December 1, 2007

 پراکنده ها و پراکنده گویی هایی به بهانه ی بی خوابی  :

چرا حزب کمونیست کارگری ـ تمام تکه پاره هایش منظورم است ـ بر علیه برنده ی  امسال ِ جایزه صلح نوبل امضا جمع نمیکند ؟

نه جدی ، سوال میکنم .

ال گور که امروز به عنوان گوروی محیط زیست مطرح شده است ، هرگز آنگونه که ادعا میکند زندگی نکرده و  نمیکند. هم امروز هم که  ال گور به ملت سفارش میکند که با دوچرخه سر کار بروند ،خودش با هواپیمای جت خصوصی و ماشین های هشت سیلندر رفت و آمد میکند.
ال گور از طرفداران آپارتاید و طرفداران رژیم پینوشه در شیلی و مخالف دولت آلنده بوده است. اینها چیزهایی است که من میدانم ، احتمالا خیلی بیشتر از این هم هست که من نمیدانم چون حزب کمونیست کارگری هیچوقت او را افشا نکرده است :)

حالا سوال من این است : چرا این آقایان و خانمهای حزب کمونیست کارگری که خودشان را فرامرزی و انتر ناسیونالیست هم میدانند بر علیه ال گور افشاگری نمیکنند و امضا جمع نمیکنند و سر هر کوی و گذر بوق و سرنا نمیزنند که مثلا زن منصور حکمت ـ که البته الان زن یکی دیگر از رهبران است ، لا مصب از رهبر هم پایین نمی آید ، یک بار زن رهبر ، همیشه زن رهبر :)) ـ بسیار در جهت محیط زیست فعالیت میکند و پوست شکلاتش را همیشه در سطل آشغال می اندازند و  بیشتر از ال گور مستحق جایزه ی صلح نوبل است ؟
راستی آیا حزب کمونیست کارگری ـ حالا هر کدام از شاخه های جگر زلیخایش که باشد ـ  امسال در مقابل محل اعطای جایزه نوبل در اسلو تظاهرات ویژه ای تدارک ندیده است ؟

نه خوب ، می پرسم دیگه، چون نمیدونم میپرسم :)) 

یه پرانتز هم باز کنم . این جریان جور شدن های درون تشکیلات حزب کمونیست کارگری ـ مثل عرض میکنم ، مثلا احزاب و سازمانهای دیگر هم همینطورند ، این اکثریتی ها را نگاه کنید مثلا ، مریم سطوت میشود زن مهدی فتاپور ، هر دو از کادر های بالای !!! سازمان اکثریت ـ بگذریم که موش چیه تا کله پاچه اش چی باشد. مثلا اکثریت همه اش جی هست که کادرش چی باشه و بالا و پایینش جی باشه ؟ ـ برای من معمایی است ، قضیه  چه طوری است ؟. مثلا نمیدانم آیا  اینها عاشق میشوند ؟ بعد یعنی وقتی میخواهند عاشق شوند برنامه ریزی میکنند و نگاه میکنند که ببینند مثلا طرف چه سمت تشکیلاتی دارد ؟  اینها شریک زندگی شان را بر اساس مراتب تشکیلاتی انتخاب میکنند. یا اینکه مثلا یک آقایی میخواهد رهبر سازمان یا حزب فلان شود ، میرود قاپ زن رهبر مرده را میدزدد که خودش رهبر شود ؟ مثل اون قدیمای ایام  باستان ( قدیمای ایام باستان ؟ هه هه هه ) که زن مثلا پادشاه  با یکی از سردار ها ـ خوب با نگهبان کاخ که نمی شد که  ـ میریخت رو هم و بعد کلک پادشاه را میکندند و میگفتند به مرگ طبیعی مرده است و معشوقه ی زن پادشاه میشد شاه . ( دارا دارام ... یه کالبد شکافی از منصور حکمت نکردند ببینند که چیز خورش نکرده باشند ؟) 
خوب بعد این رابطه فرقش با ازدواج های قدیم و سنتی چیه ؟ مثلا در ایران یادمه که   زنان سنتی  اگر شوهر اولشان مهندس بود ، در انتخاب شوهر دوم از مهندس پایین نمی آیتد  . خوب فرق اینها واقعا با هم چیست ؟
آها یادم نره پرانتز رو ببندم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

If that dosnt work , u are fucked :))

لطفا شک کنید

یک مقایسه از عزیز همیشه هوشیارم مناهیتا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من یک بی خدا  هستم . آنقدر زندگی ام را بدون خدا و بدون اعتقاد به هیچ نیرویی از بالا و  کمک های آسمانی و اینکه بالاخره خدا خودش بزرگه و خدا خودش میرسونه و آنقدر عقلانی و منطقی طی کرده ام که دیگر نیازی به داشتن او و آویزان شدن به ریسمان پوسیده اش را نیز حس نمیکنم. بی رودروایسی هم همیشه برای خواسته هایم خودم زحمت کشیده ام و خودم تلاش کرده ام. هیچوقت نه حمایتی از بالا داشتم ، نه حتی به حمایت های اهل دنیا اتکا کرده ام. 
ولی خدا باورانی که دین و اعتقادات خود را برای خود و در چهار چوب زندگی خصوصی خود نگاه میدارند هرگز مرا آزار نمیدهند.
در مقابل آن کافرانی که عقاید خود را آخرین کشف علمی میدانند و به زور چماق میخواهند دیگران را در آن شریک کنند مرا بیزار میکنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا یکی نیاد بگه این مهشید هم بی خوابی به سرش بزنه چه حرفهایی میزنه ها. مگه شما خودتون بی خوابی به سرتون میزنه چی میگید ؟

[ 2:40 | مهشيـد | 0 دنبالک | 3 ديدگاه ]


Powered by MT3.35