December 25, 2007

Om du lämnade mig nu
Lars Winnerbäck
album :Daugava 2007

اگر هم اکنون مرا ترک میکردی

زن :میتوانستم نیمه شب از خواب بیدار شوم و به یک راهپیمایی طولانی بروم
میشد که نگاهم را به چشم های دیگری در یک شهر غریب بدوزم
چندان عجله ای برای آشنا شدن با مرد دیگری نمیداشتم
من خیلی با خودم کار دارم ، درست مثل تو
در خلعی که پشت سرت بجا میگذاشتی ، تنفس میکردم
اگر مرا هم اکنون ترک میکردی

مرد : میتوانستم در قطاری به سمت پاریس بنشینم و استکهلم را رها کنم
میتوانستم آن وقتی را که همیشه میگفتم برای خودم لازم دارم بگیرم و از آن استفاده کنم
میشد که خیالبافانه هزاران مایل در اروپا در کنار غریبه ای که مثل تو  قابل اعتماد باشد  سفر کنم
میتوانستم لبهای خود را با لبهای شخص دیگری امتحان  کنم ،
اگر تو هم اکنون مرا ترک میکردی

زن : میتوانستم بدون نگاهت که تعادل را از من سلب میکند زندگی کنم
میشد که برای  لحظاتی که بالاخره بعد از مدتی با هم به توافق میرسیدیم و آشتی میکردیم ، دلتنگ شوم
شاید به دنبال از سر گرفتن تماس های قدیمی بر می آمدم ، تماسهایی  که مدتی است قطع کرده ام
احتمالا تو هم یکی را خواهی داشت که در نبود من به او زنگ بزنی

مرد : میتوانستم دنبال یک نفر جوانتر بگردم ،
احتمالا خیلی تنها خواهم بود اگر کسی شبها مرا گرم نکند
ولی هرگز تحمل اینکه کسی من را بفهمد نخواهم داشت
کسی مرا مثل تو نمیشناسد
در تنهایی خود غرق میشدم ، اگر مرا هم اکنون ترک میکردی

آهنگ را در اینجا بشنوید  

توضیحاتی در مورد لارش وینربک:

در سوئد لارش وینربک شهرت خاصی در میان جمعیت خاصی دارد ، اینجا ابدا از طرف مطبوعات و رادیو تلویزیون حمایت نمیشود.و راستش را بخواهید چندان اشتیاقی برای حضور در تلویزیون هم از او دیده نشده است.  ولی کنسرت هایش همیشه مملو از جمعیت است ، و این شهرت را خود و بدون کمک مدیا کسب کرده است.
و معلوم است که ترانه هایش محبوبیت همگان ندارد . 
یکی از ترانه هایش  به نام من منتظر یک باران هستم را با این جمله شروع میکند  :
امروز صدام را دار زدند
من در این جریان هیج تقصیری ندارم ...
نمیخواهم بگویم او یک خواننده ی سیاسی است ، چون نیست. 
در سوئد خواننده ی سیاسی مثل آفزلیوس داشتیم . ولی لارش وینربک یک خواننده ی بسیار اجتماعی است. هیچ اصراری هم در پلیتیکال کورکت بودن ندارد . و جالب است ـ و شاید به همین دلیل است ـ که از حمایت گروه های سیاسی چپ هم چندان بهره ای نبرده است. 
شاید به دلیل  همین تفاوت هایش  است  که این قدر با سکوت مطبوعاتی روبرو شده است.
وینربک از همه جیز سخن میگوید و نگاه بازی دارد
در یکی از ترانه هایش به اسم بیچاره میخواند :
بیچاره آنها که خود را زندانی میکنند 
صد روز بدون هیچ شرفی
بیچاره آنها که اینگونه  زندگی میکنند
بیچاره آنها که این زندگی را تماشا میکنند
این آدمها حالشان چطور است ؟

این قسمت ترانه به برنامه ی برادر بزرگ اشاره دارد که صد روز طول میکشد و آدمهایی در یک خانه بدون هیچ اطلاعی از دنیا در سر و کله ی هم میزنند و این برنامه از تلویزیون پخش میشود و روی نت به طور شبانه روز و زنده قرار میگیرد.
 
لارش وینربک اولین آلبوم را در سال 94 منتشر کرد و تا کنون بیش از پانزده آلبوم و 17 سینگل  و 100ها  ترانه بیرون داده که همه گی با معنا و زیبا و طولانی هستند. او با طنز زیبایی در ترانه هایش از عشق و قوانین جزائی و روزمرگی  می نویسد .
نکته ی جذاب شعر او همین از همه چیز گفتنش است. در یک برنامه ی کمدی تلویزیون از او خواستند جمله ای را در یک ترانه اش جای دهد ، و این جمله این بود : در فوریه کف رودخانه ی ملاره یخ زده بود .
و جالب است که چنین کرد ، و آهنگ همچنان زیبا و قوی باقی ماند او شعر را چنین ساخت :
در فوریه کف رودخانه ی ملاره یخ زده بود 
خیابان یوتا خاکستری بود و این بدترین زمستان شهر ما است
و همینطور ادامه داد ... 
طبق گفته های منتقدین قدرت وینربک در مشخص کردن ، فوکوس  کردن و شاعرانه کردن روزمره هاست .
 نگاهی به کمیت و کیفیت کارهایش به ما نشان میدهد که با یک نابغه ی موزیک طرف هستیم. لااقل من در مورد او چنین فکر میکنم.
زمانی لارش وینربک و چند تن از دوستانش که گروهی را تشکیل داده بودند نوع موزیک خود را راک پانک معرفی میکردند. ولی فکر میکنم امروز وینربک بسیار فراتر از این دسته بندی ها رفته است.
وینربک هیچ ترانه ای به انکلیسی ندارد ، ولی چند تا از ترانه های مشهور انگلیسی را به سوئدی ترجمه کرده است. از باب دیلان و آنی دی فرانکو 
وینربک متولد سال 1975 است .



 

[ 1:35 | مهشيـد | 0 دنبالک | 2 ديدگاه ]


Powered by MT3.35