November 1, 2007

همکارم : ببین مشید ، تو تخم مرغ میخوری ؟
ـ منظورت اینه که یعنی همین  الان ؟
ـ نه ، کلا ..
ـ اوهوم
ـ چه جور مرغی ؟
ـ هوم ؟ مرغی که قد قد کنه ...
ـ نه ، منظورم اینه که وقتی میخوای تخم مرغ بخری ، نگاه میکنی  که مرغ مثلا آزاد باشه و بگرده ، یا مثلا غذاش ذرت باشه یا ...
ـ نه جانم ، من به زندگی شخصی مرغه کاری ندارم .

تو هر محل کاری یه چند نفری پیدا میشوند که کنار شغل اصلی شان ،  چیزهایی میفروشند. یکی زینت آلات میفروشه و یکی روغن زیتون یا چی میدونم چی ... این همکار ما هم تخم مرغ  میفروشه.

 ________________________________________

 

نقاشی از فرهاد فروتنیان

[ 0:12 | مهشيـد ]


Powered by MT3.35