November 26, 2006

بعد از دستور...
چیزی تغییر نکرده ، هنوز در مرخصی استعلاجی!!! به سر میبرم:)) فقط گفتم این را بگویم و آن را بنویسم و بروم :

با چند تن از بچه ها بودیم ( همگی زن بودیم ) و حرف بود و یکی از بچه ها گفت : زنان ، زنان ، دمشان گرم ، خوب کار میکنند. هر حرکتی در ایران است توسط زنان است . مردان چه کار میکنند مگر ؟ و همه به هم نگاه کردیم : راستی مردان چه کار میکنند ؟

وقتی به خانه رسیدم همین فکر را ادامه میدادم. مردان چه میکنند مگر ؟ راست است که همه حرکت ها از زنان است ؟

بعد دیدم که انصاف را به جا نیاورده ایم. مردان هستند که دزدیده  و سر به نیست میشودند. مردان هستند که در زندان زیر شکنجه از بین میروند و اعلام میشود که سکته کرده اند . مردان هستند که در اعتصابات دانشجویی دستگیر میشوند و بعد هم خبری از ایشان نیست. بیشترین درصد زندانیان سیاسی ما را امروز مردان تشکیل داده اند  . پس اعلام اینکه مردان هیچ نمیکنند بی انصافی بزرگی است.

اما مشکل در جای دیگر است اگر حرکت های اجتماعی به صورت زنانه و مردانه مجزا میشوند.  اینکه زنان متشکل تر از مردان حرکت میکنند. مردان فاقد تشکل خاصی هستند ، حرکت زنان صنفی است و متشکل. حرکت مردان هم مسلما میباید صنفی باشد ( حرکت سیاسی با توجه به جو پلیسی جامعه قبل از آغاز محکوم به شکست است ) ولی این حرکت های صنفی ، تشکل های پراکنده ای است که نامهای مختلف به خود میگیرد و "مردان " یکی از این نامها نیست.
جنبش های کارگری معمولا جنبش های مردانه است ( متاسفانه بیش از حد مردانه ) ، و قربانیان آن نیز مردان هستند. پس بی انصاف نباشیم و مردان را بی کار و بی مایه نبینیم. هر کسی که ستم میبند در رفع ستم دست به کار است.

در همین فکر ها بودم که توجهم به نکته ای جلب شد.
دانشجویان را از همیشه از طبقات مجزا کرده ایم. دانشجویان از همه طبقات هستند و به دلیل تفکر ایده آلیستی خود در زمان حرکت فراطبقاتی عمل می کنند.
زنان فعال معمولا به طبقه متوسط تعلق دارند.
جنش های کارگری عمدتا مردانه است و مردان طبقه کارگر را به فعالیت می طلبد.
روزنامه نگاران و نویسندگان ـ اعم از زن و مرد ـ به تناسب شغلی شان و وظیفه ای که شغل و مشغله شان بر عهده ی ایشان گذاشته ، به سانسور و جو حاکم اعتراض میکنند.
مردان طبقه متوسط چه کار میکنند ؟ کجا هستند ؟ چه میکنند ؟ یعنی اعتراضی ندارند ؟ اینقدر بهشان خوش میگذرد که سکوت کنند ؟ کاری ندارم به آن چند تایی که وبلاگ دارند و در وبلاگهایشان هر روز شاخ فیل را میشکنند ولی در هیچ اعتراضی نیستند و پیدایشان نمیشود. حساب آنها با کریم الکارمین است. منظورم  مردم عادی طبقه متوسط است. کجایند؟

کسی برای این سوال پاسخی دارد و میتواند نمودی از حضور مردان طبقه متوسط در اعتراضات اجتماعی ارائه دهد ؟ 

آخر کار هم قسمتی از شعر بلند و تازه مینا اسدی را برایتان مینویسم ، از این قسمتش همچی یه هوا اضافه خوشم آمد :

نه
من هنوز
آردهایم را نبیخته‌ام
و الک‌‌‌ام را نیاویخته‌ام

 اگر «بوش» آقای جهان شود
اگر «پاپ» دست همه‌ی ملاها را ببوسد
اگر «شما» تخم همه‌ی «بالایی» ‌ها را دستمال کنید
اگر «چاوز» انشاءالله گویان 
           
   کون «احمدی‌نژاد» را بلیسد
و - حتا- 
 اگر «مارکس» از گور خویش برخیزد
و فرمان آتش بس دهد
من تجدید نظر نمی‌کنم

 من
 
 از همین‌جا
از راهروهای تنهایی‌ام
و از تاریک‌ترین نقطه‌ی تبعیدم
با همه‌ی پابرهنگان
با همه‌ی گرسنگان
با همه‌ی آوارگان
با همه‌ی تن‌فروشان
با همه‌ی مادران 
               
  و با زنان 
                       
  با زنان
                             
  و با زنان
تجدید عهد می‌کنم
که تا در بر این پاشنه می‌چرخد
در نگاهم به جهان 
               
 «تجدید نظر» نکنم

تمام شعر را اینجا بخوانید

 


 

[ 10:59 | مهشيـد | 0 دنبالک | 10 ديدگاه ]


Powered by MT3.35