March 23, 2008
سال نو ، امید ها و پیمان ها
 
سالی نو از راه رسید . نمیدانم چرا همیشه فکر میکنم سال نو باید با تغییر ، حتی اگر شده تغییر های کوچک ، همراه باشد.
 .  امیدهایم ، قول ها و  قرار های  کوچک و بزرگی که با خودم میگذارم ، آغازی است بر  این تغییرهاست  .
 
پیمان ها و امیدهای سال جدید :
 
دوباره آموختن را شروع کنم. به طور سیستماتیک و تخصصی . با دورنمای تغییر شغل ، و شاید هم تغییر مشغله .
 
با آدمهای جدیدی آشنا شوم. به انسانهایی که نمیشناسم سلام کنم و دربها را بر آشنایی های جدید باز کنم .  قدر خوبی های  انسانهایی را که دور و برم هستند  بیشتر بدانم و بگذارم که آنها هم متوجه ی قدردانی ام باشند. درخت های کوچک محبت را آب دهم . از بدی ها کمتر دلگیر شوم . خوبی ها را بیشتر از آنکه هست ببینم.
دوستان قدیمی ام را بیشتر ارج بگذارم ، زمان زیادی صرف میشود تا دوستی قدیمی شود . کمتر خورده گیر باشم و بیشتر با گذشت باشم.
دیگر در مورد هیچ دوستی ، با دیگری صحبت نکنم. حتی المکان در مورد هیچ کسی ، با دیگری صحبت نکنم  و حتی المکان  ـ تا جایی که در دست ِ من است ـ سعی کنم وقت های ملاقات و گفتگو به مسائل باارزشتری اختصاص پیدا کند.  

از کینه بیشتر فاصله بگیرم. آنچه افراد میکنند در حد توانایی و درک ایشان است. اگر بد میکنند ، شاید برای این باشد که نمیدانند چگونه خوبی کنند. شاید برای این باشد که درک مشخصی از خوبی و بدی ندارند. شاید یاد نگرفته اند چگونه خوبی کنند .  یا شاید هزار دلیل دیگر ، هر چه باشد . تنفر و کینه از ایشان تنها پنجره های دید مرا کدر می کند . تاثیری در ایشان و روابط آتی شان نمیگذارد . پس هرقدر ممکن است باید خودم را از این کدورت ها کنار نگاه دارم. چرا که وجود بدی در زندگی ضروری است و حضور انسانهای نه چندان خوب ، انسانهای خوب را بیشتر نمایان میکند.
"و اگر خنج نبود ، لطمه میخورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود ، زندگی چیزی کم داشت. "*
از انسانهایی که بد کردن را بد نمیدانند ، فاصله بگیرم. از انسانهایی که خودخواه و خود محورند فاصله بگیرم . از انسانهایی که یاد نگرفته اند دهنده باشند و بی دریغ باشند ، فاصله بگیرم. 
 
بیشتر سفر کنم. سفر همیشه برایم لذت و خاطره و آشنایی با انسانهای جدید و کسب تجارب تازه را به همراه داشته است ، چیزهای مثبتی که انرژی مثبت به همراه دارند و هزار بار زندگی را پربارتر میکنند. جاهایی را ببینم که ندیده ام .
 
از تنهایی ام دلگیر نباشم. و از انسانها دلگیر نباشم ، و یکی را برای گریز از دیگری انتخاب نکنم . و از یکی به دیگری نگریزم.
 
وقت بیشتری را با عزیزانم بگذرانم.
 
سعی کنم  مرتب تر و منظم تر و با انظباط تر  باشم تا آشوب پیرامونم در روحم اثر نگذارد. خودم میدانم که وقتی اطرافم دارای نظم است ، آرامش بیشتری دارم . 
 
 وقت بیشتری را  در روز  برای مطالعه بگذارم . باید که بیشتر بخوانم ، باید که بیشتر بدانم.

  مهربانتر  و امیدوار تر  از این باشم و  سخاوتمند تر  و همدرد تر از این  و شنواتر  و بی پروا تر  از این و   صمیمی تر و شاد تر  و صادق تر و  صبور تر از این و عاقل تر و  آزاد تر و  آگاه تر و توانا تر و  داناتر و زیباتر از این  .
 
ناتوانی هایم را بهتر بشناسم و حماقت هایم را  و  نادانی هایم را  و نقاط ظعفم را  و سعی کنم در بهتر کردن آنها بکوشم.
 
سعی کنم هر از چند گاه ، چند قدمی از خودم فاصله بگیرم و به خودم نگاه کنم.  
 
سعی کنم انسان بهتری بشوم .
 
وقت و بودجه بیشتری را به تاتر و کنسرت اختصاص دهم.
 
 دوباره عاشق شوم.
 ــــــــــــــــــ
* سهراب سپهری  
[ 2:18 | مهشيـد | 0 دنبالک | 10 ديدگاه ]


Powered by MT3.35