شبی که قدری قد کشيديم ...
فعلا به جای گزارش تا بعد حسابی خدمت برسیم .
زودتر از موقع به محل رسیده بودم و تصمیم گرفتم کمبود کافئین بدنم را در کافه ی محبوبم در ماریا توریت جبران کنم. به کافه ریوال رفتم و یک فنجان قهوه سفارش دادم ، خانمی را در پشت میزی دیدم ، خودش بود ؟ خودش نبود ؟ طاقت نیاوردم و به سمتش رفتم و به سوئدی پرسیدم شما خانم ... به انگلیسی گفت من سوئدی بلد نیستم . به فارسی به او گفتم شما خانم کار هستید ؟ آری.. خودش بود.
از او اجازه خواستم که پشت میز او بنشینم و نشستیم و صحبت کردیم. گفت که با دعوت یک سازمان سوئدی برای سخنرانی در رابطه با حقوق بشر به استکهلم آمده بود و فردا مسافر است و از مدعوین خود درخواست کرده بود که برای برنامه ی امشب ، دعوت نامه ای برای او تهیه کنند و خلاصه ... خانم مهر انگیز کار اینجا بود.
بعد از کمی گپ ، قهوه مان را نیمه کار رها کردیم و به سراغ ساختمانی که برنامه در آن برگزار میشد رفتیم.
برنامه ی اهدای جایزه به پروین اردلان برنامه ی بسیار خوبی بود. الان وقتی برای گزارش نویسی ندارم ، فقط میخواستم چند عکس برایتان اینجا بگذارم و لینک پیام پروین به جمع را بدهم.
شیرین اردلان به جای پروین که ممنوع الخروج شده است ، جایزه را دریافت کرد .
شیرین اردلان و فتانه فراهانی
و ویئدئویی درمورد جنبش زنان در ایران نیز که کار بچه های ایران است و شیرین به همراه آورده بود پخش شد.
به گفته ی خود اعضای بنیاد اولاف پالمه ، حتی برای کوفی عنان هم اینقدر آدم جمع نشده بود. با اینکه همه با دعوت آمده بودند ، باز هم صندلی به اندازه همه نبود و خیلی ها ایستاده بودند .
برنامه معرکه بود ، اعضای پانل که فتانه فراهانی ، آرنه روت و بیته هامارگرن ـ روزنامه نگار سوئدی متخصص در خاور میانه ـ و آنیتا کلوم منشی اول سازمان امنستی و عضو هئیت مرکزی بنیاد اولاف پالمه ، بسیار جالب صحبت کردند. گروه موسیقی کارش زیبا بود . خلاصه همه چیز خوب بود . ولی بهتر از همه چیز ، پیام پروین بود. پیامی جسورانه و کامل ...
پیام را در اینجا ببینید
خلاصه ، برنامه هیچ کم نداشت. هیچ کم نداشت و همه چیز کم داشت. چرا که پروین را در این جمع نداشتیم.
مونا سالین ( رهبر حزب سوسیال دمکرات و نخست وزیر آینده ی سوئد ) ، شیرین اردلان ، لیسبت پالمه ( همسر اولاف پالمه )
گروه موسیقی ،به عنوان آهنگی پایانی آهنگ " رهایم کن " را انتخاب و اجرا کرد
سهیلای عزیز چه خوب گفت : روزهایی در زندگی مان هست که قدمان کمی بلند تر میشود . امروز از آن روزها بود .
تشکر از جنبش زنان ایران ، و ممنون پروین عزیزم ، که این روز را با بودنت و با تلاش خستگی ناپذیرت برای دنیایی بهتر به ما هدیه کردی . این جایزه حق زنان ایران ، و حق تو بود .
ــــــــــــــــــــــــــــ
فعلا این را داشته باشید تا بعد گزارش مفصلتری بنویسم ، عکسهای دیگری هم هست و حرفهای دیگری هم .