این خبر را که شنیدم . به قانون فکر نکردم. به اینکه قانون چیست و بی قانونی چیست. انسانی در مقابل چشمانم مجسم شد که سنگها بر سر و صورتش کوبیده میشوند و از همان حرکت انعکاسی عادی انسانی ، یعنی پوشاندن سر و صورت با دستها هم ناتوانش کرده اند. و انسانهایی که سنگها را از زمین بر می دارند و بر سر و صورت یک انسان بی دفاع میکوبند. این انسانها کی هستند ؟ چه جور آدمهایی هستند ؟ آخر چه کسی سنگ میزند ؟ و این نوشته ی آسیه به نظرم بسیار ضروری است. برخلاف خیلی از دوستان ، من معتقد نیستم که باید انسانهای حقیر و حقارتشان را بی جواب گذاشت. به نظرم حقارت مادر بسیاری از پلیدی هاست. به نظرم انسانهای حقیر یکدیگر را میجویند و میابند و حقارتشان را وسعت میبخشند. به نظرم انسانهای حقیر ، انسانهای خطرناکی هستند. انسانهایی که دست به هر کاری میزنند و به هر ذلتی تن میدهند. انسانهای حقیر قابل ترحمند، آری . ولی باید با ایشان و حقارتشان مقابله کرد . نباید در مقابلشان سکوت کرد. همین سنگها ی چند روز پیش را که به سر و روی یک انسان پرتاب میشدند ، مگر نه اینکه انسانهای حقیر این سنگها را از زمین برداشتند و به سوی یک انسان دیگر پرتاب کردند ؟ این جواب آسیه به حسین درخشان ، جواب صداقت است به حماقت ، جواب شرافت است به حقارت . . جوابی لازم و ضروری راستی یک سوال : دقیقا مطمئن نیستم ، ولی این درخشان در نشریه ی اینترنتی روز زمانی کاره ای نبود ؟ گفتم که اطمینان ندارم ، اما یه جورایی فکر میکنم دوستانی که او را زمانی بالا نشانده اند بدجوری روی دم این آقا لگد کرده اند که اینطور پاچه میگیرد. و از آنجایی که حسین آقایی که من شناختم خیلی آدم پول دوستی است فکر میکنم بدترین کاری که میشود با او کرد که میتواند این پاچه گیری ها را پی آمد داشته باشد ، قطع کردن نان و آبش است. خلاصه اگر کسی میداند بد نیست بگوید. برای روشن شدن خودم میخواهم. چون قبلا ها لا اقل حسین فقط پارس میکرد و چندان گاز نمیگرفت. اما الان لگد میگیرد و گاز هم میگیرد و خلاصه سگ نگهبانی خوبی است. حالا شما پیدا کنید پرتقال فروشی را که قول و قرار های مفصل را با این سگ بیچاره گذاشته است. اعتراض به دستگيري فعالان جنبش دانشجويي با حمايت فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر ادامه دارد. ___________________________
|