دیشب کریستال نایت بود ، با دخترم بیرون بودیم و سر شام به او گفتم : میدانی که امشب کریستال نایت است ؟ با عصبانیت گفت : آره ، ولی این همه در سراسر جهان کشته شده اند ، جرا برای آنها یادبود نمیگیرند ؟ این صهیونیست ها خیلی تبلیغ میکنند. گفتم : داری وارد دیسکورس خطرناکی میشی . مسئله ی آلمان نازی و جنایاتش را از صهیونیسم جدا کنیم عزیزم. و باید به یاد کریستال نایت و بقیه شبهای یهود کشان بود. تنها اگر به یادشان باشیم میتوانیم از تکرارشان جلوگیری کنیم . به یاد داشته باشیم که راسیسم و نازیسم با انسان و انسانیت ضدیت دارد . صهیونیسم نیز یک نوع از همین اندیشه ی ضد انسانی است. صهیونیست ها یهودی هستند ولی یهودی صهیونیست نیست. اگر صهیونیست ها از مسئله ی کشتار یهودیان سوء استفاده میکنند به دلیل کم کاری بقیه مردم در از آن خود کردن تمام حرکات انسانی است. این ما هستیم که باید برای انسانیت بایستیم تا اجازه ی سوء استفاده را به اندیشه ی غیر انسانی ندهیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داشتم در باره ی دلارام میخواندم . در کشوری که در زمان ازدواج کم کم به اندازه ی وزن دختر طلا مهر میکنند ، گروهی سال تولد دختر را ـ مثلا 1360 ـ و گروهی دیگر که میخواهند خود را مدرن تر نشان دهند ، ورشن میلادی سال تولد دختر را که همینطوری حدود 600 سکه جیرینگی کاسبی میکنند ، را مهر دختر قرار میدهند ، دلارام و همسرش محضر های تهران را زیر پا گذاشتند تا بتوانند جایی را پیدا کنند که در عقد نامه ذکر کنند که دلارام هیچ مهریه ای تقاضا نکرده است. و تنها تقاضایش ، شروط عقد بود. من مخالف مهریه هستم ، مهریه گذاشتن را در سرزمین بی حقوق ایران میفهمم ولی مخالف آن هستم. وقتی که دولت و قوانین آن پشت ستم مرد مدارانه می ایستند ، مهریه یکی از راه های سبک کردن این ستم است. و دیدن زنانی مثل دلارام که در همین شرایط بر خلاف جریان شنا میکنند باعث گرم شدن دلهای یخ بسته است. دلارام فردای ایران است ، فردای زن مستقل و آگاه و آزاد ایرانی ... دلارام علی به عنوان فعالیت بر علیه امنیت ملی حکم زندان و شلاق گرفته است. اگر چنین زنی خطری برای امنیت ملی به حساب می آید پس به آن ملی و امنیت آن باید ر... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مدتی پیش اگر کسی از من میپرسید که مرد ایده آلم کیست میگفتم که یک میکس از چند مرد است. طنز چارلی چاپلین ، هوش انشتین ، گذشت ماندلا و ظاهر آل پاچینو باضافه ی انسانیتی که در تمام این انسانها وجود دارد ( آقایانی که مدتی در زندگی ام حضور یافتید ! ، متوجه شدید چرا رابظه طولانی نبود و چرا انتخاب شما دائمی نبود ؟به هر حال این انتظار طولانی را نمیشود تنها به سر کرد دیگر :) ) امروز که به توقعات خود نگاه میکنم ، فکر میکنم که زیاده خواه بوده ام ، آخه تمام این ها در یک انسان مگر میتواند جمع شود ؟ محال است . خود همین انسانها هر کدام دچار مشکلات و مسائلی بودند که زندگی مشترک را با ایشان غیر ممکن میکرد . خلاصه تصمیم گرفتم که در خواسته هایم تجدید نظر کنم و آنها را تخفیف دهم . امروز دیگه اینقدر توقع ندارم . جرج کلونی کافیست :)) راستی کسی میداند که جرج وبلاگ میخواند یا نه ؟ :))
|