باز هم انتخابات ایران نزدیک است. انتخابات دوره ی چندم مجلس فلان . هر روز سایت ها را که باز میکنی ، مقالاتی میخوانی که نویسنده امر به رای دادن میکند ، یا امر به رای ندادن میکند. هر روز میل هایی به آدرس میلت میرسد ـ به آدرس میل من که میرسد ـ که نویسنده با دلایل مختلف تو را امر به معروف یا نهی از منکر میکند. که نویسنده فکر میکند از تو عاقلتر است و میتواند برای تو تصمیم بگیرد که چنین کنی ، یا چنین نکنی. در این نوشته ها ، خواه مقاله باشد خواه میل ، گروهی پیشنهاد میکنند ، گروهی تهدید میکنند و از آینده ی بد تر میترسانند ، گروهی تحقیر میکنند که نادانان چنین میکنند و چنان نمیکنند ، گروهی خیال میکنند که فتح خیبر کرده اند و تو را با حرفهای خود تکان میدهند و به هوش می آورند ـ چرا که معتقدند بی هوش و در خواب غفلت هستی ـ و گروهی تو را در صورت رای دادن یا رای ندادن به خیانت و ... متهم میکنند این هر دو دو روی یک سکه هستند. دو وجه از انسانهایی که به ولایت فقیه معتقدند ، انسانهای کوچک که در تخیل خود بر کرسی ولی فقیه تکیه زده اند و برای مردمی که محروم و نادان میدانند تعیین تکلیف میکنند .ولی های فقیه کوچک. این انتخابات مثل همه ی انتخابات های دیگر ایران است. شانسی برای رسیدن به دمکراسی و آزادی از طریق انتخابات دولتی ایران وجود ندارد. و من در انتخاباتی که حق انتخاب آزاد نداشته باشم شرکت نمیکنم. اما اینکه تو چه میخواهی بکنی ، فقط تو میتوانی تعیین کنی . با شرایط خودت میتوانی بسنجی و ببینی کدام انتخاب ، خواسته های تو را تامین میکند. من کسی نیستم که برای تو تصمیم بگیرم. به آزادی اندیشه اعتقاد دارم و فقط میتوانم بگویم که من چه میکنم. این که تو چه میکنی را خود تو تعیین میکنی و بس. همین.
|