چند وقت پیش نوشته ی کوتاهی در مورد زیاد شدن جرائم در سوئد نوشته بودم ، و اشاره ای کرده بودم به این که کش هایی را که روی باربند دوچرخه ام برای بستن بار گذاشته بودم برده اند و این مسئله مرا خیلی شگفت زده کرده بود. انگار آقا دزده هم وبلاگ مرا میخواند. چون این بار دیگر کش های روی باربند را نبرد. خود دوچرخه ام را برد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــ فردا روز استقلال هند است ، و این هفته تلویزیون سوئد یک سری فیلمهای هندی را به نمایش در می آورد. امشب فیلم " زمان شادی ، زمان غم " از تلویزیون سوئد پخش شد. که در معرفی اش گفتند که پرخرج ترین فیلم هندی است . با شرکت شاهرخ خان و بقیه دار و دسته. والا هرچی نگاه کردم دیدم این خرجها فقط مصرف لباس ها و ماشین های رنگ و وارنگ و در چند صحنه هلیکوپتر و احتمالا اجاره خانه های زیبایش شده است. هیچ خرج مفیدی نداشت. من مدتها بود که فیلم هندی ندیده بودم ـ بجز سلام بمبی که هر از چند وقتی یک بار کرایه اش میکنم و باز می بینم ـ و با دیدن این فیلم دوباره به یاد آوردم که چرا مدتهاست فیلم هندی نمی بینم. حالا همه اش یک طرف ، این هندی ها چقدر توی فیلماشون گریه میکنند. اینها هیچ طریق دیگری برای نشان دادن احساسات ندارند ؟ همه ، همیشه گریه میکنند ...
|