برادری دارم که خیلی شوخ است ، خوشبختانه این مسئله هم مثل تالاسمی در خانواده ی ما ارثی است و من هم از او کم نمی آورم . دیروز برادرم زنگ زد و گفت که باید برای یک سری آزمایش خون و این چیزها به بیمارستان برود ، گفت که گفته اند ناشتا بیاید. و پرسید که دقیقا یعنی چی ـ چون فکر میکند من این چند وقته مشتری دائم بیمارستان بودم و تجربه ی بیشتری دارم :))ـ . گفتم که یعنی جیزی نخوری دیگه . گفت : یعنی راستی نخورم ، یا اینکه بخورم و بگم نخوردم هم قبول است >این چند وقته :)) گفتم : اون دیگه بسته به اینه که چقدر جواب آزمایشا برایت مهم باشد. گفت : چای هم نخورم ؟ گفتم : چون آزمایش خون است و قرار نیست دل و روده ات را بالا بیاورند ، چای و قهوه میتوانی بخوری ، ولی بدون شیر و شکر . گفت : کیشمیش هم با چای نمیتونم بخورم ؟ کیشمیش ؟ ( دقیقا همینطور دو دفعه گفت ) گفتم : نه ، چایت را بدون کیش میش بخور ، و بدون انجیر خشک . گفت : انجیر خشک ندارم . گفتم : بابا نشد که ، الان مغازه های ایرانی زیاده ، تو شیستا و هوسبی پره ، برو اونجا یه مقدار انجیر خشک بخر دیگه گفت : خوب که چی ؟ بعد چی کار کنم ؟ گفتم : هیچی ، برو انجیر خشک بخر و بعد چایت را صبح بدون کیش میش و انجیر خشک بخور و بعد برو آزمایش خون بده دیگه .بد نیست برای خانم پرستار ذکر کنی که صبح چای بدون انجیر خشک خورده ای :)))
|