December 2, 2006

قابل توجه دوستان مقیم سوئد : برنامه ی امشب تلویزیون 2 سوئد ، از ساعت هشت  تا دوازده شب،به فیدل کاسترو و مستند هایی در باره ی او  ، از جمله فیلم مشهور کاماندانته اختصاص دارد. این برنامه را من جای شما باشم از دست نمیدهم.

به نظرم فیدل کاسترو دم خروس چپ ایرانی است. در فرمایشات دوستان عملا تقسیم دیکتاتوری به " دیکتاتور خوب " و " دیکتاتور بد " را مبینی. نشده است من چیزی در مورد فیدل خان بنویسم و یکی دو نفر از راه نرسند و پاشنه دهنشان را ورنکشند و فحش های چاروادار به من ندهند که :
" آهای بی سواد ...تو رو چه به فیدل خان، برو جلو بوق بزن ، تا دهنتو آب نکشیدی اسم فیدل جان را نجس نکن زنیکه ی ...."
اینطور که معلوم است از نظر ایشان باید حتما 120 واحد چی چی شناسی خوانده باشی تا بتوانی در مورد فیدل خان ـ آنهم البته نه منفی ، بلکه کاملا مثبت ـ صحبت کنی. و اگر حتی آن 120 واحد چی چی شناسی را خوانده باشی ـ من بخدا این کار را کرده ام ولی چی چی شناسی من با چی چی شناسی که ایشان برای تعریف و تمجید از فیدل خان نیاز دارند مترادف نیست ـ و از ایشان تعریف و تمجید نکنی بی سواد به حساب می آیی.

خوب از این دسته که بگذریم . میرسیم به دسته ی دیگر . چپ های ایران. که دیکتاتوری فیدلی را از نوع " دیکتاتوری خوب " میدانند و هر وقت حرفش میشود از بهداشت رایگان و تحصیل رایگان در کوبا صحبت میکنند.و جو پلیسی کوبا و سلطنت خودکامه و مادام العمر و تخت گاز بیش از 40 ساله ی فیدل خان را زیر سیبیلی در میکنند.  ایشان همچی از این مسئله صحبت میکنند که انگار فیدل خان شق القمر کرده است اگر بهداشت و تحصیل را رایگان کرده است. 

بهداشت و تحصیل رایگان جزو خدمات فیدل کاسترو و دولت او نبود. اینها جزو وظایف او و دولتش بود. یک دولت سوسیالیستی قرار نیست غیر از این باشد. آنچه کاسترو نکرد را باید زیر سوال ببریم و نه آنکه کرده هایش را ـ که همگی جزو وظایف او و دولتش بود ـ عمده کنیم و به عنوان تاجی بر سر سوسیالیسم بیانگاریم.

سال پیش که خانم " فمینیستی "  از آلمان  در اینجا برای سخنرانی حضور داشت و از شدت فحشا در کوبا صحبت کردیم ، ایشان فرمودند که فحشای کوبا به دلیل لوکس طلبی و زیاده خواهی آن زنان است و نه مشکلات  اجتماعی و اقتصادی  کوبا. با شنیدن این حرفها از یک خانم فمینست چپول ( که در اینجا چپولیتش به فمینیستیتش چربیده بود )، خیلی سعی کردم شاخی را که روی سرم سبز شده بود از دید دوستان پنهان کنم و بی اختیار یاد آخوندها و آخوند طلب های ایرانی افتادم که فحشای زنان ایران را به دلیل لوکس طلبی و زیاده خواهی این زنان میدانند و نه مشکلات اجتماعی و اقتصادی در ایران. آنجا بود که به این حرف خودم ایمان بیشتری آوردم که ایدئولوژی چشمان انسان را به روی حقیقت میبندد و دفاع ایدئولوژیک ـ چه ایدئولوژی اسلامی باشد و چه ایدئولوژی چپ ـ انکار واقعیت را جزو وظایف غیر قابل انکار مدافع قرار میدهد.

دوستان حتی به آغوش گشوده چاوز برای احمدی نژاد  به راحتی اعتراض میکنند ، اما سفر دوستانه کاسترو به ایران و ملاقات صمیمانه اش با خاتمی و برخواستن او  از بستر بیماری در ملاقات با احمدی نژاد را به این دلیل که نمیخواست در مقابل " مرد بزرگی " مثل احمدی نژاد دراز کشیده باشد ، را به آسانی زیر سیبیلی در میکنند. این درحالی است که اگر منصفانه به حکومت چاوز و سیاست های داخلی او نگاه کنیم ، دولت او را بسیار دمکرات تر از حکومت کاسترو میابیم .

فیدل کاسترو را من دم خروس چپ سنتی ایران میدانم که " دیکتاتور خوب "!!! ( مگر چنین چیزی هم وجود دارد ؟) را به "دیکتاتور بد " ترجیح میدهد و اختناق و فقر موجود در کوبا ـ جایی که نه ثروت بلکه فقر به تساوی تقسیم شد ـ را به بهداشت و تحصیل رایگانش می بخشند .
دولت کاسترو طبق آمار جهانی پلیسی ترین دولت جهان شمرده شده است چرا که تعداد سرانه ی پلیس نسبت به جمعیت از دیگر کشورهای جهان بیشتر است. مخالفت با دولت کاسترو زندان و تبعید را در بر دارد و دیدن پناهندگان سیاسی کوبایی در کشورهای پناهنده پذیر ، چیزی غیر عادی نیست.

چپ سنتی ایران اگر ادعایی بر عدالتخواهی و دفاع از حقوق بشر دارد باید تکلیف خود را با "اختناق  سوسیالیستی " کوبا روشن کند وگرنه این دم خروس تا دنیا دنیاست ، اعتقاد او را به عدالت و آزادی زیر سوال میبرد.

از دمکراسی در کوبا چه خبر ؟ آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی  کجا هستند ؟ چرا چپ ِ ما با این اختناق به این سادگی کنار می آید ؟  اینها سوالهایی است که طرفداران بی چون و چرای  فیدل کاسترو باید به آن جواب بگویند.

خلاصه همه اینها برای این بود که بگویم : برنامه ی امشب تلویزیون یک سوئد را از دست ندهید :))

[ 9:56 | مهشيـد | 0 دنبالک | 13 ديدگاه ]


Powered by MT3.35