April 3, 2007

در کامنت های مربوط به پست فیلم یک شب ، یک کامنت توجه مرا به طور بخصوصی جلب کرد :

آقای بهرام مینویسد :
....داستان زندگی مردی که زنش را کشته بود مو به تنم راست کرد. دوستی داشتیم که چنین زنی داشت ومتاسفانه دوستش هم داشت. چه زجرها که از او نکشید. خوشبختانه کار به قتل وکش وکشتار نکشید. طلاق اخر ماجرا بود.ولی این دوست دیگر همانی نبود که بود. اعتقاد عمیقش به برابری انسانها وبه برابری زنان ومردان شکست .کلا تمام اعتقاداتش در هم ریخت. الان هفته ای یک زن روشنفکر بلند میکند وبا خوابیدن با آنها تحقیرشان میکند. متاسفانه این روحیه جلب نظر دیگران وشمع محفل بودن در برخی زنان روشنفکر به حدی اثرات بدی گذاشته است که حتی بی اعتمادی به زنان صادق را هم به همراه آورده وترو خشک رابا هم میسوزاند. در میان وبلاگ نویسان زن هم از این دست آدمها کم نیست واز نوشته های شان بوی این بیماری میاید. عقاید انان را بازار تفکرات روشنفکری مد روز تعیین میکند.

بی آنکه بخواهم آقای بهرام را ـ که هیچ شناختی از او ندارم ـ به نقد بکشم ، برایم این برخورد بسیار قابل توجه آمد. و فکر میکنم کمی روی آن تمرکز کنیم ، بگذارید برایتان شرح بیشتری بدهم.

در فیلم سه مرد و دو زن بازی حضور فعال دارند. مادر نگار را نمیبینی ولی میدانی که با مرد زن دار رابطه دارد . حاج آقا زن و بچه دارد ولی " تنوع طلب " است ، به قول خودش مثل همه ی مردها !!! و دنبال این است که با نگار ـ که به گفته ی خودش به سن دخترش است ـ هم باشد ، هر چند وقت که میل نگار است.
آقای دکتر زن و بچه ندارد و با مادرش زندگی میکند. ولی مشخص  است که جمعه به جمعه ، سر و گوشش میجنبه. و دروغ هم میگوید. پیدا شدن تلفن همراه در اتوموبیل او و واکنش دستپاچه اش وقتی که داشت ادعا میکرد که تا کنون کسی را سوار نکرده است ، نشان میدهد که آقای دکتر برای دسترسی به یک رابطه  از گفتن دروغ ابایی ندارد.  مرد گرافیست آخرین مرد در فیلم است. مردی که زنش به او خیانت کرده و او را کشته است.
ما اینجا با سه مرد خیانت کار طرف هستیم ، و یک مرد که به زنش خیانت میکند. ولی ما معمولا روی زن خیانتکار متمرکز میشویم. مردان خیانتکار پدیده ای معمولی و پذیرفته شده از طرف جامعه ی انسانی هستند. این زنان خیانت کار هستند که مسئله سازند.
آقای بهرام ضمنا اشاره ای دارند به وبلاگ نویسان زنی که دچار بیماری" در مرکز قرار گرفتن" هستند . ایشان را خطرناک میدانند و  به نوعی اخطار میدهند.
در وبلاگستان من با مردانی که زن و بچه دارند ولی دنبال رابطه هستند زیاد برخورد داشته ام. تقریبا میشود گفت که سر و گوش اکثریت این مردان میجنبد. اما اخطاری در مورد این مردان درکار نیست.در مقابل  باید از معدود زنانی که دچار بیماری خود محور بینی هستند اجتناب کرد .

چرا ناهنجاری های مردان اینچنین پذیرفته شده است ؟  چرا به این ناهنجاری ها عادت کرده ایم و در مقابل ناهنجاری های رفتاری زنان را فاجعه آمیز می دانیم ؟

[ 6:44 | مهشيـد | 0 دنبالک | 2 ديدگاه ]


Powered by MT3.35