بازتاب ممنوعیت خروج پروین اردلان از ایران در سوئد : 2
امیدوارم از چیزی که مینویسم برداشت بدی نشود ، .
من شخصا به پروین اردلان علاقه زیادی دارم ـ با اینکه هرگز از نزدیک ندیدمش ـ و برای پشتکار و تحمل و توانایی و دانایی اش احترام زیادی قائلم. و شدیدا هم از خبر دریافت چایزه اش خوشحال شدم و عمیقا منتظر سفر او و دیدارش در استکهلم بودم.
اینها را گفتم که هر شک و تردیدی از بین برود و راه ِ هر بد و بیراهی ـ در این مورد ـ را به خود ببندم.( چون هر بد بیراهی را میتوانم تحمل کنم جز حرفهای خاله زنکی و عمو مردکی)
ولی حالا که این مسئله پیش آمد و از خروج پروین از ایران جلوگیری شد ، میشود نکته ی مثبتی هم در این مورد پیدا کرد. و آن اینکه دولت ایران هر قدر هم تلاش میکرد نمیتوانست به این خوبی برای جنبش زنان ایران تبلیغ کند.
امروز که رفتم سر کار ، تمام همکارانم و خیلی از مراجعان اسم پروین اردلان را می شناختند.
امروز دیگر اسم پروین اردلان از شیرین عبادی هم در سوئد مطرح تر است .
امروز تمام کانال های تلویزیونی در اخبار خود برنامه های کوتاه یا بلند تری را به مسئله گیرنده ی جایزه اولاف پالمه که نگذاشتند از کشورش خارج شود اختصاص داد . یکی از برنامه ها این است که مصاحبه با خود پروین را هم در بر میگیرد :
احبار کانال یک سوئد
بخشی از این مصاحبه ی تلویزونی به چنبش یک میلیون امضا اختصاص دارد که پروین در مورد چرای این جنبش و چگونگی جمع کردن امضا ها توضیح میدهد .
روزنامه ی داگنز نی هتر
روزنامه ی سونسکا داگ بلاد
روزنامه ی اکسپرس
روزنامه ی افتون بلادت
لینک ها و متون به سوئدی است . تنها مصاحبه ی تلویزیونی با پروین اردلان قسمتی به انگلیسی است.
این جند نمونه اش بود. شما اگر مایلید بیشتر ببینید اسم پروین اردلان را به انگلیسی در گوگل بنویسید و سرچ کنید.
میشد که پروین به استکهلم بیاید ، یک تعدادی از ما دور هم جمع میشدیم و میدیدمش و یک تعدادی از سوئدی ها هم که با مسئله آشنا هستند ، در جشن پس فردا شب شرکت میکردند و بعد همه چیز تمام میشد و او به ایران بر میگشت و ما هم میرفتیم سر خانه و زندگی مان..
اما الان ، در مهمانی پس فردا شب که برای اهدای جایزه به پروین تدارک داده شده است ، جای پروین را خالی می بینیم ، ولی تمام دنیا از اینکه بر زنان فعال کشور ما چه میرود باخبرند . تمام دنیا از بی حقوقی زنان در کشور ایران باخبر شدند.
راستی مگر این جایزه برای همین نبود ؟ برای اینکه جنبش زنان ایران و تلاش فعالان این جنبش را زیر نور افکن ببرد و به جهانیان نمایش دهد ؟
و چه چیز بهتر از نور افکنی که رژیم جمهوری اسلامی بر این مسئله انداخت ؟ چه چیز بهتر از این حرکت ، بی حقوقی انسان ایرانی را در جهان نمایش میدهد ؟
من معمولا میگویم که دشمن را دست کم نگیریم ، میگویم که دشمن را احمق فرض نکنیم.
ولی امروز باید بگویم که این حماقت دشمن ما حقیقتا جای آفرین دارد. ما که اگر خودمان را میکشتیم هم نمیتوانستیم به این خوبی تبلیغ کنیم. و به این خوبی جنبش زنان ایران و فعالان آن را در جامعه ی اروپایی و در جرائد غرب مطرح کنیم. به خاطر این حماقتشان باید یک دستت درد نکند به ایشان بگوییم.
به قول مادر بزرگم ، در نا امیدی بسی امید است.، یا عدو شود سبب خیر اگر به اندازه کافی عدوی احمقی باشد.