چند خاطره : *مدتی پیش آقای ایرانی را در جایی ملاقات کردم. ایشان همه اش از زنان ایرانی می نالید که دنبال پول هستند و برایشان شخصیت فرد مهم نیست و اصلا مستقل نیستند و توقع دارند وقتی با مرد ایرانی بیرون میروند او خرج کند و از این حرفها.... بعد از کمی صحبت های دری وری ، وقتی ابراز تمایل کرد که بیشتر همدیگر را ببینیم ، به او گفتم که ابدا علاقه ای به دیدنِ بیشتر او ندارم و او اصلا تیپ ِ من نیست. آقا نه گذاشت و نه برداشت و گفت : تو همان حقت مردهای سوئدی هستند که وقتی بیرون میروید هر کی خرج خودش را بدهد :)) * مدتی پیش مردی ـ البته ایرانی ـ صحبت میکرد و میگفت که من هموسکسوال ها را میتوانم بفهمم ، طفلی ها این تو ژنشان است و اینا . ولی ابدا بای سکوسوال ها را خوشم نمی آید . هم از توبره میخورند و هم از آخور. بحث با ایشان بی هوده بود. به چنین منطق ِ گاو مابانه دیگر چه بگویم ؟ فقط داشتم فکر میکردم که این آقا که روابط جنسی اش صد در صد هم هترو سکسوال هست ، در زمان سکس با پارتنرش که مسلما زن است ، چه تصوری دارد ؟ در آن زمان او دارد از توبره میخورد ؟ یا از آخور ؟ یعنی سکس برای ایشان چیزی غیر از طویله است ؟ * . مدتی پیش فردی به من گفت که از تصور سکس دو مرد با هم حالش به هم میخورد. او گفت که حقوق ایشان را به رسمیت میشناسد ولی حالش از تصور این رابطه بد میشود. من نمیدانم چرا اصلا مسائل اینقدر پیچیده میشوند ، من خودم از تصور سکس همین فرد با کسی ، هر کسی ، چه زن یا مرد حالم به هم میخورد ، آیا این مسئله باید موجب اظهار نظر من در مورد عمل چنسی او باشد ؟ راستش اصلا اگر این طور پیش برویم تصور روابط جنسی بسیاری از آدمها با یکدیگر این دل به هم زدگی را برای ما پیش می آورد. آیا در خیابان راه میرویم و مردم را در حال رابطه ی جنسی تصور میکنیم که بعد هم اظهار نظر کنیم که حالمان خوب شد یا بد ؟ این که مردم در رختخوابشان با چه کسی و چه جنسی چه میکنند چرا باید موضوع صحبت آدمها و اظهار نظر هایشان باشد ؟ یا این حق خود به خود در مورد اقلیت به صرف اقلیت بودن ایشان برای ما صادر شده است که سوراخ کلید را در روابط خصوصی ایشان باز بگذاریم ؟ چرا این حق را برای خود قائلیم ؟
|