دروغی دیگر ، فریبی دیگر ، چرا ؟ قبلا در وبلاگ خودم راجع به کتاب مصلوب نوشته ی خانم کتایون آذرلی ، نوشته بودم ، نوشته بودم که این کتاب به نظر من یک فیکشن به تمام معنی است، داستانی که خانم آذرلی ساخته اند ، چرایش برایم در آن زمان مشخص نبود . هنوز هم مشخص نیست. ولی دیدن عکس العمل بعضی از آقایان برایم مسلم تر کرد که خیلی ها ، نه به دنبال حقیقت که به دنبال به قول خودشان افشای جمهوری اسلامی هستند. و در این مورد از گفتن هر دروغی و حتی تایید هر دروغی ، هم کوتاهی نمیکنند. هرچند که در انتها دروغهای بزرگ ، حقیقت های وحشتناک را زیر پوشش بگیرد و همه را یک سره دروغ جلوه دهد. در این زمینه در وبلاگم در همان روزها ، در برخورد با آقایی که با نام مستعار به من پاسخ داده بودند و بعدها مطلع شدم که ایشان خود دعوت کننده ی خانم آذرلی به جلسه بودند و به یک معنی چاره ای جز توجیه اعمال خود نداشتند ، نوشتم. آن روزها و بعد از آن هم با آقای ایرج مصداقی در باره کتاب خانم آذرلی صحبت کرده بودم. او نیز قبلا با کتاب برخورد کرده بود و معتقد بود که کتاب سر تا پا داستان سرایی است. و این قضیه بار دیگر تکرار شده است. این بار خانمی به زبان انگلیسی کتابی منتشر کرده اند با نام زندانی تهران ، که در ان ایشان از سن 13 سالگی یک پا تحلیلگر سیاسی و انقلابی هستند. همه ی اینها میتواند خنده دار باشد و قابل خواندن و گذشتن ، اگر این کتاب به نام کتاب داستان و نه به نام خاطرات زندان منتشر میشد. اما مگر میشود ، وقتی درو غ میگوییم باید آنچنان بزرگ باشد که خودمان اول از همه آن را باور کنیم. قسمتهایی از کتاب را با برخوردهای به جا و به موقع آقای ایرج مصداقی در این مقاله ی ایشان به نام چوب حراج به خاطرات زندان بخوانید. من آقای مصداقی را در این مورد حقیقتا آگاه میدانم و نظرات ایشان و نقطه نظرات ایشان به نظرم همواره کارشناسانه و دقیق است. اینطور که معلوم است این دکان که با کتاب خانم آذرلی و چند کتاب دیگر باز شده بود ، به این سادگی ها بسته نمیشود ، هیچ ، بین المللی هم میشود . شرم آور است که آنچه برای بسیاری از عزیزان ما رنج و زجر و درد به همراه داشت و کابوسهای شبانه ی ایشان را فراهم می آورد که هنوز پس از سالیان سال ، تنهایشان نمیگذارد ، دکانی برای در آوردن نان برای تعدادی دیگر باشد. حرکتی در جهت اعتراض به این کتاب و انتشار گسترده ی آن در جریان است که شروعش در اینجاست . اما احتمالا در همین جا نخواهد ماند. باید با دروغها مقابله کرد ، تا راستی ها مورد خدشه قرار نگیرند.
|