
این عکسها را همه ی شما دیده اید . من به عنوان خبر این عکسها را اینجا قرار نمیدهم. دیدنشان تازگی ندارد. فقط این روزها دائما این عکسها را میبنم و فکرهایی به سرم می افتد که سعی میکنم از خودم دور کنم. دیگر دیدم نمیتوانم ، نباید... فکر هایم این است : بر ما چه رفته است که به هر تحقیری تن میدهیم ؟ این زن جوان ، این جوانان با سر و روی خونین و آفتابه به گردن ، اینها انسان هستند. چطور ما انسانها اینگونه به تحقیر همنوع خود رضایت میدهیم ؟ به اسم بی حجاب ، به اسم اراذل ، به اسم اوباش ، هر روز دارند غرور و حرمت انسانی ما را پایمال میکنند . چطور راضی میشویم ؟ سالها پیش فیلم مستندی از افغانستان و رفتار طالبان با مردم دیدم. یکی از صحنه ها مردی طالبان ، تکه چوبی در دست داشت و بر سر و کول مردم میکوبید . نمیدانم این چوب که بر سر و کول مردم میکوبید ، درد هم می آورد یا نه . ولی اغراق نمیکنم اگر میگویم من بی اختیار گریه ام کرفت. دیدن تحقیر انسان ، در توانایی های من نمیگنجید. گریه ام گرفت زار زار گریستم. آن روزها با دوستانم صحبت میکردیم ، و همه متفق القول بودیم که اندیشه ای مثل طالبان در میان مردم ما نمیتواند پابگیرد ، که مردم ما در مقابل این طرز برخورد و تحقیر انسانی نمیتوانند سکوت کنند.
این روزها ، با دیدن این فیلمها و عکسها ، اشک به همان شکل ، با همان تلخی ، امانم نمیدهم و بر پهنای چهره ام جاری میشود. آن ها طالبان بودند. اینها پلیس تحصیل کرده ی مملکت ما هستند. بر سر زنان کوبیدن و آنها را خونین و مالین کردن ، جلوی زنان را گرفتن و گوشزد کردن که چنین بپوش و چنان نپوش انگار که ستون های مذهب متعفن شان با تارهای موی زنان می لرزد. به ضرب مشت و لگد پسران جوان را در صندوق عقب ماشین ها انداختن و آنها را وارونه سوار خر کردن و اراذل و اوباش نامیدن و آفتابه بر گردنشان انداختن و در محلات گرداندن.... اینها نیروهای انتظامی کشور ما هستند ؟ یعنی برای انجام این اعمال وحشیانه حقوق میگیرند ؟ مگر وظیفه ی اینها ایجاد امنیت و حفاظت از شهروندان در مقابل متجاوزان نیست ؟ از خود ایشان باید به کی پناه ببریم ؟ در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم ، حرمت انسانی به حدی است که مجرم ، تا زمانی که جرمش در دادگاه اثبات نشده باشد از حقوق کامل شهروندی برخوردار است . و پس از آن هم به عنوان شهروند خطاکار مورد سرپرستی اجتماع قرار میگیرد . اما هرگز مورد آزار و تحقیر قرار نمیگیرد. این حرکت های بربرمنشانه در خیابانهای کشوری که دم از دستیابی به انرژی هسته ای و کنترل آن میزند ؟ و ما می ایستیم و نگاه میکنیم ؟ به من بگویید ، فرق این ها با آن طالبانهای بیسواد قرآن خوان چه بود ؟ به من بگویید ، فرق قبول این تحقیر با قبول تحقیری که از طالبان بر ملت افغان رفت چه است ؟ به من بگویید ، چرا به این تحقیر تن میدهیم ؟ به من بگویید دیگر چه باید با ما بکنند، چه بلایی باید سر ما بیاورند تا برخیزیم و نه بگوییم ؟ به من بگویید : بر ما چه رفته است که اینگونه پست زیستن را تاب می آوریم و این نواله ی ناگزیر را گردن خم میکنیم ؟ یکی بیاید به من بگوید که آیا امیدی هست ؟ آیا خرده شرری هست هنوز ؟  
|