مار ها و پونه ها ...
حالا یکی ندونه فکر میکنه من مثلا با حزب کمونیست کارگری ـ تمام شاخه های انشعابی ـ مشکلی دارم ها ، ولی اینا مگه میزارن آدم هیچی نگه ... دیروز بعد از ظهر حدود ساعت 5 داشتم از مرکز شهر استکهلم رد میشدم که دیدم در بالای میدان سرگل ، یک عده جمع شده اند. شمع و اینا روشن کرده اند. نزدیکتر که شدم کلمات آشنای فارسی به گوشم رسید. رفتم جلو ببینم چه خبر است. 10 ـ 15 نفر خانم و آقا ، حدود دو یا سه تا پلاکارد بزرگ قرمز با شعارهای فارسی مرگ بر جمهوری اسلامی و امضای حزب کمونیست کارگری جمع شده بودند. این جماعت در مرکز شهر استکهلم ، در این روزهای خرید کریسمس جمع شده اند که چه بگویند ؟ مهم نیست . چون کسی بجز خودشان نمیفهمد روی پلاکاردهایشان چی نوشته اند. بامزه تر آقایی بود که با شور و حرارت ، میکرفن را دست گرفته بود و سرسختانه جنایات رژیم را افشا میکرد ، با چه زبانی ؟ خوب معلوم است ، چه زبانی بهتر از فارسی ِ دری در مرکز شهر استکهلم در یک روز شلوغ خرید کریسمس به کار می آید ؟ جوانانی را دیدم که خنده کنان میگذشته اند و با تمسخر مشت هایشان را بالا میکردند و تکان میدادند که یعنی هواتونو داریم . دو مرد دائم الخمر سوئدی که مشتریان دائمی میدان سرگل ـ میدان سرگل به عنوان مرکز اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و الکل ارزان در استکهلم مشهور است ـ ایستاده بودند و با هیجان به گفته های سخنران گوش میکردند و عاقلانه سر تکان میدادند. و مرد سخنران با هیجان ادامه میداد : ما .... جمهوری اسلامی .... جنایت .... دانشجویان ....زنان .... کودکان ..... و رهگذران میشنیدند : bla bla ...bla ...bla ...bla bla bla ...bla ...bla احتمالا سخنران عزیز نسبت قوم و خویشی با ملا حسنی داشت که در نیمه ی خطبه نماز جمعه که به ترکی حرف میزد ، سخنرانی را قطع کرد و گفت : حالا فارسی میگویم که آمریکا هم بفهمد.
سخنران عزیز با شور و شعف بیش از حدی در میدان استکهلم برای 10 ـ 15 نفر هم حزبان خود به زبان فارسی ِ دری سخنرانی میکرد و احتمالا اخبار و اطلاعاتی را در اختیار ایشان میگذاشت که تا کنون نشنیده بودند . و رهگذران از این مغازه به آن مغازه میرفتند تا هدیه های کریسمس را تهیه کنند . کسی از کسی نمیپرسید که اینها برای چی جمع شده اند. کسی اهمیتی نمیداد بداند شعارهایی که بر پارچه های سرخ نوشته شده و کلماتی که از دهان مرد خارج میشوند به چه زبانی است. و آنها که جمع شده بودند هم اهمیتی به این بی اهمیتی مردم نمیدادند. برای ایشان مهم نبود که اطلاعاتی در جهت افشای جمهوری اسلامی در اختیار کسی بگذارند. انگار مجلسی خصوصی است . جمع شده اند تا دور هم باشند و گل بگویند و گل بشنوند و چهار تا فحش هم به جمهوری اسلامی بدهند. احتمالا در سایت هایشان هم این جمع خودمانی را با عکس و تفصیلات اطلاع رسانی میکنند. رهگذرانی که هیچ از حرفهایشان سر در نمی آوردند هم میشوند حامیان. دیگر هیچ نگویم بهتر است.... یکی حتما پیدا یش میشود که بیاید و مرا سرزنش کند که این همه مبارزه ی این حزبی ها را نادیده میگیرم. رفقا داشتند مبارزه میکردند دیگر . اینطوری است که جمهوری اسلامی هر روز از دست اپوزیسیون تمبانش را تر میکند ، اصلا بگو زن تو رو سننه ؟ طفلی ها اینجوری سرشان گرم است دیگر . از دپرشن که بهتره ________________________________ اصلاحم کنید اگر دارم اشتباه میکنم. ولی این حسین درخشان ازگل برای دفاع و تبلیغ برای معین نبود که رفته بود ایران ؟ حالا چرا سنگ احمدی نژاد را به سینه میزند ؟ من که البته فکر میکردم جان به جان آفرینش تسلیم کرده است ولی امروز در سایت صبحانه دیدم که سر و کله اش باز پیدا شده . این ازگل با این شیوه نان را به نرخ روز خوردن نمیفهمد خودش را در حد یک پادو پایین می آورد ؟
|