January 13, 2008

داشتم یک برنامه ی فارسی را روی نت گوش میکردم . برنامه تمام شد و مقادیری ( همچی کیلویی ) آهنگ فارسی گذاشته شد.
چرا بیشتر ترانه های فارسی از عقل تهی هستند ؟

این یکی مثلا پخش شد :
پس از یه عمری زندگی ، دم از جدایی میزنی
من میدونم این حرفا رو ، رو بی وفایی میزنی
بعد اینو هی میگه ، هی میگه ، هی میگه ،
این صحنه را مجسم کنید : که شاعر یا خواننده ی عزیز در حال حمام گرفتن ، یه هو مغزش جرفه میزنه و کون برهنه میدود در خیابان و داد میزند : من میدونم ، من میدونم ، من میدونم ... ( به نیت یافتم ، یافتم )
نمیدانم خواننده کیه .
ولی خوب آخه انشتین وطنی  ، این که دیگه "من میدونم " نداره ،تئوری نسبیت کشف نکردی که همچی میگی " من میدونم ". خوب معلومه که کسی که دم از جدایی میزنه به خاطر وفاداری این حرفها را نمیزنه جناب.

بعد میگن چرا ترانه ی فارسی گوش نمیدی . خوب اکثرا همینه دیگه .
نمیدونم اصلا این ترانه را چرا ساختن ، خوب بعضی از این ترانه ها اگر شعر ندارد ، لااقل آهنگش به درد رقص میخورد ، این یکی که به درد رقص هم که نمیخوره . پس چه مرگشان بود که برای همچی شعر بند تمبانی آهنگ هم گذاشتن ؟

راستی اگر این چند تا مروارید ـ نامجو ، گروه کیوسک ... ـ در لجن زار پاپ ایرانی نبود ، پاپ ایرانی را باید به لقایش ـ عطایی که ندارد ـ میبخشیدیم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

عزیز ، تو چگونه ای  ؟
مفهوم اصلی زندگی را یافته ای ؟
کمی غذا و یک سقف
گیلاسی شراب و یک دوست
غیر از این همه چیز اغراق آمیز است

عزیز ، رختخواب را برای دو نفر بیانداز
اگر هنوز رویایی در سر داری

بخشی از ترانه ای از لارش وینربک

 

[ 10:27 | مهشيـد | 0 دنبالک | 9 ديدگاه ]


Powered by MT3.35