داشتم یک برنامه ی فارسی را روی نت گوش میکردم . برنامه تمام شد و مقادیری ( همچی کیلویی ) آهنگ فارسی گذاشته شد. چرا بیشتر ترانه های فارسی از عقل تهی هستند ؟ این یکی مثلا پخش شد : پس از یه عمری زندگی ، دم از جدایی میزنی من میدونم این حرفا رو ، رو بی وفایی میزنی بعد اینو هی میگه ، هی میگه ، هی میگه ، این صحنه را مجسم کنید : که شاعر یا خواننده ی عزیز در حال حمام گرفتن ، یه هو مغزش جرفه میزنه و کون برهنه میدود در خیابان و داد میزند : من میدونم ، من میدونم ، من میدونم ... ( به نیت یافتم ، یافتم ) نمیدانم خواننده کیه . ولی خوب آخه انشتین وطنی ، این که دیگه "من میدونم " نداره ،تئوری نسبیت کشف نکردی که همچی میگی " من میدونم ". خوب معلومه که کسی که دم از جدایی میزنه به خاطر وفاداری این حرفها را نمیزنه جناب. بعد میگن چرا ترانه ی فارسی گوش نمیدی . خوب اکثرا همینه دیگه . نمیدونم اصلا این ترانه را چرا ساختن ، خوب بعضی از این ترانه ها اگر شعر ندارد ، لااقل آهنگش به درد رقص میخورد ، این یکی که به درد رقص هم که نمیخوره . پس چه مرگشان بود که برای همچی شعر بند تمبانی آهنگ هم گذاشتن ؟ راستی اگر این چند تا مروارید ـ نامجو ، گروه کیوسک ... ـ در لجن زار پاپ ایرانی نبود ، پاپ ایرانی را باید به لقایش ـ عطایی که ندارد ـ میبخشیدیم . ـــــــــــــــــــــــــــــــــ عزیز ، تو چگونه ای ؟ مفهوم اصلی زندگی را یافته ای ؟ کمی غذا و یک سقف گیلاسی شراب و یک دوست غیر از این همه چیز اغراق آمیز است
عزیز ، رختخواب را برای دو نفر بیانداز اگر هنوز رویایی در سر داری بخشی از ترانه ای از لارش وینربک
|