نمونه ی دیگری بر پيتزای قرمه سبزی .
بی رابطه به پست قبلی نيست اگر اشاره ای به
اين صفحه داشته باشيم.
موضوع چيست ؟ يک زن جوان ايرانی ، که نوشته اند دانشجوی بورسيه است ـ اين را نفهميدم ، يعنی از طرف دولت ايران اعزام شده ؟ يا خودش با بورسيه دانشگاهی وارد دانشگاه شده ؟ ـ راهی را برای کسب درآمد راحت پيدا کرده است و آن اينکه از بدنش استفاده کند. خوب بدن خودش است. او اولين کسی نيست که چنين ميکند و آخری هم نخواهد بود. دليلی که آورده است کمی تا قسمتی مسخره است که اگر نمی آورد و اصلا هيچ نميگفت خيلی سنگينتر بود. آخر يعنی چی که ايرانی ها را به تاجر فرش و خاويار ميشناسند ؟ و او خواسته است که ايرانی ها را بعد از اين به عکسهای پورنو بشناسند ؟
اولا کی گفته که ايرانی ها در اروپا به تجارت فرش و خاويار شهره اند ؟
يکی از دوستان رفته بود برای مسافرت به يکی از کشورهای گرم ، در يک شهر توريستی از او پرسيده بودند کجايی است و او گفته بود ايرانی . و فروشنده پرسيده بود ايرانی ؟ ايرانی ؟ اخمتی نژاد ...ها ها ها . و زده بود بنای مسخره بازی و خنده.
ايرانی ها را به اين ميشناسند. يا چند بار به خودم گفتند : ايرانی ؟ ايرانی ؟ خمينی ...پخ پخ .... و با دست که بر گردن گذاشته بودند علامت سر بريدن را نشان داده بودند.
حالا اگر اين رومينا خانم ميگفت که ايرانی ها به اخمتی نژاد ها ها و خمينی پخ پخ ميشناسند و او خواسته ايماژ ديگری بدهد باز آدم ميگفت يه چيزی . یا اگر میگفت به کیک زرد و پرچم سوزان و اورانیومی که دخترهای ۱۶ ساله در آشپزخانه های خانه ی پدری کشف میکنند باز یک چیزی. اما آخه کی گفته ايران در سال ۲۰۰۷ به تجارت فرش و خاويار ميشناسند ؟ خوب تا حالا دو غلت ۱۸.
اما از آن طرف ملت را ببينيد که محشر کبرا به پا کرده اند. انگار که شرف و عزت و افتخار دوهزار و پانصد ششصد ساله ی ايران عزيز به شورت و کرست اين رومينا خانم بند بود که همچينی با لحجه مش قاسمی ، پنداری دود شد و رفت هوا.
کامنت ها رابخوانید . يکی اظهار شرم ميکند و ديگری فحش ميدهد و سومی اظهار تاسف ميکند و ( يه چند نفر ندید بدید ممه ندیده هم هورا ميکشند) و چهارمی از ایرانی بودن خود پشیمان است و ... که چی ؟ يه نفر که لباسهايش را در آورده است ، ايرانی است.
أخر من این ادبیات را درک نمیکنم. من ندیده ام هیچ أمریکایی از وجود خانم آن نیکول اسمیت یا دیگر زنان برهنه و نیمه برهنه بر روی مجلات پرنو اظهار شرم و پشیمانی از آمریکایی بودن خود بکند. هیچ سوئدی یا فرانسوی یا ژاپنی هم در موارد مشابه داد وطن بر باد رفت سر نمیدهد. چرا ملت ما اینقدر همه چیزش اغراق آمیز است ؟ آخر من چرا باید بابت لخت شدن یک زن هموطن خجالت بکشم ؟ خوب اگر خجالتی در کار است که احیانا خود او باید بکشد. که اینطور که معلوم است خجالتی هم نیست. پس به من چه ؟
سالها پیش در کالیفرنیا که اکثر ملت غیور و غیرتمند در آن زندگی میکنند ، فیلم پرنوی ایرانی با هنرپیشگان ایرانی ساخته شد. که شنیده بودم خواستار زیادی در ویئدئو کلوپهای ایرانی داشته است. و هیچ بنای کاخهای جمشید و کورش را نلرزاند.
رومينا گشتاسبی برای پول خوبی که دريافت کرده است ، لباسهايش را در آورده است. من چرا بايد اظهار تاسف و يا شرمساری کنم ؟
اگر رومينا گشتاسبی لباسهايش را بر تنش باقی نگاه ميداشت ، موجب افتخار و غرور من بود که الان که در آورده است موجب شرمساری من است ؟
گزارشات تن فروشی هزاران زن ايرانی در خيابانهای ايران هر روز به گوش ميرسد. چرا عزت و شرف اين دوستان در آن مواقع دستخوش نوسان نميشود ؟
صدها زن ايرانی در دبی تن به همخوابگی با مردانی ميدهند که حتی زبانشان را نميفهمند و کک به تنبان هيچ ايرانی غيرتمندی نمی افتد.
ولی وقتی رومينا گشتاسبی لباس از تن در می آورد و يک دليل بند تمبانی تر دلايل هموطنان غيورش برای غيرتمندی برای اين کار خود می آورد. عزمت و غرور ايرانی دستخوش سفليس مزمن ميشود.
همه يک طرف ، اين
رفيق انقلابی مان يک طرف .
بابت اينکه عکس رومينا خانم را به شکل کوچک در وبلاگش چاپ کرده کلی معذرت خواسته . نميدانم اين از شرم و حيايش است که از ديدن عکسهای پرنوگرافيک لابد تا بناگوشش سرخ شده ، يا صرفا معذرت خواهی کرده است چون که نتوانسته عکس را در ابعاد واقعی در اختيار وبلاگ خوانان ، بگذارد.
برای رفع شبه بگويم که من از لخت شدن يا نشدن رومينا خانم حمايت نميکنم. من نه لخت شدنش را مدرن ميدانم و نه نشدنش را سنتی . اما در اين مورد ، فکر ميکنم که او زنی است که اختيار بدن خود را دارد. اگر ميخواهد از آن به اين طريق برای پول در آوردن استفاده کند ، مسئله ی خودش است. از نقطه نظر فمينيستی ميتوانم در مورد زنانی که به خود به عنوان ابژه های جنسی نگاه ميکنند و اين نگاه را میپذيرند بحث کنم. ولی در مورد مليت و افتخارات ملی .... گيو می ا بريک.