January 5, 2008

مریم و جلوه از زندان آزاد شده اند.

اصطلاح " آزاد شده اند " را راحت به کار میبریم. در حالی که میدانیم که در  اصل این بچه ها آزاد نشده اند.در اصل کسی آزاد نمیشود.  هر کسی را که سری بر می آورد ، دستگیرش میکنند و بعد از مدتی تحقیر و توهین ، با قرار مبلغ زیادی به خروجشان رضایت میدهند و میفرستندشان  بیرون و زیر شمشیر داموکلس تا هر وقت حضرات میلشان کشید ، ببرندشان آن تو و سین جینشان کنند در مورد روابط انسانی شان ، روابط دوستانه شان ، روابط جنسی شان ، روابطی که نشانی از آدمیزاد داشته باشد.

و هر روز سایه ی این شمشیر دراز تر میشود و بر سر تعداد بیشتری می افتد.

عادت کرده ایم ، بد جوری عادت کرده ایم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک آشنای سوئدی دارم که از روحیه ی طنزش خیلی خوشم می اید. ، مدتی است که همدیگر را ندیده ایم ، امروز تماس گرفت و گفت که مایل است با هم شامی بخوریم ، قرار شد به محله ی ما بیاید . از آنجایی که جایی را نمیشناسد و هوا هم سرد است ، از او پرسیدم که کجا را میشناسد و مایل است کجا همدیگر را ببینم و تا احیانا اگر انتظاری پیش آمد ناخوشایند نباشد   ، گفت :
بیرون ، در سرما ، حداقل یک ساعت ، ترجیحا سر تا پا خیس :))

 

[ 14:08 | مهشيـد | 0 دنبالک | 10 ديدگاه ]


Powered by MT3.35