تعدادی از افرادی که مرا میشناسند ، معتقدند که زیادی داوطلب کمک به دیگران میشوم. میگویند زیادی مهربانم ـ با این اصطلاح البته خیلی مشکل دارم ،چه وقتی در مورد خودم آن را میشنوم و چه در مورد دیگران ، به نظر من دنیای نامهربانی داریم ، در این نامهربانی ها ، هرگز نمیتواند مهربانی " زیادی " باشد یا کسی " زیادی " مهربان باشد ـ بعضی با دلسوزی این را میگویند و بعضی بابدجنسی . شنیده ام که بعضی این را خصوصیت بدی تلقی میکنند و حتی میگویند که من کار و زندگی ندارم که وقتی میبنیم یا میشنوم که کسی مشکلی دارد ، برای کمک داوطلب میشوم. چند وقت پیش که در مورد مشکل دوست جوانی با دخترم صحبت میکردم و از او چاره میخواستم ، گفت که اگر لازم باشد میتواند با آن دوست جوان صحبت کند. وقتی این را برای یکی از آشنایان که با مسئله آشنایی داشت گفتم ، گفت که ای بابا ، دخترت هم مثل خودت شده است. و این را طوری بیان کرد که انگار هر دوی ما به بیماری زشت و علاج ناپذیری دچار هستیم ، چیزی مثل جزام. یاد گرفته ام که برای این حرفها زیاد اهمیت قائل نشوم ، فکر میکنم دارا بودن حس سمپاتی و امپاتی ، توانایی بزرگی است ، توانایی ای که همه آن را دارا نیستند و در محبت ، اول حساب و کتاب ها را روی میز میگذارند و دو دوتا چهار تا میکنند .
مهربان بودن با مهر طلب بودن بسیار متفاوت است. بسیاری از آدمهایی که به نظر مهربان می آیند ، در اصل مهر طلب هستند . مهربانی را به نرخ چاقو به کسانی میفروشند که در ازایش به اندازه ی نیازشان مهربانی دریافت کنند . و اگر این حساب ها و کتاب ها با هم جور نیاید ، دوستی ها کنار گذاشته میشوند. شخصی که سعی میکند مشکل انسانی را درک کند و به کمکش میشتابد ، انسان مهربانی است. کسانی که انسانهایی چنین را با لبخندی معتی دار ساده ، ساده دل و یا حتی بدون لبخند ، ابله و احمق مینامند و سعی میکنند برای قانع کردن خود و یا دیگران ، دلیلی برای مهربانی های ایشان پیدا کنند ـ که معمولا هم این دلایل را در حماقت و ساده دلی و سبک عقلی و کمبود اینتلکت طرف میدانند تا از این طریق خود را که اینگونه نیستند چند پله بالاتر قرار دهند ـ هرگز طعم مهربانی بدون طمع را تجربه نکرده اند. طعم اینکه ابدا جتی لازم نیست کسی بداند مهربانی کرده ای که افتخاری از این طریق نسیب تو شود. اینها نمیدانند که در این مهربانی های کوچک هزار زیبایی نهفته است. نمیدانند که روز زیباتر میشود و شب زیباتر میشود و راهی که همیشه میرفته ای پر از عطر یاسی میشود که هرگز در آن مسیر نمی روید. زیبایی هایی که تنها تو میبینی ، عطری که تنها تو حس میکنی وصدایی که تنها تو میشنوی ، صدایی که به تو میگوید که خوب هستی. همفکری ، همدردی ، سمپاتی ، امپاتی ، اینها کالای پربهایی هستند که مصرف کردنش خرجی برای کسی ندارد ، اما چون آن را به کسی هدیه دادی ، هزار بار غنی تر میشوی. ـــــــــــــــــــــــــ یک ضرب المثل چینی میگوید ، اگر من یک تخم مرغ به تو بدهم ، و تو یک تخم مرغ به من بدهی ، هر کدام از ما یک تخم مرغ خواهیم داشت. ولی اگر تو یک ایده به من بدهی و من یک ایده به تو بدهم ، هر کدام از ما دو ایده خواهیم داشت.
|