سازمان دهندگان این برنامه ـ حد اقل تا آنجایی که من از آن اطلاع دارم ـ به دنبال همگانی کردن این برنامه و دعوت از هنرمندان سوئدی نبوده اند.( اگر بوده باشند ، من بی اطلاع هستم )
این سوال برایم پیش آمد که آیا باز میخواهیم برای خودمان برنامه بگذاریم ؟ این کنسرت چه هدفی را دنبال میکند ؟ کنسرت های مشابه که در کشورهای آمریکایی و اروپایی رخ میدهد همیشه بجز ساز و آواز ، جنبه ای از اطلاع رسانی را به عهده میگرفتند. اطلاع رسانی هم مسلما نه به زبان شیرین فارسی دری و برای شرکت کنندگان فارسی زبان بلکه باید حداقل به زبان کشور میزبان و برای آنان باشد. آیا این خواست در سازماندهی این برنامه وجود دارد ؟ پس چرا هیچ اسم غیر ایرانی در این لیست نیست ؟
اینطور که برنامه های ایرانی سابق را دیده ام ، تمام برنامه به فارسی اجرا میشده . و حتی مترجم هم برای ترجمه برنامه به زبان سوئدی نداشتند. امیدوارم این برنامه این طور نباشد. امیدوارم که اگر کار مدرنی انجام میدهیم از شیوه های مدرن نیز استفاده کنیم. مگر نه اینکه میخواهیم به دنیا بگوییم در کشورمان و بر مردممان چه میرود ؟ اگر نه خودمان که اینها را میدانیم و برای دانستن آن به یک برنامه ی مفصل با ساز و آواز نیازی نداریم . داریم ؟.
به هر حال ، نا امید نیستم . امیدوارم که برنامه خیلی بیشتر از آنکه معرفی شد باشد. امیدوارم که پیش داوری ای که در مورد همه ی برنامه های سیاسی ایرانی دارم ، در مورد این برنامه به سنگ بخورد و به خودم بگویم : دیدی که میتوانیم .
امیدهای زیادی به این برنامه دارم. برای همین هم خواهم رفت.
بیشترین امیدم این است که سرخورده به خانه بازنگردم .
راستی ، تا اینجایش را گفتم باقی اش را هم تبلیغ کنم دیگر.
برنامه در آ. ب . اف . خیابان سیویا شماره 41 ، ساعت 18.