دوازده ساله بود که برای اولین بار توسط پدربزرگش به خاطر پرداخت یک بدهی به یکی از مغازه داران محله فروخته شد و مورد تجاوز قرار گرفت . و در 15 سالگی به یک فاحشه خانه در Phnom Pehn واقع در کامبوج فروخته شد. او سعی میکند مفاومت کند و بارها فرار میکند. اما هر بار پیدایش میکنند و شدیدا کتک میخورد ، مورد تجاوز قرار میگیرد و زندانی میشود. تا آنجا که صاحبان فاحشه خانه میتوانند مقاومت او را بشکنند و آرامش کنند. اما وقتی یک روز دختر بچه ی ده ساله ای به فاحشه خانه آورده میشود ، او تمام پس اندازش را به دخترک میدهد و به او کمک میکند تا فرار کند. به عنوان مجازات ساعتها کتک میخورد و جلوی چشم دختران دیگر شکنجه میشود و در فقس انداخته میشود تا موجب عبرت شود. سالها بعد ، وقتی یک مشتری پولدار آمریکایی دلش برایش میسوزد و به او پول زیادی میدهد ، او تمام دختران فاحشه خانه را ـ ده تا بودند ـ با آن پول میخرد و آنها را آزاد میکند. اینجا مبارزه اصلی سومالی مام بر علیه فحشای اجباری در کامبوج شروع میشود. Somaly Mamبه همراه دخترش
اکنون ، سومالی مام ، 37 ساله است و کاندید دریافت جایزه ای که به نوبل کودکان ، World´s Children´s Prize for the Rights of the Child ، مشهور است شده ، و برای دریافت آن به استکهلم آمد. وجه تمایز این جایزه با جوایز دیگر این است که از طرف سازمان دنیای کودکان ، داده میشود و کودکان به کاندیداهای انتخاب شده که به ایشان معرفی میشوند رای میدهند. به این ترتیب ، این کودکان هستند که دریافت کننده ی جایزه را انتخاب میکنند. سومالی مام سالهاست که مبارزه وسیعی را بر علیه فحشای اجباری و فروش دختربچگان به فاحشه خانه ها شروع کرده است و با تشکیلی سازمانی ،AFESIP ، سه خانه مخصوص نگاهداری از دختران فروخته شده را تاسیس کرده است. در این خانه ها غذا و جای زندگی ، درمان و بهداشت ، و امکان کار آموزی و تحصیل در اختیار دختران قرار میگیرد. در طول سالها ، سومالی مام بیش از 3000 دختر جوان را از فاحشه خانه ها و فحشای اجباری نجات داده است. زندگی او تحت ترور و تهدید های مداوم صاحبان فاحشه خانه ها قرار دارد. منزل مسکونی اش به آتش کشیده شد و وقتی دیدند که از پای نمانده است ، دختر 14 ساله اش را ربودند و بعد از تجاوز به او ، او را به یکی از فاحشه خانه های مرز تایلند فروختند. سومالی توانست بعد از چهار روز دخترش را پیدا کند ، و تصمیم گرفته بود که تمام فعالیت هایش را به خاطر نجات فرزندانش کنار بگذارد ، اما دختر جوان سومالی او را از این کار باز داشت ، چامپا به مادر گفت : من حالم خوب میشود ، من تو را دارم ولی آن دختران اگر تو نباشی ، هیچ کسی را ندارند. خودش میگوید : مردم فکر میکنند من زنی بسیار قوی هستم ، ولی اینطور نیست . من به اندازه آن دخترانی که نجاتشان میدهیم و به خاطر رنجی که میکشند خود زنی میکنند ، ضعیف هستم. میگوید : از من میپرسند که آیا از مردها متنفرم ؟ چطور میتوانم از مردان متنفر باشم ؟ من از کسانی دختران را شکنجه میدهند و به انها تجاوز میکنند و آنها را میفروشند متنفرم . و تعجب میکنم از اینکه مردانی هستند که در اروپا زندگی میکنند اما برای خرید پیکر های نحیف دختران ، به کشورهای آسیایی سفر میکنند.
سومالی مام ، یکی از زنهای ساده ی روزگار ماست که نتوانست ظلم را تاب بیاورد ، و نتوانست وقتی موقعیتش برایش به وجود آمد ، تنها به نجات خود اکتفا کند. www.childrensworld.org
|