August 10, 2007

چند نکته ی پراکنده :

عزیزی میل زد و نوشت که من وبلاگت را آن موقع ها که جوان بودم میخواندم و حالا که ...
نزدیک بود دو دستی بزنم توی سرم .
بابا من میگم پیر شدم شما چرا اینقدر مسئله را جدی میگیرید ؟ گرفتار شدیم ها ... :))

برای وبلاگ خیلی کار مانده است که بکنم. ، عکسهای پراید مانده است که باید روی نت بگذارم ، یک چیزی هم توی ذهنم بالا پایین میرود که باید آن را جمع و جور کنم ، راجع به شعر و شاعری و شاعر و محدودیت های شاعرانه و حق و حقوق شاعران است.
همه ی اینها در ذهنم جوش میخورد و لازم دارد که روی کاغذ بیاید ، بدون اینکه هیچ تخصصی در مورد شعر و شاعری داشته باشم البته :)
خلاصه ، تصمیمم این است که با دست پر بیایم.  آی نفس کش...

این رو هم توی یکی از سایت ها پیدا کرده ام ، جالب بود :

روزگاريست
همه عرض بدن ميخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظرمي سنجند
عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند
خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد
عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

از این خصوصیت زنانه شاکی هستم که وقتی مشکلی پیش می آید ، در کار یا در روابط خصوصی ، با وجود اینکه مشکل در جای دیگری قرار دارد و مسئولان آن افراد دیگری هستند ، معمولا کله های همدیگر را نشانه میگیرند و بر سر و کول همدیگر میکوبند.
این را در روابط کاری دیده ام. وقتی که پرسنل را کم میکنند  و فشار کار بالا میرود ، زنان بر سر هم میکوبند .
این را در روابط شخصی دیده ام ، وقتی که ...
حتی دیده ام که وقتی زنی متوجه میشود که همسر و پارتنر ش با شخص دیگری رابطه ی پارالل ایجاد کرده است ، بر سر او میکوبد و سعی میکند او را از صحنه خارج کند.
مردها هم همینطور هستند ؟
حالا نیایید و بگید که جنرالایز کرده ام و یا  اینها همه در تربیت نهفته است و چه و چه ها ، جنرالایز نمیکنم ، مسلم است که تعدادی این چنین نمیکنند ، خودم سعی میکنم اینطور نباشم. ولی این خصوصیت را در زنان به دفعات دیده ام. حالا مانده ام که آیا این یک خصوصیت زنانه است یا به کلی یک خصوصیت انسانی است ؟  
 

[ 5:58 | مهشيـد | 0 دنبالک | 1 ديدگاه ]


Powered by MT3.35