یه میل آب دار داشتم با هزار تا بد و بیراه که چرا راجع به انتخابات چیزی ، هیچ چیزی ننوشتم. نمیفهمم چرا دیگه فحش میدهند. من یادم نمیاد خودم را کاندید کرده باشم.
اینم نظر ِ من :
مردم گروه ساقط مردم دلمرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر میرفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم میشد. ....... خورشید مرده بود و هیچکس نمیدانست که نام آن کبوتر غمگین کز قلبها گریخته ، ایمان است.
(فروغ)
|