انشااله گربه است...
بازگشت ساندینیست ها با رای مردم در دنیایی که تخت گاز به سوی سرمایه میتازد ، حادثه مهمی است. انقلاب نیکاراگوئه با انقلاب ایران همزمان بود. اما نتیجه ی متفاوتی داشت. اورتگا بعد از مدتی با رای مردم کنار رفت ، او معتقد بود تا زمانی حکومتش بر حق است که خواسته ی مردم باشد. اورتگا سعی زیبایی در تلفیق دمکراسی و سوسیالیسم داشت که با بازگشتش به قدرت با خواست مردم ، نمایش زیبایی از ممکن بودن این تلفیق را ارائه داد.
در ایران ساندینیست وجود نداشت. رژیم ایران ساندینیست نبوده. ما نیز که چپ بودیم ، ساندینیست نبودیم. من مطمئن هستم که اگر انقلاب بهمن سال 57 به رهبری چپ هم میبود ، چپ ِ 57 ِ ایران ، بی هیچ بویی از دمکراسی ، هرگز قدرت را رها نمیکرد. در بهترین حالتش شرایطی مثل کوبا ، که هنوز هم از نظر چپ سنتی ما قابل احترام است و برای تولد کاسترو ی دیکتاتور جشن میگیرد و بالاتر از گل گفتن به او را با فحش و فضاحت جواب میدهد ، را برای ایران به وجود می آورد.
ساندینیست ها برگشتند و این پیروزی بزرگی برای دمکراسی و سوسیالیسم است.
فقط امیدوارم که به زودی عکس های خانوادگی اورتگا به همراه رفیق چاوز و رفیق کاسترو و برادر احمدی نزاد روی صفحه های اینترنتی قرار نگیرد که با دیدن عکس بی اختیار کلمات OH Shit ، بر زبانمان جاری نشود ، امیدوارم که اورتگا مغزش از رفقای قدیمی اش کاسترو و چاوز کمی بهتر کار کند.
راه دیگرش هم این است که اگر چنین عکسی چاپ شد ، مثل بسیاری از رفقای چپ سنتی ، رویمان را آن ور کنیم و بگوییم : انشاله گربه است....
|